کافی نت دانش

اردبیل: سه راه دانش.جنب پست بانک مرکزی.04512243291

فرایندهای استراتژیک در سازمانهای هلدینگ

عنوان مقاله: فرایندهای استراتژیک در سازمانهای هلدینگ
مولف/مترجم: مهندس بابک زنده دل
موضوع: مدیریت بازرگانی



چکیده: برنامه ریزی، هماهنگی فعالیتها برای نیل به اهداف با در نظر گرفتن شرایط است. بقا و رشد سازمانها در بازار رقابتی و تغییر مستمر شرایط محیطی، بکارگیری روشی اثربخش برای برنامه ریزی سازمانها را ضروری ساخته است . شناسایی و تعریف صحیح فرایندهای استراتژیک، منابع سازمان را جهت رسیدن به اهداف هماهنگ می‌سازد‌. پس، نبود فرایندهای استراتژیک باعث می شود، منابع سازمان در جهات مختلفی که نهایتًا منجر به ایجاد ارزش افزوده برای سازمان نمی شود، صرف شوند. بسیاری از سازمانها در مرحله شناسایی فرایندهای استراتژیک خود با مشکل روبرو می شوند. از جمله مهمترین این سازمانها که تدوین این فرایندها نیز برای آنها به دلیل پیچیدگی و گستردگی حوزه های فعالیت آنها، بسختی صورت می گیرد، سازمانهای هلدینگ هستند. بنابراین برآن شدیم تا با توجه به نوپا بودن این گونه سازمانها در ایران به شناسایی و تعریف فرایندهای استراتژیک به صورت کلی برای یک سازمان هلدینگ بپردازیم.

 

 

مقدمه
شرکت هلدینگ شرکتی است که دارای سهام ممتاز و یا عمده چندین شرکت دیگر است، به این معنا که در هیئت مدیره آن شرکتها حداقل یک عضو نماینده دارد و بنابراین دارای حق رای است و می تواند از این طریق آن شرکتها را مدیریت و کنترل کند و از مزایای حاصل از کسب و کارهای مختلف نیز منتفع شود. به این شرکتها گهگاه شرکتهای مادر نیز گفته می شود. اصطلاحات رایج و مشابه دیگری نیز وجود دارند که از آن جمله می توان به شرکتهای کنترل کننده، شرکتهای دارنده و یا شرکتهای مالک اشاره کرد. به عنوان نمونه در تعریف شرکت مالک گفته اند که شرکت مالک، شرکتی است که مالک سهام شرکتهای دیگر است و ازاین طریق شرکتهای دیگر را کنترل می کند. در واقع می توان گفت هلدینگ ها شرکتهای بزرگی هستند که اغلب، تنها به صورت شرکتهای مالک هستند و هیچ گونه نقش تولیدی بر عهده ندارند و به گونه ای روز افزون تبدیل به واحدهای مالی می شوند و مسائل مالی در تصمیم گیری آنها نقش مهمی را ایفا می کند.
ستاد هلدینگ شامل فرایندهایی چون برنامه ریزی ،کنترل ،نظارت و پشتیبانی است. شرکتهای تابعه(واحدهای کسب و کار استراتژیک) همان کارخانه ها و واحدهایی هستند که به صورت مستقیم به تولید و ارائه محصولات و خدمات می پردازند و به صورت مستقیم با مشتری سروکار دارند.

 

ضرورت طراحی فرایندهای استراتژیک در سازمانهای هلدینگ
از آنجایی که سازمانهای هلدینگ در رشته های مختلف کسب وکار فعالیت می کنند و با واحدها و فرایندهای گوناگونی سروکار دارند، برنامه ریزی، کنترل و هدایت این اجزا در راستای تحقق اهداف هلدینگ از چالشهای بسیار مهم این دسته ازسازمانها محسوب می‌شود. از طرف دیگر ماهیت وجودی سازمانهای هلدینگ ایجاد ارزشی مازاد بر مجموع ارزش تک تک واحدها و فرایندهای آن(هم افزایی) است. چرا که در غیر این صورت، با منحل کردن هلدینگ انتظار می رود عملکرد واحدهای تابعه بهبود یابد.
بر این اساس، می توان طراحی و پیاده سازی فرایندهای استراتژیک را به عنوان یک گام اساسی در اداره سازمانهای هلدینگ قلمداد کرد.

 

انواع فرایندهای استراتژیک در یک سازمان هلدینگ
فرایندهای استراتژیک در یک سازمان هلدینگ به چهار حوزه زیر تقسیم بندی می‌شوند:
1. حوزه بین کسب و کار: که تعاملات بین واحدی در آن حکم فرماست.
2. حوزه مالی: مباحث پولی، مدیریت مالی و مهندسی مالی را در بر می گیرد.
3. حوزه پشتیبانی: پشتیبانی یکپارچه از واحدها و فرایندهای سازمان را مد نظر دارد.
4. حوزه مشتری: فرایندهای ارزش آفرینی که خروجی آنها مستقیما به مشتری بر می‌گردد را مد نظر دارد.

 

-1حوزه بین کسب و کار
فرایندهای این حوزه عبارتند از الگوبرداری، تقویت همکاری در زنجیره تامین، فروش بین واحدی، مدیریت دانش، مدیریت برند، مدیریت ادغام و مدیریت ارتباطات و فناوری اطلاعات. در ادامه به تشریح هر یک از فرایندهای مذکور می‌پردازیم.
1– 1 بنچ مارکینگ
در سازمان هلدینگ به علت وجود چندین رشته فعالیت و تعداد زیادی واحدهای کسب و کار، می بایستی عملکردهای موفق در هر گروه شناسایی و بهترین تجارب کسب شده تسهیم شود. به این‌ وسیله هم شیوه های کارآمد و تجارب موفق به دیگران منتقل می شود و هم برای هدف‌گذاری می تواند ملاک مقایسه قرار گیرد.
فرایند بنچ مارکینگ از مراحل زیر تشکیل یافته است:
_ شناسایی شرکتهای موفق داخلی؛
_ تسهیم بهترین تجارب شرکتهای موفق؛
_ تحلیل فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب.
1-2 - مدیریت دانش
از آنجایی که شرکتهای زیر مجموعه هلدینگ نسبت به فرصتها، تهدیدات، نقاط قوت و ضعف خود آگاهتر از مدیران هلدینگ هستند، مدیران این واحدها از قابلیت بهتری برای تصمیم گیری در مورد واحد خود برخوردارند. بنابراین می بایستی دانش این پرسنل استخراج و به مدیران هلدینگ برای تصمیم گیری اثربخش منتقل شود.
 
1-3 - مدیریت نام تجاری
موارد اساسی در مدیریت نام تجاری عبارتند از:
_ تقویت نامهای تجاری شرکتهای تحت پوشش؛
_ توسعه و عرضه محصولات تحت یک نام تجاری معتبر؛
_ فروش نام تجاری.
1-4 - مدیریت زنجیره تامین
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین هماهنگ سازی جریانهای مواد و اطلاعات بین واحدهای موجود است. اجزای سازنده زنجیره تامین در شکل (1) آورده شده اند.
1-5 - فروش بین واحدی
در یک شرکت هلدینگ فروش بین واحدی می تواند به عنوان استراتژی برای کلیه واحدهای تحت پوشش مطرح شود. به این ترتیب آنها ملزم به این خواهند بود تا در کنار محصولات خود محصولات دیگر واحدهای شرکت را نیز تاحد امکان عرضه دارند تا به این وسیله سهم سبد و هزینه مشتری از سازمان افزایش یابد.
این فرایند از دو جزء اساسی تشکیل یافته است:
1. معرفی محصولات جانبی دیگر واحدها در کنار محصول اصلی؛
2. معرفی مشتریان یک واحد تابعه به واحد دیگر.
معرفی محصولات در کنار محصول اصلی به این معنی است که می توان همزمان با ارائه محصولات یک واحد تابعه محصولاتی مرتبط از واحدهای دیگر نیز ارائه شود. مثلا در کنار فروش موتور سیکلت می توان کلاه ایمنی را نیز به عنوان محصول شرکت دیگر عرضه کرد.
معرفی مشتریان به سایر شرکتها بدین ترتیب است که با ارائه لیست مشتریان یک واحد به واحدهای دیگر می توان سهم خرید هر یک از آنها را افزایش داد. مثلا یک واحد فروش محصولات لبنی می تواند مشتریان واحد فروش مواد غذایی را شناسایی و با فرستادن کاتالوگ محصولات خود را نیز معرفی کند.
1-6 - مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
تسهیم خدمات، از جمله اطلاعات مورد نیاز در بین واحدهای یک سازمان هلدینگ به عنوان یکی از مهمترین اقدامات برای کاهش هزینه های دسترسی به اطلاعات مطرح است. مدیریتIT به عنوان بخشی از پورتفوی خدمات استراتژیک مطرح است.
مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات از دو جزء زیر تشکیل شده است:
1. تهیه و پردازش داده ها و ارائه اطلاعات مورد نیاز؛
2. تدوین نظام اطلاعاتی و پشتیبانی از سیستم های اطلاعاتی و شبکه.
1-7 - مدیریت ادغام
از مزیتهای عمده مدیریت ادغام می‌توان دست‌یابی به منافع مشترک از طریق هم افزایی و کاهش ریسک تجاری را نام برد. اهمیت این هدف از آنجایی مشخص می‌شود که بسیاری از ادغامها به علت نبود همسو سازی و تلفیق مدیریتها، فرهنگها، استراتژی‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی شکست می خورند. در همین خصوص مطالعات مکنزی در خلال سالهای1990 تا2000 موارد زیر را نشان می‌دهد:
_ تنها11درصد از 193 ادغام در خلال سالهای1990 تا 1997 توانستند رشد درآمدهای خود را در کمتر از یک سال محقق سازند. به طور متوسط ادغامها با 12درصد کاهش درآمد مواجه شدند.
_ تنها 12درصد از ادغامهای سالهای1995 و 1996 توانستند رشد درآمدهای خود را در سه سال بعد نیز حفظ کنند. به طور متوسط این ادغامها دارای رشد 4درصد زیر متوسط صنعت بودند.
_ علت اصلی این ناکامیها نارضایتی مشتری و کارکنان پس از ادغام انجام شده بود.
بدین ترتیب مشخص می شود که مدیریت ادغام جزء حیاتی برای هلدینگ ها به شمار می رود تا بتوانند به گونه ای موثر واحدهای تحت پوشش خود را در راستای ایجاد هم افزایی تلفیق کنند.
-2 حوزه مالی
فرایندهای این حوزه عبارتند از مدیریت سرمایه گذاری، مدیریت مالی، مدیریت ریسک و مدیریت سبد سهام. در ادامه به تشریح هر یک از فرایندهای مذکور می‌پردازیم.
 
2– 1 - مدیریت سرمایه گذاری
شرکتهای هلدینگ دارای این مزیت هستند که می توانند با شناسایی چرخه عمر محصول ارائه شده و هدفی که در منظر مالی خود با توجه به این مورد تعیین می‌کنند، سود برخی از واحدها را برای سرمایه گذاری در واحدهای دیگر به کار برند.
مدیریت سرمایه گذاری وظایف زیر را برعهده دارد:
1. شناسایی فرصتهای موجود؛
2. مطالعات راهبردی و بررسیهای اقتصادی؛
3. تهیه طرح تجاری.
2-2 - مدیریت ریسک
جدای از رویکرد ادغام، فعالیتهای دیگری نیز مثل طراحی ابزارهای مالی برای کاهش انواع ریسک در شرکتها وجود دارد.
2-3 - مدیریت مالی
تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، مدیریت ورود و خروج سرمایه و وجوه نقد هلدینگ در این فرایند مد نظر قرار می گیرد.
2– 4 - مدیریت سبد سهام
مدیریت سبد سهام یا مدیریت پورتفولیو با رویکرد خرید و فروش سهام به منظور کنترل واحدهای تحت پوشش (سهام مدیریتی) و همچنین سودآوری انجام می گیرد. متاسفانه در ایران اکثر شرکتهای هلدینگ از این فرایند برای سود دهی استفاده می کنند و خود را از قید و بند کنترل شرکتهای خود رها می سازند.
اهم وظایف مدیریت سبد سهام عبارتند از:
1 - تجزیه و تحلیل های مالی-اقتصادی واحدهای تحت پوشش؛
2 - استفاده از مدل‌های ترکیبی برای تعیین نوع سهامهای موجود در سبد بر اساس ریسک و بازده.
-3 حوزه پشتیبانی
فرایندهای این حوزه عبارتند از مدیریت حقوقی، مدیریت اداری و منابع انسانی،مدیریت برنامه ریزی و مدیریت تحقیق و توسعه. در ادامه به تشریح هر یک از فرایندهای مذکور می پردازیم.
3-1 - مدیریت حقوقی
یکی از واحدهای ستادی سازمانهای هلدینگ می تواند واحد حقوقی باشد. بنابراین این فرایند نیز در منظر فرایندهای داخلی یک شرکت هلدینگ لحاظ شده است.با توجه به مطالعه موردی که در مورد بنیاد مستضعفان صورت گرفته است، فرایندهای فرعی زیر پیشنهاد می شود:
1. حل اختلافات؛
2. طرح و اقامه دعاوی و دفاع از حقوق؛
3. دعاوی و قراردادهای بین المللی؛
4. نگهداری و حفاظت اسناد و پرونده های حقوقی.
3-2 - مدیریت اداری و منابع انسانی
فرایند مدیریت منابع انسانی به عنوان یک فرایند پشتیبانی نه تنها در یک سازمان هلدینگ بلکه در بسیاری از شرکتها نیز مرسوم است. اما تفاوت این فرایند در هلدینگ با شرکتهای دیگر آن است که در هلدینگ ارائه این خدمات به تمامی واحدهای تحت پوشش به صورت یکپارچه انجام می گیرد. البته این بدان معنی نیست که مثلا وظیفه جذب پرسنل هر واحد تابعه بعهده هلدینگ می باشد. بلکه بیشتر سطوح مدیریتی را تحت تاثیر قرار می دهد.
بعنوان مثال در شرکت هلدینگ جنرال الکتریک مدیران ابتدا در واحدهای کوچک سازمان مشغول می شوند به گونه ای که موفقیت و یا شکست در این واحدها روی سه رقم اول درآمد عملیاتی سازمان تاثیری ایجاد نمی کند. سپس با توجه به توانمندیهایشان به پستهای بالاتر و کلیدی‌تر دست می یابند.
3-3 - مدیریت برنامه ریزی
فرایند برنامه ریزی در هلدینگ در نهایت به تهیه و تدوین برنامه های کلان سازمان و حداکثر تا سطح رشته فعالیت ها منجر خواهد شد. برنامه ریزی در سطح واحدهای تابعه توسط خود آنها انجام می شود، ولی در نهایت باید به تایید ستاد هلدینگ برسد.
این فرایند می تواند شامل زیر فرایندهای ذیل باشد :
1. تدوین نظام سنجش عملکرد برنامه و بودجه؛
2. تدوین و تلفیق برنامه و بودجه؛
3. نظارت و کنترل بر اجرای برنامه و بودجه؛
4. تهیه و تدوین آیین نامه ها و دستورالعملهای تخصصی مورد نیاز؛
5. تدوین و بهسازی نظام بهره وری و نظارت کلان بر اجرای آن.
3-4 - تحقیق و توسعه
تحقیق و توسعه در هلدینگ به منظور طراحی و ایجاد سیستم مدیریت تحقیق و توسعه در شرکتها،سیاست گذاری در خصوص نوآوری در محصولات و فرایندهای تولیدی و مدیریت تکنولوژی انجام می شود.

 

4 - حوزه مشتریان
فرایندهای این حوزه عبارتند از انتخاب،جذب،حفظ و رشد. در ادامه به تشریح هر یک از فرایندهای مذکور می پردازیم.
4-1 - انتخاب
شناسایی مشتریان برای بنگاه، تنظیم ارزش قابل ارائه برای جلب این مشتریان و خلق تصویری از نام تجاری که مشتریان مورد نظر را به محصول یا خدمت شرکت جلب کند.
4-2 - جذب
انتقال پیام به بازار، یافتن مشتری احتمالی و تبدیل آن به مشتری.
4-3 - حفظ
تضمین کیفیت، تصحیح اشکالات و ارتقای رضایت مندی مشتریان.
4-4 - رشد
شناخت از مشتری، ایجاد ارتباط با ایشان و بالا بردن سهم شرکت از خریدهای مشتریان هدف.
در ادامه فرایندهای استراتژیک برای ایجاد هم افزایی در یک سازمان هلدینگ در شکل (2) آورده شده است.

 

نتیجه گیری
در پایان پیشنهاد می شود، سازمانهای هلدینگ در ایران با توجه به اهمیت معماری فرایندی. اقدام به طراحی فرایندهای استراتژیک خود کنند. در این خصوص آماده سازی بستری مناسب برای پیاده سازی این فرایندها بسیار قابل تامل است. به عبارت دیگر بسیاری از فرایندهایی که از آنها نام برده شده است یا کاملا ناشناخته اند و یا شناخت مناسبی از آنها وجود ندارد. بنابراین آموزش و درک صحیح فرایندها و رویکرد فرایندی به عنوان پیاده سازی مدل مطرح هستند.

 

منابع
1. محسن اتابکی، راهبری سازمان های هلدینگ، انتشارات پیام مؤلف، سال1384.
2. Kaplan and Norton, 2006. Alignment, fist edition. Harvard Business School Press.
3. اندرسون و پترسون، راهنمای بهبود تطبیقی، ترجمه دکتر محمد کیمیا گری، انتشارات دانشگاه صنعتی امیر کبیر، سال1378
4. سارا کوک، رویکرد سیستماتیک الگوگیری، ترجمه دکتر مهدی غضنفری، انتشارات دانشگاه علم و صنعت، سال1381
5. دکتر عباس افرازه، مدیریت دانش، انتشارات دانشگاه صنعتی امیر کبیر
6. هارتموت استلر، مدیریت زنجیره تامین و برنامه ریزی پیشرفته، ترجمه نسرین عسگری و رضا زنجیرانی فراهانی، انتشارات ترمه، سال1382

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 17:58  توسط رامین  | 

: مفهوم آزادی در فلسفه

 

فهرست مطالب

فصل اول :                                                              

پیشگفتار:                                                                  

گفتار اول : مفهوم آزادی در فلسفه                                       

گفتار دوم : مفهوم آزادی در اخلاق                                     

گفتار سوم : مفهوم آزادی در حقوق                                     

فصل دوم‌ :                                                                

گفتار اول : آزادی تا مرز قانون                                         

گفتار دوم : آزادی تا حد عدم تجاوز به حقوق دیگران                  

گفتار سوم : آزادی تا حد عدم لطمه به آزادی دیگران                  

گفتار چهارم : آزادی مقید به عمل است یا دین؟                         

فصل سوم :                                                              

گفتار اول : آزادی های دینی و حدود آن                               

گفتار دوم: علل محدودیت آزادی در دین                               

گفتار سوم : تفاوت حدود آزادی در اسلام غرب                        

فصل چهارم :                                                            

گفتار اول : آزادی اندیشه و بیان                                        

گفتار دوم : آزادی مطبوعات                                            

گفتار سوم : آزادی عقیده و دین                                         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       فصل اول :

 

        مفهوم آزادی

                                                                                                                                                                                                                                                  

 

پیشگفتار

آزادی لفظ مشترکی است . یعنی با توجه به معانی مختلفی که بکار برده می شود . پیدا کردن معنای جامع و مشترک بسیار مشکل است، جز به معنی رها بودن ؛ که معنای سبلی آن ، عدم تقیید و معنای ایجابی اش  رهایی است . ولی این معنای لغوی دامنه اصطلاحی آن را که امروزه در حوزه های معرفتی مختلف ، مانند فلسفه اخلاق ، سیاست ، حقوق ، جامع شناسی و ... مطرح است، اگر معنای خاصش را در نظر بگیریم چندین معنا می شود که جمع کردن آنها با هم مشکل و غیرممکن است.[1]

گفتار اول : مفهوم آزادی در فلسفه

دراین حوزه آزادی انسان به معنای مختار بودن و مجبور نبودن اوست. البته با توجه به این تعریف یک معنای افراطی از آن برداشت می شود . آن اینکه همه چیز در اختیار انسان است  . مکتب اگر سیتانسیالیسم معتقد این معناست که انسان به محض اراده کردن ، قادر به انجام هرکاری است...

در مقابل گرایش هایی در اسلام و قبل از اسلام و پس از آن در مکتب های مختلف فلسفی مطرح بوده است که هر دوی اینها مربوط به حوزه فلسفه است ؛ یعنی اینکه آیا انسان عملاً می تواند چیزی را با اراده خودش انتخاب کند ؟ یا مجبور است و تصور می کند که آزاد است .[2] در یک معنا از دید کسانی که به خدا اعتقاد ندارند  انسان همکاره است . مجبوذر نیست و اما معنای دیگر آزادی تکوینی انسان است یعنی انساس آزاد آفریده شده (ازدید کسانی که به خدا معتقدند). در مقابل عده ای می گویندانسان تکویناً مجبور است. به هر حال پذیرش هریک از این مسأله جبر یا اختیار ، عین مسأله آزاذدی به عنوان حفق انسانی ، یا چیزی معرض با آزادی نیست . اما اینکه انسان باید آزادی داشته باشد درتکوین جای ندارد [3]

گفتار دوم : مفهوم آزادی در اخلاق

چند نوع دیگر آزادی مطرح می شود که در آن باید و نباید معنای ارزشی دارد: یکی آزادی به معنای اینکه آیا هیچ نیرویی می تواند اخلاقاً انسان را ملزم به کار می کند؟ یا اینکه انتخاب اخلاق خوب و بد یا نظام های ارزشی ، اختیاری است؟[4]

عده ای معتقدند اینها امور اعتباری و قرار دادی است و انسان اختیار دارد چیزی را خوب یا بد بداند.این آزادی اخلاقی است در مقابل الزام اخلاقی. آزادی اخلاقی در معنتی دیگر آن در فرهنگ ما شناخته شده تر است . علمای اخلاق ما ریشه فضیلت های اخلاقی را حدیث می دانند . منظورشان از حدیث آزادی از قید شهوت ها و اطاعت قوه های حیوانی و شیطانی است. که اینها اسارت است و رد مقابل عزت و نفس ، عفت ، پاکدامنی و... آزادگی است یعنی همان آزادی اخلاقی [5]

گفتار سوم : مفهوم آزادی در حقوق

در این بحث این سوال مطرح است که انسان از نظر حقوقی چه اندازه آزاد است ؟ مسائل حقوقی- به معنای خاصش- در جایی مطرح می شود که روابط اجتماعی شود – نه مسائل فردی – و برای تنظیم روابط اجتماعی مقرراتی وضع شود و دولت حفامن اجرای آن باشد.[6]

البته آنچه امروزه درباره آزادی در دنیا مطرح می شود این است که دولت حق ندارد مردم را منع کند تا مزاحم آزادی دیگران نشود وقانون برای مرزبندی مزاحمت ها در سلب آزادی دیگران است. متاسفانه بسیاری از متدیین نیز امروزه همنوابا دنیا شده و این شعار را سر می دهند که اگر بخواهیم بین آزادی و دین یکی را انتخاب کنیم ، آزادی انسان مقدم است.

بنابراین در اصل آزادی تکوینی که بحث فلسفی است – ما معتقدیم که انسان اختیار دارد ؛ البته اختیار محدود .[7]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم :

 

 

دیدگاههای مختلف در مورد حدود آزادی

 

گفتار اول : آزادی تا مرز قانون

به طور کلی در هیچ نظام ، ائدولوژی و مکتبی آزادی مطلق پذیرفته نشده است . یعنی هیچ عاقلی نپذیرفته که هر کس در اجتماع هر کاری دلش خواست انجام دهد . بنابراین همه ظاهراً قبول دارند که در زندگی اجتماعی افراد محدودیت هایی وجود دارد. در اینجا سخن از حد و مرز آزادی ها و محدودیت هاست . دیدگاههای مختلفی در این زمینه وجود دارد که یکی از آنها همین دیدگاه آزادی تا مرز قانون است . این نظریات محافل علمی و حقوقی است . حال این سوال مطرح است اینها که خودشان برای قانونگذاری قانون وضع می کنند آیا ای نبدان معنا نیست که قانون گذار حق وضع یک سری از قوانین را ندارد؟ حال که اینها برای قانونگذار محدودیت قائل شده اند ما نیز می گوئیم قانون ما قانون اسلام است و در اسلام چنین محدودیت هایی وجود دارد و کسی حق اعتراض ندارد چون این خلاف آزادی نیست . برای اینکه آزادی تا مرز قانون است و قانون ما ، قانون اسلام است. حتی اگر ظالمانه باشد . براساس این منطق نمی توان جوابش را داد . همانگونه که در بعضی کشورها قوانین ظالمانه ای را اجرا می کنند . بله ، ماهم معتقدیم که باید با ظلم و قوانین ظالمانه مبارزه کرد . اما این منطق نمی توان پاسخگوی این قوانین باشد زیرا حرفش این است که آزادی هست تا آنجا که قانون را محدود کند.[8]

گفتار دوم : آزادی تا حد عدم تجاوز به حقوقدیگران

یکی از دیدگاههایی که در مورد حدود آزادی وجود دارد این است که آزادی تا جایی است که به حقوق دیگران تجاوز نشود . به نظر می رسد این نظریه کارآمدتر باشد. یعنی حقوق انسانها که در قانون نیامده نباید معترض آنها شد .اما در اینجا این مسأله مطرح می شود که : آنها آزادی افراد را تا مرز ضرر نزدن به حقوق دیگران می دانند بنابراین باید حقوق تعریف شده ای که برای همگان ثابت است و هیچ قانونی حق نادیده گرفتن آن را ندارد ارائه شود . بر همین اساس اعلامیه ی حقوق بشر که بر اساس یک سلسله حقوق و قوانین خاص است تنظیم شده است را بگوید: قوانینی که این حقوق را رعایت نمی کنند معتبر نیستند.[9] ولی این سوال مطرح است که به چه دلیل این حقوق را فوق همه قانونها می دانند و از کجا معلووم حق دیگری نباشد؟ جوابشان این است که این معیار ثابتی ندارد . پس این جواب هم منطقی نیست ؛ زیرا در اعلامیه حقوق بشر ، معیاری نداریم که بگوید چه چیزی حق است و چه چیزی حق نیست ؛ لذا این جواب هم کارساز نیست . بای اینکه اگر کسی بگوید این خلاف حقوق است می گوییم از نظر ما خلاف حقوق نیست و از دیدگاه اسلام چنین نیست. پس باید برای تعیین و تشخیص حق معیاری داشته باشیم . اگر کسی صرف ادعای برابری افراد در قانون یک طفل هفت ساله و یک مرد هفتاد ساله از نظر حقوق یکسان بداند باید گفت : بر اساس کدام قانون و چه کسی آن را تعیین می کند . البته در اعلامی حقوق بشر مواردی تعیین شده است ؛ گاهی گفته اند : تا جایی که معترض مبانی اخلاقی نشود : که این خود نیز ابهام آفرین است . چرا که ارزش های اخلاقی در جوامع مختلف ، متغییر و مختلف است . و طبعاً هر قانونگذاری قانونی را که وضع می کند در عدف خود آن را اخلاقی میداند.[10]

گفتار سوم : آزادی تا حد عدم لطمه به آزادی دیگران

یکی از پاسخ های دنیای امروز درباره مرز آزادی های فردی در زندگی های اجتماعی پاسخ ؟؟؟؟؟؟ هاست و آن اینکه مرز آزادی افراد عدم لطمه به آزادی دیگران است و هرجا آزاد بودن کسی با آزادی دیگران برخورد کرد باید جلوی آن را گرفت . گاه تعمیرات عجیبی به کار می برند مثلاً آزادی را فوق همه چیز می دانند ، فو دین ، قانون و مبانی اخلاقی . به هر حال با این دیدگاه دایره آزادی خیلی وسیع می شود.[11]

ولی بعد از پذیرفتن این مبنا که حد آزادی افراد مزاحمت با آزادی دیگران است ، این سوالات مطرح می شود که منظور از آزادی ، آزادی مستقیم است یا غیر مستقیم؟ و در مورد لطمه و ضرر اگر بگویند ضرر غیر مستقیم هم اشکال دارد این سوال مطرح است که آیا فقط ضررهایی مثل قطع عضو که به جسم وارد می شود مد نظر است یا آنهایی که به روح و اعصاب ضرر می زند هم اشکال دارد ؟ مسلماً پاسخشان این است که امراض روحی و روانی هم ضررش کمتر از امراض جسمانی نیست.[12]

نتیجه اینکه ، آشکارکردن بعضی از رفتارها موجب رواج آن در جامعه می شود و در صورت ضرر داشتن باعث سرلیت آن ضرر در تمام افراد اجتماع می شود . بنابراین رفتاری که باعث فساد اخلاقی و اجتماعی شود و ضررش به جسم و حال مردم به خصوص جوانها – که سرمایه یک جامعه هستند – بخورد یک طبق همین قانون و اصل ممنوع است و علت اینکه زنها حق ندارند به صورت محرک و آرایش کرده در جامعه ظاهر شوند و باعث تحریک جوانها شوند آیا جز این است که که موجب ضرر برایجامعه می شود و سرمایه های جامعه را ازما می گیرد. این که قرآن می فرماید :

« ای زنان خودآرایی نکنید ، مانند آنچه که در جاهلیت پیشین می گیرند .[13]

بر این اصل است که خود آرایی موجب ضرر به دیگران می شود .[14]

گفتار چهارم : آزادی مقید به عدل است یا دین ؟

انسان به طور تکوینی آزاد و دارای قدرت انتخاب است ولی قلمرو اختیار او محدو.د است و قادر به انجام هر کاری نیست . بلکه اختیار او در محدوده نظام علی و معلولی و در چهار چوب  قوانینی است که بر طبیعت حاکم است . هر چه انسان به قوانین طبیعت آگاه تر باشد و قدرت بیشتری در بکارگیری از آنها داشته باشد و دایره اختیار و انتخاب او وسیع تر می گردد . ولی در همین محدوده نیز او حق ندارد هر عملی را که قدرت انجام را دارد ائنجام دهد . هرکس بر اساس لذت دائم و منفعت و ضرر بنا به تشخیص خود عمل می کند . مثلاً خود را در آتش نمی اندازد و...

از طرفی نیز در زندگی اجتماعی برای برپایی و حفظ نظام جامعه محدودیت هایی وجود داترد و هر کس به تشخیص خود می تواند عمل کند و این حدو مرزهایی است که آزادی تکوینی او را محدود می کند . قوانین تشریعی اعتباری ویا ارزشی – در قالب اخلاق و یا حقوق – بر همین اساس شکل گرفته اند.

برای محدود کردن آزادی با توجه به هدف زندگی فردی و اجتماعی انسان ملاک هایی در نظر گرفته می شود.

آنهایی که زندگی انسان را محدود به زندگی دنیوی می دانند و برای هدف بالاتر و برتری نمی شناسند از لحاظ نظری هیچ محدودیتی برای آزادی انسان قلئل نیستند .[15]

عده ای دیگر ملاک محدودیت آزادی را عدالت می دانند و معتقدند که انمسانها به طور خدادادی به حسن عدالت و زشتسی ظلم آگاه اند و اگر کسی بر اساس عدالت عمل کند و از ظلم دوری کند به در زندگی دست می یابد.

نظریه اول نظریه ای شرک آمیز و خلاف تعالیم اسلامی است . نه زندگی انسان محدود به دنیا ست و نه هر عملی در راستای سعادت واقعی است . لذا محدودیت تکوینی انسان باید در جهت سعادت دنیا . اخرت او تنظیم شود و هر چیزی که با کمل و سعادت انسان ناسازگار بود نهی وضع شود . نظریه دوم اگرچه به صورت کلی صحیح است ولی کارایی چندانی ندارد و نمی تواند به محدودیت های فردی جهت درستی دهد و ادراه درست جامعه را ممکن کند . چون اگرچه انسان ها به حسن عدالت ومتج ظلم آگاهند ولای تشخیص همه مصادیق ظلم و عدل برای انسان در صحنه زندگی ممکن نیست به همین دلیل در طول تاریخ در جوامع مختلف بر سه مصادیق عدل و ظلم اختلافات فراوانی وجود داشته است . بنابراین تعیین مصادیق ظلم و عدل نیاز به منبع و مرجع معتبری دار د تا بتوان بر اساس آن رفتارهای جامعه را در چهارچوب قوانین تشریعی تنظیم نمود . و این منبع و مرجع معتبر تنها دین و وحی الهی است  وتنها خداست که به همه مصالح انسان آگاه است و نیز توانایی و حق دارد که آزادی انسان را برای رسیدن به کمال و سعادت با قوانین شریعت محدود کند . [16] بنابراین ملاک آزادی انسان عدالت نیست زیرا خود عدالت نیازمند تفسیر و تبیین است و تنها دین و شریعت مشخص کننده ظلم و عدالت و حدود آزادی فردی و اجتماعی انسان ها در قالب احکام و حقوقی است.[17]

 

            فصل سوم :

 

 گفتار اول : آزادی های دینی و حدود آن

آزادی تکوینی انسان ، بحثی ندارد که ما بگوییم باید باشد یا نباید باشد بنابراین از نظر دینی د نوع آزادی داریم : یکی آزادی اخلاقی یعنی رفتارهای اختیاری انسان ، اگر دخالتی در سعادت انسان دارد مطلوب است و به آن امر شده و اگر منافات دارد از آن نهی شده است ولی لازمه اش تعقیب دولت نیست . انجام کارهای غیر اخلاقی اگر به مرتبه ی نهی تحریمی باشد در آخرت مجازات دارد ، این خارج از آزادی حقوقی است.

آزادی حقوقی و سیاسی یعنی اگر انسان کاری را انجام دهد که از نظر دین نهی شده باشد ، دولت اسلامی به عنوان منامن اجرایی شخص را مورد تعقیب قرار داده به انجام واجبات و ترک محرمات وادار می کند . در واقع اگر ما اصل دین را پذیرفتیم پعنی پذیرفتن مدودیت آزادی ها دین انسان را مقید به اعتقادات خاص می کند .[18] یعنی اگر انسان موحد بود به بهشت و اگر مشرک بود به جهنم می رود . بنابراین دین در اعتقادات امر و نهی می کند و شخص را آزاد نمی گذارد . اما در این موارد تعقیب دولتی ندارد و متعنای صحیح اینکه :

« هیچ اجباری در دین وجود ندارد ... »[19]

نیز همین است . هیچ کس را برای اعتقاد ی که در دانش می گذرد مواخذه نمی کنند و نهی ارتداد نیز به خاطر اظهار و تاثیر آن درجامعه و گمراهی دیگران است . وگرنه با صرف اعتقاد قلبی دولت اسلامی با او کاری ندارد.[20]

بعضی معتقدند که دین ، حق محدودیت آزادی را ندارد حال آنکه دین مجموعه ای از بایدها و نبایدها ست اما دین را بر کسی تحمیل کردن کار دین نیست ، بلکه آزادی حقوقی است . محتوی دین ، یعنی محدود کردن عقاید ، افکار باورها، رفتارها و ارزش ها. همان طور که پذیرش هر قانونی به معنای پذیرش محدودیتهاست ؛، چه قانون کمونیستی چه لائیک ، چه اسلام و یا هر مکتب و مذهبی .[21] اما اینکه این محدودیت تا چه حد است درواقع باید بگوییم قید آزادی تجاوز به هر مصلحتی از مصالح اجتماعی است . یعنی انسانها مجازند هر کاری را انجام دهند تا انجا که به مصالح مادی و معنوی جامعه لطمه نزنند . آنجا که ازادی ، از لحاظ مادی ، به مصالح جامعه لطمه برسانند ممنوع است و همچنین آنجا که استفاتده از آزادی ها با مصالح معنوی جامعه اصطکاک پیدا کند ممنوع است .[22] بنابراین حدود آزادی قانون است که از دین الهام گرفته باشد.

گفتار دوم : علل محدودیت آزادی در دین

در اینجا موضوع آزادی های است که دین آنها را محدود کرده که دولت اسلامی آن محدودیتها را تامین و با مخالفین آنها برخورد می کند والا مسائل شرعی ، اتگر کاملاً فردی باشد هیچ سرایتی به دیگران نداشته باشد اصلاً‌محل بحث این آزادی ها نیست . منتها دین با آن بینش عمیقی که اولیای دین داشتند واسطه ها را هم در نظر گرفته است مثلاً اگر کسی در وسط خیابان شرب خمر کند با این که عمل تاو یک کار اجتماعی حساب نمی شود ولی چون دین این کار را تظاهر به فسق و دارای آثار سود اجتماعی می داند ، آ ن را از نظر اجتماعی ممنوع و یک جرم کیفری به حساب آورده و برایش مجازات تعیین نموده[23].

پس جواب این سوال که چرا دین در مسائل اجتماعی دخالت می کند این است که فساد به جامعه سرایت نکند و چیزهایی را که فساد هستند و مانع رشد و تکامل انسانم می شوند منع کرده است[24].

گفتار سوم : تفاوت حدود آزادی در اسلام و غرب

در عمل هیچ جامعه ای آزادی مطلق ندارد و وجود قوانین برای اداره انسانها امری ضروری است و در واقع هر قانونی ذاتاً محدود کننده ندعی آزادی است.

در غرب قانون فقط ناظر به مسائل اجتماعی است ؛ یعنی تنها اداره جامعه را عهده داراست تا انسانها بدون هیچ مزاحمتی به حداکثر خواسته های خود برسند و اگر کسی در بند شهولت و خواسته های خود شود و سعادت دنیوی و اخروی افراد را در تیررس خطر قرار دهد مانعی ندارد. نه تنها قوانین برای محدود کردن این نوع آزادی ها وضع شده بلکه قانونگذار نیز چنین حقی را دارا نمی باشد . و حال آنکه در اسلام بین زندگی دنیوی و اخروی انسان پیوستگی وجود دارد و تمام اعمال انسان در سعادت او موثر است و اعمال او در این دنیا سعادت ابدی او را رقم می زند . در واقع جامعه ای که هوس پرستیو پیروی از شیطان را آزاد بداند جامعه مورد قبول اسلام نیست . بنابراین قوانین اسلام برای جهت دهی به اعمال انسان در راه دست یابی به سعادت دنیوی و اخروی وضع شده است و نقض این قوانین همان نادیده گرفتن قوانین اخلاقی و فردی ، درآخرت باز خواست خواهد شد [25] . بنابراین با توجه به مطالب گفته شده تفاوت اساسی اسلام و غرب در این مطلب است که غربی ها شأن قانون را محدود کردن آزادی هاست تا آنجا می دانند که مصالح مادی انسانها به خطر افتد اما بینش اسلامی می گوید که قانون باید نظر به مصالح مادی و معنوی انسانها داشته باشد . در نتیجه اگر ما می گوئیم آزادی پذیرفته شده در دین مثل آزادی غربی نیست معنایش همین است . یعنی به این دلیل که باید مصالح معنوی را رعایت کنیم نمی توانیم غربی ها بی بندو بار باشیم و باید یک سلسله ارزشها دیگر را که مربوط به روح و انسانیت حقیقی و حیات ابدی انسان می شود رعایت کنیم حال آنکه فرهنگ غرب این ارزشها را مربوط به قوانین اجتماعی می داند و فراتر از آن را نیز وابسته به اخلاق ومی داند که ربطی به دولت ندارد اما دولت اسلامی دین را مقدم بر دنیا می داند .[26]

بنابراین آزادی اسلامی در مقابل آزادی غربی موهبتی است الهی بر اساس توحید و عبودیت و همراه با تکلیف و مسئولیت پذیری ، مسدود کننده بدبختی و گشایشگر راه کمال  سعادت و فعلیت بخش تمام استعدادها است.

 

 

 

 

فصل چهارم :

  

شاخصه های آزادی

 گفتار اول : آزادی اندیشه و بیان

هر کس باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و اسلانم با چنین چیزی موافق است. تجربه نشان داده که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری – و لوازروی سؤنیت – برخوردار بوده است این امر نه تنها به اسلام ضرر نزده ، بلکه در نهایت به سود اسلام بوده است . اگر در جامعه محیطز برخورد عقاید به وجود بیاید به طوریکه صاحب نظران بتوانند اظهار عقیده کنند و حرفهایشان را مطرح کنند و رد مقابل مخالفان نیز نظریاتشان را بیان کنند تنها در چنین شرایطی است که اسلام هرچه بیشتر رشد می کند . در واقع تنها طریق درست برخورد با افکار مخالف همین است .

در غیر این صورت یعنی اگر جلوی فکر گرفته شود ، این کار منجر به شکست اسلام خواهد شد . البته رخورد عقاید غیر از اغدا و اغفال است . اغوا اغغفال یعنی کاری دائم با دروغ ،‌توأم با تبلیغات نادرست انجام دادن ؛ مثلاً کسی قسمتی از جمله یا آرایه ای را حذف کندو قسمتی را خود به آن اضافه کند و بعد این عبارت تحریف شده را به عنوان حجت مطرح کند یا اینکه از مسائ تاریخی قسمتهایی را حذف کند و بعد با استفاده از این اطلاعات ناقص نتایج دلخواه خودش رابگیرد ، و یا مثلاً ادعای علمی بودن داشتهباشد و حال آنکه حرفش اساساً تحریف علم باشد . بنابراین اغفال کردن به هیچ عنوان نمی تواند و نباید آزاد باشد [27].

خلاصه آنکه اگر آزادی بیان در محیط صمیمانه و گرمی که روح تفاهم نیز بر آن حاکم است مطرح شود ، مسلماً با روح آزادی و مصلح اسلام نیز مطابق خواهد شد و این همان موهبتی است که شرع و عقل ، همواره به آن ترغیب نموده و می نماید ، بویژه در مسائل سیاسی – عقیدتی که هر گونه نقدو نظر تحت عنوان «نصح الائمه» مورد تاکید شرع قرار می گیرد . ولی اگر از روی غرض و مرض و حاکی از توطئه علیه اسلام باشد باید با قاطعیت با آن برخورد شود و آن را سرکوب نمود[28].

گفتار دوم : آزادی مطبوعات

مطبوعات لایه میانی از سه لایه جامعه مدنی (جامعه قانون مند) را تشکی می دهند. پس بنابراین باید وظایفی را که لایه میانی انجام دهد در غیر این صورت از وظیفه قانونی و شرعی خود تخلف نموده اند . البته مطبوعات باید در محدوده مقررات ووظایف خود آزادی کامل داشته باشند ، چنانکه ایجاد هرگونه مزاحمتی در محدوده کارایشان نیز ، تخلف تلقی خواهد گردید.

جامعه مدنی از سه لایه تشکیل می شود : لایه زیرین ، میانه و بالا .لایه زیرین را توده های مردمی با خواستها ونیازهای فراوان و گوناگونشان تشکیل می دهند . لایه میانه ، شامل سازمان های تشکیل یافته از گروههای مردمی است که نیازها و درخواستهای مردم ب=ره به صورت قانونی به لایه بالا که دولت است .منعکس می سازند . و لایه بالایی که دولت مردان محسوب می شوند و باید بر تمام این خواسته ها در سایه قانون جامعه عمل بپوشاند.

هر یک از این سه لایه شرایط و وظایفی را بر عهده دارند که در صورت فراهم آمدن آنها می توان آن جمعه را با عنوان جامعه مدنی توصیف نمود و اما در صورتی که شرایط نامساعد و در انجام وظایف کوتاهی شود ، چنین جامعه ای فاقد وصف ، مدنیت مطلوب ، خواهد بود. اما لایه میانه ، یعنی سازمان های فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی متشکل یافته از دسته های مردمی است که بر مبنای نامه خود ، در جهت تىمین مصالح اعضای خود تصمیم می گیرند و در عین حال ، از افراط و تفریط اعضای خود جلوگیری می نمایند . آن ها مانع انحصار قدرت در دست یک قشر یا گرو.ه خاص شده ، از خود محوری ها و خودکامگی ها جلوگیری می نمایند. وظایف مهم این لایه میانه ، رساندن خواسته های مشروع اعضای خود به لایه بالایی و وادار نمودن به انجام آنهاست ، که تمام این کارها در سایه قانون انجام می گیرد . هم چنین ایشان رقابت های سالم و قانون مند در جامعه را ة جایگزین رفتارهای ناسالم صنفی و گروهی می نمایند . البته این وظایف زمانی به درستی انجام می شود که لایه میانه قدرت و مشروعیت خود را از خطوط حاکم در لایه  بالا به دست آورده باشد در واقع دست نشانده ای بیش نخواهد بود و مجبور است تنها در جهت منافع گروههای متخاصم حرکت کند و برای مردم جز سردرگمی ارمغانی نخواهد داشت.[29]

در اینجا ، وظیفه مطبوعات که از مهمترین لایه های میانی محسوب می شود ، روشن تر می گردد که شرایط و وظایف مطبوعات را می توتن به شرح ذیل خلاصه نمود.

اول اینکه مطبوعات باید از متن جامعه برخاسته و هیچ گونه وابستگی بیرونی یا غیر مردمی نداشته باشند. مطبوعات زبان گویای مردم محسوب می شوند ، لذا باید کاملاً مردمی سخن گویند ، آنها باید در راستای مصالح همگانی حرکت کنند و خود را وابسته به هیچ گروهی جلای از مردم نبینند . دوم اینگکه قدرت و مشروعیت خود را به پشتوانه مردمی بودن خود ، ودر سایه قانون کسب کرده باشند و در این صورت است که می توانند و در جهت منافع مردمی حرکت کنند . سوم اینکه جز حق و حقیقت چیز دیگری نگویند و در این راستا ٰ، با صراحت لهجه از هیچ کسی و مقامی هراسی نداشته باشند و در صورتی که مطبوعات از روی غرض و مرض درصدد انحراف اذهان برآمده و به افشای اسرار که به نفع دشمن است پرداختند در این صورت باید با عملکرد آنان مخالفت به عمل آید [30]. چراکه مطبوعات نقش مهمی در جهت دهی افکار دارند و حضرت امام نیز در این مورد می فرمایند که اگذر تیتراژ روزنامه ای دویست هزار باشد پانصدهزار نفر آن را مطالعه می کنند و اگر انحراف باشد پانصدهزار نفر را منحرف می کند و این مسئولیت کوچکی نیست و این غیر از معصیتی است که در خانه است آن هم معصیت است اما نه به بزرگی این ، هرچه تیتراژ بیشتر باشد باید به اصلاح آن بیشتر توجه شود ... باید مطبوعات در خدمت کشور باشند ، نه بر ضد انقلاب کشور. مطبوعاتی که بر ضد انقلاب کشور هستند اینها خائن هستند... کستنی که می خواهند دست اجانب را بار دیگر به مملکت ما باز کنند ، باید کنار گذاشته شوند ، نویسنده زیاد است ، نویسنده دیگری وارد کار شود. در هر صورت تمام رسانه ها مربی یک کشور هستند. باید کشور را تربیت کنند وهمچنین افراد یک کشور را باید به ملت خدمت کنند.[31] .

گفتار سوم : آزادی عقیده و دین

در نظام های دموکراسی چیزی به نام «پاینده بودن به دین» اصلاً مطرح نیست ، لذا هرگونه تبدیل دین یا خروج از مذهب نیز، جرم شناخته نشده و فاقد تعقیب کیفری است . آزادی دینی با این وسعت و گستردگی بر هیچ آیین و حیاننی پذیرفته نیست . در تمامی ادیان آسمانی ، شریعت واقعیتی است که مردم به پذیرفتن آن ملزم می باشندو سر پیچی از آن ، تمرد شناخته می شود و احیاناً تعقیب کیفری دارد .

آزادی دینی در اسلام ، به معنای تحمل پذیری ادیان دگر است . اسلام حتی به مشرکان اجازه می دهد تاب به دارالاسلام پناه بیاورند ، تا شاید سخن حق باشند و نرمشی در دلهایشان ایجاد شود ، آنگاه وظیفه دولت اسلامی می داند که آنا را تحت حمایت خود قرار داده ، با کمال امنیت به جای گاه خود باز گرداند . این بدان معنا نیست که اسلام ، ادیان دیگر را پذیرفته و همگی آنها بر صراط مستقیم بوده باشند ،‌چرا که چنین شامحی با این معنا ، بازگوکننده تفسیر غربی از ادیان است . خلاصه مدار نمودن و تحمل دیگر ادیان ، غیر از اعتراف به حقانیت آنهاست ، لذا نباید که این دو امر ، با یکدیگر اشتباه شوند[32].

 

 

 

 

فهرست منابع

 

 1- مصابح یزدی ، محمدتقی ، دین و آزادی ،مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه ی علمیه

2- مصابح یزدی ، محمد تقی، نظریه سیاسی اسلام . موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی . قم :1378.

3- معرفت ،محمد هادی ؛جامعه مدنی . موسسه فرهنگی انتشارات التمهید:1378.

4- مرکز تحقیقات اسلامی، آزادی از دیدگاه امام (ره) . انتشارات محدث . قم :1378.

5- یزدی ، حسین ، آزادی از نگاه استاد مطهری . انتشارات صدرا. تهران : 1379.



[1] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص.

[2] . همان ، ص 6.

[3] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص7 .

[4] .همان.

[5] . همان ، ص 8.

[6] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص9.

[7] همان ، ص 11.

[8] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص 37.

[9] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص 38.

[10] . همان، ص 39.

[11] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص 40 .

[12] . همان، ص 42.

[13] . ولاتبر جن تبرج الجاهلیه الاولی . سوره احزاب ، آیه 23.

[14] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص 43

[15] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص 75.

[16] . همان ، ص 76.

[17] .همان ، ص 77.

[18] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص16.

[19] .لا اکراه فی دین ... سوره بقره،آیه 256.

[20] .مصابح یزدی ، همان ، ص 17.

[21] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص 18.

[22] . مصباح یزدی، محمد تقی ، نظریه سیاسی اسلام ،ج اول ،ص 194

[23] . مصباح یزدی ، همان ؛ ص43.

[24] . . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص 45.

[25] . مصباح یزدی، محمد تقی ، دین و آزادی ،ص 60.

[26] . مصباح یزدی، محمد تقی ، نظریه سیاسی اسلام ،ص227.

[27] .یزدی ، حسین ،آزادی از نگاه استاد مطهری ص66-264.

[28] . معرفت ، محمد هادی، جامع مدنی ،ص13-112.

[29] . معرفت، محمد هادی ، جامعه مدنی ، ص 14-113.

[30] .معرفت،محمدهادی، جامعه مدنی ،ص115.

[31] .مرکز تحقیقات اسلامی ،آزادی از دیدگاه امام (ره)،ص 3-51.

[32] .معرفت،محمدهادی، جامعه مدنی ،ص19-118 .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 17:54  توسط رامین  | 

حباب در بازار سکه

 

 حباب در بازار سكه طلا؟ 

رشد مداوم قيمت سكه طلا طي دو هفته گذشته كه در سطحي فراتر از رشد قيمت جهاني صورت گرفت، اين پرسش را ايجاد كرده است كه آيا بازار سكه با حباب مواجه شده است؟


بازار سکه 2 هفته پس از آغاز قانون هدفمندی یارانه‌ها با رشد حباب گونه قیمت روبه‌رو است‌.
به نظر مي‌رسد رشد قیمت سکه طی دو هفته اخیر و افزایش بیشتر قیمت سکه نسبت به آهنگ رشد قیمت طلا در بازار‌های جهانی در این مدت‌، حاصل نقدینگی و تقاضای مضاعف در روزهاي اخير است. این در حالی است که قیمت دلار در بازار داخلی با نوسان محدودی روبه‌رو بوده است.
قیمت سکه بهار آزادی در 2 هفته اخیر در حدود 19 هزار تومان افزایش داشته و با تغيير قیمت 347 هزار تومان(28 آذر) به نرخ 366 هزار تومان (در روز 11 دی) 47/5 درصد رشد نشان مي‌دهد. در این مدت قیمت طلا در بازار‌های جهانی از 1375 تا 1421 دلار با افزایش 46 دلاری در حدود 34/3 درصد رشد قیمت را ثبت کرده است. تفاوت این دو نرخ رشد نشان مي‌دهد که قیمت سکه در این دو هفته 13/2 درصد از قیمت جهانی طلا پیش افتاده است.
این در حالی است که قیمت سکه از 10 دی 88 تا روز 28 آذر (آغاز قانون هدفمندی یارانه‌ها) در گذر از رقم 264 هزارتومان به 347 هزار تومان طی 350 روز 43/31 درصد رشد داشته و قیمت طلا نیز از نرخ 1096 دلار به 1375 دلار 45/25 درصد رشد را ثبت کرده است. تفاوت نسبت نرخ رشد سکه به نرخ رشد طلا در این مدت 98/5 درصد است‌. به عبارت بهتر قیمت سکه در 350 روز قبل از اجرای هدفمندی یارانه‌ها 98/5 درصد از نرخ طلا در بازارهای جهانی پیش افتاده است. از این رو عدد 13/2 به دست آمده در مدت تنها 2 هفته‌، عدد قابل اعتنایی است که نشان مي‌دهد بازار سکه با افزایش تقاضا روبه‌رو است‌.
سکه در 11 دی ماه در بازار آزاد 366 هزار تومان فروخته شد. قیمت بسته شده طلا در بازار‌های جهانی مصادف با پایان سال 2010 60/1421 دلار بود. در این تاریخ دلار در بازار آزاد نیز 1075 تومان فروخته شد. با در نظر گرفتن این دو نرخ حداکثر قیمت سکه در بازار آزاد در این روز بدون احتساب حق الضرب 358 هزار و 980 تومان بود. اگر با نرخ دلار دولتی 1045 تومانی این قیمت را محاسبه کنیم‌، حداکثر قیمت واقعی سکه بدون حق الضرب 348 هزار و 962 تومان مي‌شود. قیمت سکه در این روز اگر با نرخ دلار مرجع 1033 تومانی بانک مرکزی محاسبه شود‌، حداکثر قیمت واقعی سکه بدون حق‌الضرب 344 هزار و 954 تومان به دست مي‌آید.
بانک مرکزی تاکنون رسما اعلام نکرده است که قیمت پایه دلار برای محاسبه قیمت سکه‌، کدام نرخ دلار است. قیمت دلار در بازار آزاد، دلار بین بانکی و یا نرخ مرجع روزانه بانک مركزي، همچنین این بانک رقم دقیق حق‌الضرب را نیز تاکنون اعلام نکرده است.
با فراهم شدن امکان برداشت یارانه‌های نقدی در روز 28 آذر ماه سال جاری و اعلام شروع قانون هدفمندی یارانه‌ها‌، بازار داخلی در معرض تزریق حدود 6000 میلیارد تومان نقدینگی جدید قرار گرفت‌. آخرین میزان نقدینگی در کشور تا 18 آذر ماه 265 هزار میلیارد تومان اعلام شده است.
وجوه خرد 80 هزار تومانی به ازای هر نفر برای 2 ماه که در دسترس سرپرستان خانوارها قرار گرفته است، قابلیتی برای ورود و سرمایه گذاری در بازاری چون مسکن را ندارد‌. اما این مقادیر قابلیت سوداگری در بازار سرمایه و بازار ارز و سکه را یافته است‌. نرخ سود سپرده‌های بانکی طی چند سال اخیر با کاهش دستوری و یکسان‌سازی نرخ سود سپرده‌ها در بانک‌های دولتی و خصوصی پایین‌تر از انتظار است.
با این حال بانک‌ها هر یک با ارائه طرح‌هایی، مشوق‌هایی را برای نگهداری منابع یارانه‌ای مردم اعلام مي‌کنند.به نظر مي‌رسد تورم انتظاری مردم را به ورود این منابع به بازار‌های پر بازده از جمله بازار سکه تشويق کرده است‌.
بازار طلا در سراسر جهان طی یک سال گذشته با اقبال فراوانی روبه‌رو بوده است. در پایان سال 2010 قیمت طلا از رقم 1096 دلار پایان ژانویه 2009 تا 6/1421 دلار رسید که با 2/325 دلار افزایش 66/29 درصد افزایش را ثبت کرده است. در بازار داخلی قیمت سکه در طول سال 2010 با 102 هزار تومان رشد قیمت 63/38 درصد سود را نصیب دارندگان خود کرده است. بحران بدهی کشور‌های منطقه یورو کم کم یورو را به ورطه فروپاشی مي‌برد.
آن‌چنان‌که سارکوزی‌، رییس‌جمهور فرانسه روز گذشته خروج کشور‌های عضو یورو از این اتحادیه واحد پولی را به مثابه فروپاشی اقتصاد کل اروپا اعلام کرد. در آمریکا توانایی این کشور برای ایجاد اشتغال بیشتر با ابهامات روبه‌رو است. جنگ ارزی آمریکا با چین که به نظر از چالش‌های مراحل بعدی بازار‌های مالی است‌، طلا را با چشم‌انداز افزایشی تا حداقل 1500 دلار برای مقابله با تهدید تورم آتی سوق مي‌دهد كه اين روند بر افزايش قيمت سكه در بازار داخلي موثر خواهد بود.

منبع: دنیای اقتصاد

 

امروز در بازارهای جهانی طلا چه گذشت؟

 

 

معاملات طلا در پی فروش اوراق قرضه پرتغال تا حدودی کاهش یافت و سرمایه گذاران محتاطانه معاملات خود را انجام دادند،که همین امر منجر به افت نرخ طلا شد.


به گزارش سایت طلا به نقل از بلومبرگ، امروز معاملات طلا در پی فروش اوراق قرضه پرتغال تا حدودی کاهش یافت و سرمایه گذاران محتاطانه معاملات خود را انجام دادند، در حالیکه پالادیوم برای تحویل فوری با بالاترین سطح از مارس 2001 معامله شد.
نخست وزیر پرتغال اعلام کرد: احتمالا فروش اوراق قرضه در این کشور با موفقیت صورت خواهد گرفت و احتیاجی به کمک های خارجی و ارائه بسته های مالی نخواهیم داشت.
بهای طلا در بازار سنگاپور با نرخ 1386 دلار و 72 سنت معامله شد، در حالیکه در روز گذشته در همین بازار نرخ طلا به 1389 دلار و 3 سنت رسیده بود، که بالاترین قیمت در این بازار، از ماه می تاکنون می باشد.

براساس این گزارش، درحال حاضر در بازارهای جهانی شرایط ریسک پذیری بسیار کاهش یافته است و سرمایه گذاران در معاملات خود با احتیاط عمل میکنند، با این حال کاهش ارز ایالات متحده و رشد مشکلات اروپا این امکان را برای فلزات گرانبها به وجود آورده تا مورد حمایت واقع شوند.
بهای طلا برای تحویل فوری در ماه فوریه در بخش کامکس نیویورک با قیمت 1386 دلار و 30 سنت معامله شد، در حالیکه در همین بازار در روز گذشته نرخ تحویل فوری طلا با رشد 0.3 درصد به 1389 دلار در هر اونس رسیده بود.

گزارش سایت طلا می افزاید، بهای دلار در برابر سبد شش ارز اصلی 0.2 درصد افزایش یافت. بهای یورو در برابر دلار در بازار توکیو به 1.3098 دلار رسید ولی روز گذشته نرخ برابری این ارزها به 1.3131 دلار رسیده بود.
این سوال امروز وجود دارد که، پس از اعلام شاخص بیکاری، باز هم بازسازی اقتصادی در ایالات متحده توسط کاهش نرخ بیکاری به وجود خواهد آمد؟

شایان ذکر است، نرخ پالادیوم برای تحویل فوری در ماه فوریه با رشد 0.8 درصد با قیمت 817 دلار و 25 سنت در هر اونس معامله شد.
بهای پلاتین با افت 0.3 درصد سقوط کرد و به 796 دلار و 38 سنت در هر اونس رسید.
بهای نقره برای تحویل فوری در ماه فوریه، با افت 0.3 درصد به 29 دلار و 58 سنت در هر اونس رسید./م2

 

افت 2 درصدی نرخ طلا

:

نشست سران بانک مرکزی ایالات متحده در روز گذشته بیانگر رشد اقتصادی آمریکا و تقویت نرخ دلار بود که همین موضوع منجر به افت نرخ طلا شد.


به گزارش سایت طلا به نقل از رویترز، بهای طلا دیروز در بازار آمریکا بیش از دو درصد کاهش یافت.
روز گذشته در جلسه ای که توسط بانک مرکزی ایالات متحده صورت گرفت، در مورد برنامه هایی مربوط به رشد اقتصاد این کشور و قوی تر عمل کردن دلار صحبت و ارائه شد که منجر به افت نرخ طلا بیش از دو درصد گردید.

براساس این گزارش، قیمت طلا در بازار آمریکا 0.3 درصد افت کرد و با نرخ 1383 دلار و 40 سنت در هر اونس معامله شد.
در جلسه قبلی بانک مرکزی ایالات متحده، نرخ طلا به 1372 دلار در هر اونس رسیده بود.
معاملات آتی نرخ طلا در ماه فوریه در بازار آمریکا با کاهش 0.4 درصد به 1383 دلار و 6 سنت در هر اونس رسید.

این گزارش حاکیست، بزرگترین صندوق بین المللی معاملات طلا SPDR گفت: منابع این صندوق در روز چهارم ژانویه، کاهش یافت و به 1276.472 تن رسید.
مقامات بانک مرکزی ایالات متحده، در ماه دسامبر(ماه پیش) نسبت به بهبود اقتصاد این کشور اظهار ناامیدی کردند ولی برای حمایت پول این منطقه سیاستهای مالی جدیدی برای سال نو میلادی ارائه دادند، که همین موضوع با شروع سال 2011 ظاهر شده و شاهد نشانه هایی از قدرت در حال رشد دلار و اقتصاد این کشور خواهیم بود.

برپایه این گزارش، در اوایل سال جاری، نسبت به پایداری اقتصاد ایالات متحده شواهدی وجود دارد که همین شواهد از عوامل افت نرخ طلا هستند.
این در حالیست که دلار استرالیا به دنبال اصلاح قیمت کالاها تحت فشار بوده و تا حدی افت کرده است./م2

 

 

 

 

 

 

 

 

رشد تقاضای طلا در سال جدید 

:

 بد مربوط به بدهی های منطقه یورو و نگرانی های مربوط به رشد نرخ تورم در نقاط مختلف جهان، از عواملی هستند که بر افزایش تقاضا در بازار طلا تاثیر گذار هستند.


به گزارش سایت طلا به نقل از رویترز، در روز گذشته بازار سهام وال استریت با قدرت عمل کرد ولی در مقایسه، دلار نسبتا ضعیف بود.
سهام وال استریت در سال مالی جدید با افزایش بیش از یک درصد شروع به کار کرد که این رشد در سال جدید موجب دلگرمی سرمایه گذاران در مورد بهبود اقتصاد ایالات متحده شد.

براساس این گزارش، بهای طلا به میزان 0.2 درصد افت کرد و به 1416 دلار و 45 سنت در هر اونس رسید.
معاملات آتی نرخ طلا برای تحویل فوری در ماه فوریه در بخش کامکس نیویورک، با رشد 1دلار و 50 سنت با نرخ 1422 دلار و 90 سنت در هر اونس معامله شد.
اخبار بد مربوط به بدهی های منطقه یورو و نگرانی های مربوط به رشد نرخ تورم در نقاط مختلف جهان، از عواملی هستند که بر افزایش تقاضا در بازار طلا تاثیر گذار هستند.

این گزارش حاکیست، معاملات نفتی در سال 2011 در حالی آغاز شد كه بازار جهانی انرژی تحت تاثیر بهبود نسبی شرایط اقتصادی جهان و احتمال سه رقمی شدن قیمت نفت در سال جدید قرار داشته است .
بر اساس گزارش رویترز قیمت هر بشكه نفت سبك آمریكا در بازار نیویورك برای تحویل در ماه فوریه با 35 سنت افزایش در روز دوشنبه به 91.73 دلار رسید . قیمت نفت روز جمعه با 1.54 دلار افزایش به بیش از 91.38 دلار رسیده بود .
به اعتقاد كارشناسان انرژی افزایش قیمت جهانی نفت در ماه دسامبر بیشتر تحت تاثیر كاهش ارزش دلار و سرمای شدید هوا در آمریكا و اروپا بوده است .
سازمان مدیریت عرضه آمریكا به زودی، گزارش مربوط به وضعیت صنایع این كشور در ماه دسامبر و چشم انداز صنعت این كشور در سال 2011 را منتشر خواهد كرد . این گزارش تاثیر زیادی بر تحولات قیمت نفت طی هفته های آینده خواهد داشت .

گزارش سایت طلا می افزاید، به گفته تحلیلگران، در سال جدید انتظار میرود بدهی های منطقه یورو و افزایش کسری بودجه ایالات متحده منجر به تهدید ارزهای اصلی و رونق گرفتن بازار طلا شود.
بهای طلا در اوایل ماه دسامبر به 1423 دلار و 57 سنت در هر اونس رسید ولیکن در تاریخ 7 دسامبر رکود زد و نرخ 1430 دلار و 95 سنت در هر اونس را به نام خود ثبت کرد.
وانگ تائو، تحلیلگر رویترز گفت: تحلیل های فنی نشان میدهد، بهای طلا درسال جاری در پایین ترین سطح به 1370 دلار در هر اونس خواهد رسید.
در بازار فلزات پایه، مس در سه ماهه چهارم در بورس فلزات لندن در حدود 9.725 تن معامله شد./م2

 بازار فلزات گرانبها در سال گذشته

در سال گذشته بهای طلا در حدود 30 درصد، نقره 83 درصد، پالادیوم 97 درصد و نرخ پلاتین 21 درصد افزایش یافتند.


به گزارش سایت طلا به نقل از بلومبرگ، بهای طلا برای تحویل فوری در ماه فوریه در بازار سئول با افت 0.5 درصد با نرخ 1414 دلار و 15 سنت در هر اونس معامله شد.
نرخ طلا برای تحویل فوری در ماه فوریه در بخش کامکس نیویورک با کاهش 0.2 درصد به 1419 دلار در هر اونس رسید.
امروز بهای طلا درپی کاهش معاملات در این بازار و تقویت نرخ دلار، مقداری افت کرد.
پیش بینی میشود امروز به علت تعطیلی در برخی از کشورها، بازار طلا شاهد روند ملایمی باشد.

براساس این گزارش، لی جون، معامله گر ارشد در بازار سئول گفت: به نظر من امسال طلا، سال بهتری را پیش رو خواهد داشت و معاملات آن با قدرت وارد بازارهای جهانی خواهد شد.
وی افزود: در سال جدید در مقایسه با سال گذشته، انتظارات و مقدار تقاضای طلا در میان سرمایه گذاران و حتی مردم عادی بیش از گذشته خواهد بود، که همین امر نشاندهنده روند صعودی نرخ این فلز گرانبها است.

گزارش سایت طلا می افزاید، بهای طلا در سال گذشته 30 درصد رشد کرد که این افزایش بزرگترین پیشرفت سالانه این فلز گرانبها از سال 2007 بود.
در سال گذشته، در تاریخ 7 دسامبر، بهای طلا در بالاترین سطح به دلیل بالارفتن تقاضا برای این فلز گرانبها و کاهش ارزش ارزهای اصلی به 1431 دلار و 25 سنت در هر اونس رسیده بود.
شاخص دلار برای اولین بار پس از هشت روز، قدرت گرفته و در حدود نیم درصد رشد کرد.

این گزارش حاکیست، بهای نقره برای تحویل فوری در ماه فوریه به میزان 0.8 درصد رشد کرد و به 30 دلار و 89 سنت در هر اونس رسید.
قیمت نقره در سال گذشته 83 درصد افزایش یافت که بزرگترین رشد از سال 1979 بوده است.
نرخ پالادیوم برای تحویل فوری در ماه فوریه، 0.6 درصد کاهش یافت و با قیمت 797 دلار و 13 سنت در هر اونس معامله شد.
در سال گذشته پالادیوم 97 درصد رشد کرده است.
بهای پلاتین برای تحویل فوری در ماه فوریه 0.2 درصد رشد کرد و به 1774 دلار و 25 سنت در هر اونس رسید.این فلز در سال گذشته 21 درصد افزایش یافت./م2

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسي نوسانات قیمت طلا از سال 1833 تا 2010 

 

 

بررسی قیمت متوسط سالانه طلا در 176 سال گذشته تا پایان سال 2009 نشان مي‌دهد که این فلز گرانبها تحت تاثیر عوامل و شرایط سیاسی، اقتصادی و نظامی در عرصه جهانی بیش از 5036 درصد رشد کرده و از آن زمان تا کنون ارزش آن 51 برابر شده است.


در جداول به‌دست آمده از پایگاه اطلاع‌رسانی شورای جهانی طلا و سایت کیتکو از بازار لندن متوسط قیمت طلا از سال 1833 تا 2009 درج شده است . سال 1833 متوسط قیمت طلا معادل 93/18 دلار بوده است این رقم در سال 2009ميلادي 35/972 دلار بود. متوسط قیمت طلا هنوز به طور رسمی برای سال 2010 اعلام نشده است و با این وجود قیمت لحظه‌ای طلا در پایان سال 2009 روی رقم 1096 دلار بسته شد و در پایان دسامبر 2010 نیز قیمت طلا ضمن ثبت رکورد 1432 دلاری در 7 دسامبر، روی رقم 6/1421 دلار بسته شد. از جمله عوامل تعیین‌کننده قیمت طلا در دوقرن اخیر، پایه‌گذاری نظام مالی برتون وودز در کنفرانسی به همین نام در سال 1944 پس از جنگ جهانی دوم در شهر برتون وودز ایالت نيوهمپشاير در آمریکا بود. بر اساس توافقات صورت گرفته در این کنفرانس، طلا برای دلار آمریکا پشتوانه قرار گرفت. آمریکا در این کنفرانس به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان متعهد شد تا در عوض دریافت دلار از کشورها به آنها طلا تحویل دهد. قیمت هر اونس طلا از سال 1934 توسط روزولت، رییس‌جمهور آمریکا 35 دلار تعیین شده بود. این قیمت تا سال 1968 ثابت بود. بروتون وودز در سال 1971 از هم پاشید و دلار آمریکا یکه‌تاز بازارهای مالی و پولی جهان و مهم‌ترین ارز ذخیره شده در پرتفوی ارزی بانک‌های مرکزی دنیا شد.
تقریبا از زمان فروپاشی بروتون وودز تا زمان تولد یورو، واحد پول اتحادیه اروپا در ژانویه 1999، دلار آمریکا رقیب تجاری طلا بود. یورو یکی دو سال بعد در کنار طلا رقیب تازه دلار آمریکا شد.11 سال پس از تولد یورو با بحرانی شدن اقتصاد کشورهای اروپایی همچون پرتغال، ایرلند، اسپانیا و یونان زمزمه‌هایی از فروپاشی یورو به گوش مي‌رسد. در عین حال طلا ضمن حفظ زاویه تقریبا 45 درجه منحنی رشد خود، افق‌های تازه‌ای را درمی‌نوردد.
از جمله رويدادهاي مهم سياسي اقتصادي در تاريخ اروپا طي قرن بيستم پيمان موسوم به «ماستريخت» بود. پیمان اتحادیه اروپا یا به طور غیررسمی پیمان ماستریخت در تاریخ ۷ فوریه ۱۹۹۲ در شهر ماستریخت کشور هلند و پس از مذاکرات صورت گرفته در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۹۱ بین اعضای European Community امضا و در تاریخ ۱ نوامبر ۱۹۹۳ به اجرا گذاشته شد. این پیمان منجر به ایجاد اتحادیه اروپا و خلق یورو شد.
بررسی قیمت طلا در بیش از 170 سال گذشته نشان مي‌دهد که قیمت طلا برای دهه‌هاي متوالی ثابت مانده است. ایساک نیوتن، فیزیکدان معروف در سال 1717 به ریاست ضرابخانه انگلستان برگزیده شد. وی قیمت هر اونس طلا را در این سال 17/3 لیره تعیین کرد. این قیمت نزدیک به دو قرن تا سال 1914 بدون تغییر باقی ماند. در این مدت در یک دوره 24 ساله بین سال‌های 1797 تا 1821 به دلیل جنگ‌های ناپلئون، قیمت طلا با نوساناتی همراه بوده است.
دنیای‌اقتصاد در جدولی با خلاصه کردن اعداد قیمت‌هاي تاریخی طلا در 176 سال گذشته تا پایان سال 2009 مهم‌ترین حوادث و رویدادهای تاریخی جهان که گمان مي‌رفت بر قیمت طلا تاثيرگذار باشد را به ستون‌های این جدول افزوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 قیمت طلا:

 

گرم 18

مثقال 18

مثقال 17

تاريخ

21150 

97400 

  91600

86/12/01 

  21700

 10000

94000 

87/01/ 05

21720 

  100100

  94100

  88/01/05

37390 

 125200

117700 

  89/01/09

36930 

170200 

159950 

89/10/23 

 

 

 

نمودار مثقال 17 عيار
 

 

 

 

 

 

قیمت سکه:

 

 

ربع سكه

نيم سكه

سكه طرح جديد

سكه طرح قديم

تاريخ

47500

  91500

183500

197000 

86/09/22 

57500 

108000 

210000

252000

87/01/05 

56000 

112000

218000 

240000 

87/04/23 

57000

115000

218000

  221000

88/01/05 

60000

117000 

223000

224000

88/04/25 

70000 

  136500

268000

285000 

89/01/09 

77000 

152500 

  302000

 315000

89/04/15 

88500

175000 

  349000

375000 

89/08/20 

 93000

183000

366000 

407000 

89/10/23 

 

 

نمودارسكه طرح قديم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 17:51  توسط رامین  | 

موضوع تحقیق: بررسی پدیده النینو

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری

 

موضوع تحقیق: بررسی پدیده النینو

 

 

 

استاد راهنما: آقای نادری

 

 

پژوهشگر: وحید خرّم و سعید صداقت

 

 

 

دی ماه 1388

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

عنوان                                                     صفحه

النینو El Nino.............................................    4

 

 

النینو و تعریف آن...........................................    8

 

 

بررسی پدیده  «ال نینو» از دیدگاه جغرافیایی............   20

 

 

النينو و تاثيرات آن بر محيط زيست.......................    24

 

 

آخرين گزارش ازپديده ال نينو..............................   26

 

 

در مورد پدیده ال نینو چه می دانیم؟......................    28

 

 

رويداد ال نينو / نوسان جنوبي يكي از مهمترين و شاخص ترين رويداد هايي است كه منجر به ظهور نا بهنجاري هاي بزرگ آب و هوايي در بسياري از نقاط جهان مي شود . هواشناسان و اقيانوس شناسان جهان در سالهاي اخير مطالعات زياد و دقيقي در مورد مكانيزم ايجاد ال نينو و تاثيرات متقابل جو و اقيانوس انجام داده اند ، بويژه مطالعات گسترده اي در ارتباط با ناموزوني دما در سطح دريا و نوسانات فشار جو در سالهايي كه ال نينو رخ مي دهد انجام گرفته است ، مجموعه اين تغييرات را بنام نوسانات جنوبي مي نامند كه با كلمه اختصاري ENSO (ElNino Southern Oscillation )يعني تركيبي از دو كلمه ال نينو و نوسانات جنوبي است بكار مي رود . براي نخستين بار واكر (1932) و بليس (1937) بر وجود نوساني در فشار سطح و در مقياس جهاني اشاره كردند و آن را نوسان جنوبي SO ناميدند . بدين سان SOيك الگوي ارتباط از راه دور جهاني در اتمسفر است و به دليل تميز آن از ساير الگوهاي ارتباط از راه دور ( بويژه نوسانات اطلس شمالي و آرام شمالي ) جنوبي ناميده شده است . مراكز عمل SO توسط يك گردش مداري شرق به غرب در امتداد صفحه استوا همراه با صعود هوا در غرب اقيانوس آرام و نزول هوا در شرق اقيانوس آرام به يكديگر مربوط مي شود و به اين ترتيب گردش شكل مي گيرد كه توسط بژرگنس (1969) گردش واكر ناميده شد . ال نينو مولفه اقيانوسي ENSO مي باشد و با دگرگونيهاي بزرگ در دماهاي سطح دريا در منطقه آرام حاره اي پديدار مي گردد .

مشخصات ال نينو :

در طول پديده ال نينو باد ها در استوا بر روي اقيانوس از غرب به شرق مي وزند . اين بادها در سطح آب اقيانوس جابجا شده و آبهاي گرم سطح اقيانوس را كه بوسيله خورشيد در مناطق گرمسيري حرارت ديده اند ، به سواحل غربي شمال و جنوب قاره آمريكا مي آورد . به دنبال آبهاي گرم ، بارندگي نيز به سمت مشرق متمايل مي شود ، به همراه سيل در پرو و خشكسالي در اندونزي و استراليا . نشانه كليدي ال نينو ، افزايش دماي غير عادي در امتداد و هر دو طرف خط استوا در اقيانوس آرام مركزي و شرقي است . اين جريان هر چند سال يكبار با يك گرمايش عظيم و غير معمول همراه مي شود . بطوري كه در اين حال دماهاي سطح دريا حداقل براي چند ماه پياپي در 3 تا 5 محل ساحلي بالاي حد نرمال مي رود . و در پي آن دماي سطح دريا براي يك سال و يا حتي بيشتر بصورت غير عادي باقي مي ماند و براي برگشت به شرايط عادي منطقه ، حداقل تا ژانويه يا مارس آينده زمان لازم است .

ال نينو اصولاً تغييراتي در موقعيت تندبادها بوجود آورده و موجب پديد آمدن رفتارهاي آب و هوايي غير معمول در كره زمين مي گردد . تغييرات در تند بادها كه توسط ENSO صورت مي گيرد بر آب و هوا نه تنها در شمال و جنوب قاره آمريكا بلكه در نقاط دوردستي همچون آفريقا و نواحي جنوبگان تاثير مي گذارد .

در حالت عادي آب و هواي نواحي گرمسيري منطقه غرب داراي دماي بيشتر از 10 درجه سانتيگراد نسبت به سواحل شرق پرو و اكوادور مي باشد . فشار هوا در بالاي آب هاي گرم كاملاً پايين است . هواي مرطوب برخاسته از منطقه باعث تشكيل ابر هاي سنگين و بارانهاي شديدي مشابه بارانهاي جنوب شرق آسيا ، گينه نو و شمال استراليا مي شود. كه نهايتاًمنجر به افزايش بارندگي در مناطق جنوبي آمريكا و پرو و خشكسالي در قسمت غربي اقيانوس آرام كه استراليا و كشور هاي مجاور را نيز تحت تاثير قرار مي دهد ، مي گردد . در طي يك رويداد ال نينو نابهنجاري هاي دماي سطح دريا ، سطحي به وسعت 5 ميليون كيلومتر مربع را در طي مراحل انتقال تا تكامل پوشش مي دهد .

دلايل وقوع ال نينو :

گردش واكر : اين گردش يك گردش اتمسفري ، در صفحه اي عمود بر استوا مي باشد كه با صعود هوا در غرب آرام استوايي و نزول هوا در شرق آرام استوايي شكل مي گيرد و همراه با آن بادهاي سطحي شرقي و بادهاي غربي فوقاني به موازات استوا در سطح وسيعي از حوضه آرام استوايي ايجاد مي شود . در واقع گردش واكر اتمسفر ، به گراديان دماي سطح دريا در طول استوا ، ميان دماهاي بالا در غرب آرام استوايي و دماهاي پايين در شرق آرام استوايي مي باشد و قوياً در ارتباط با رويداد ENSO است .

حال اين گراديان دما در سطح دريا چگونه شكل مي گيرد ؟

در شرايط عادي منطقه ، در غرب آرام حاره اي به واسطه بادهاي تجارتي جنوب شرقي نسبتاً آرام ، گرايش حاصل از تشعشع خورشيدي موجب گرم شدن آبهاي اقيانوس مي شود .

به طور همزمان بادهاي تجارتي جنوب شرقي موجب فرا رفت آبهاي گرم به سمت غرب مي شوند . بنابراين در غرب آرام حاره اي يك انباشتگي از آبهاي با دما هاي بالا بوجود مي آيد و تراز دريا در اين منطقه بالا است . حال به دليل تنش باد شرقي در آرام استوايي حركتي به سمت قطب در لايه اكمن اقيانوسي ايجاد مي شود و در پي آن به دليل پيوستگي ، فراجهندگي آب سرد در نواحي مركزي و شرقي آرام استوايي به وجود مي آيد كه اين علتي بر وجود زبانه آب خنك در نواحـــــي مــركزي و شرقي آرام استوايي مي باشد . بدين ترتيب در شرايط عادي منطقه ، در غرب آرام استوايي آبهاي سطحي با دماهاي بالا و در مركز و شرق آرام استوايي ، زبانه اي از آبهاي سطحي با دماهاي پايين وجود دارد . حال در نواحي استوايي توزيع فعاليتهاي همرفتي قوي در اتمسفر به ميزان زيادي به همگرايي بادهاي تجارتي و دماي سطح دريا بستگي دارد به طوري كه منطقه همگرايي درون حاره اي (ITCZ - Inter Tropical Convergence Zone) و منطقه همگرايي آرام جنوبي (SPCZ - South Pacific Convergence Zone) بر روي مناطقي واقع شده اند كه داراي آب هاي سطحي با دماي بالاتر از 27 درجه سانتيگراد مي باشند . بنابراين در غرب آرام استوايي توسط بادهاي تجارتي همگرايي و در نتيجه صعود هواي گرم و مرطوب اتفاق مي افتد و به دنبال آن در اثر فعاليتهاي همرفتي و بارندگي ، گرماي نهان به طور گسترده اي در اتمسفر فوقاني آزاد مي شود و در اين حال زمينه اي مساعد جهت يك شارش برگشتي به سمت شرق و به موازات استوا در اتمسفر فوقاني پديد مي آيد و در پي آن هواي خشك در شرق آرام استوايي نزول مي كند . بنابراين در شرق آرام استوايي ناحيه پر فشار سطحي و در غرب آرام استوايي ناحيه كم فشار سطحي شكل ميگيرد و به دليل گراديان فشار به وجود آمده ، حركتي از شرق به غرب در سطح و موازات استوا ايجاد شده و بدين سان گردش واكر كه حاصل گرمايش آدياباتيك در نواحي استوايي است شكل مي گيرد . همراه با بادهاي تجاري جنوب شرقي قوي، گردش واكر شدت مي يابد اما قدرت گردش واكر با دماي سطح دريا در شرق آرام استوايي نيز در ارتباط است به اين ترتيب زماني كه دماهاي سطحي دريا در شرق آرام استوايي پايين تر از حد نرمال است (شرايط عكس ال نينو كه لانينا نام گرفته است ) بادهاي تجاري و گردش واكر در قويترين وضعيت خود قرار دارند . تحت اين شرايط ، شرق استراليا ، اندونزي و هندوستان از هوايي مرطوب و باران زا برخوردارند و شرق آرام استوايي هواي خشك حاكم است واين شرايط عادي منطقه مي باشد . اما زمان وقوع رويداد ENSO يعني شرايط غير عادي منطقه ، زماني است كه گردش واكر ضعيف شده و به دنبال آن هواي خشك و كم باران حاكم مي شود .

راههاي مشاهده ، ثبت و اندزه گيري :

نوسان جنوبي يك رفتار الاكلنگي در تودة اتمسفري است كه مستلزم تبادل هوا ميان دو نيمكره شرقي و غربي بوده و در عرضهاي جغرافيايي حاره اي و جنب حاره اي متمركز مي باشد . مراكز عمل آن اطراف اندونزي و شرق آرام جنوبي در بخش حاره اي است . زماني كه فشارهاي سطح در شرق آرام جنوبي حاره اي (تاهيتي در 17 درجه جنوبي و 150 درجه غربي ) بالاي نرمال است در بيشتر نواحي غرب آرام جنوب حاره اي (داروين در 12 درجه جنوبي و 130 درجه شرقي ) فشارهاي سطح زير حد نرمال است، كه اين فاز سرد نوسان جنوبي نام گرفته و با پديده لانينا (عكس ال نينو ) همراه است . در اين حالت دماهاي سطح دريا در شرق آرام جنوبي حاره اي پائين تر از نرمال است و بادهاي تجارتي و گردش واكر در قويترين وضعيت خود قرار دارند . اما زماني كه فشارهاي سطح در شرق آرام جنوبي حاره اي پائين تر از نرمال است در اكثر نواحي غرب آرام جنوبي حاره اي فشار هاي سطح بالاتر از نرمال است و اين شرايط فاز گرم نوسان جنوبي نام گرفته و در اكثر مواقع با پديده ال نينو همراه است . با اندازه گيري فشارهاي سطح در حوزة آرام جنوبي حاره اي يك شاخص اتمسفري (Southern Oscillation Index-SOI) براي نوسان جنوبي به صورت زير تعريف شده است :

اگر فشار تاهيتي منهاي فشار داروين عددي مثبت شود شرايط غير ال نينو است و اگر فشار تاهيتي منهاي فشار داروين عددي منفي شود شرايط ال نينو برقرار است .

به طور كلي مداركي قوي وجود دارد دال بر اينكه يك گرمايش كلي در اتمسفر جهاني در حدود چند ماه بعد از يك رويداد قوي ال نينو به وجود مي آيد . بر اين اساس پروفسور ويرتكي از دانشگاه هاوايي در سال 1985 پيشنهاد نمود كه مقياس زماني براي وقوع رويداد ال نينو بايستي با محاسبه زمان لازم براي اندوختن آب گرم در مناطق حاره اي جهت شارژ سيستم تعيين شود زيرا به هنگام ظهور ال نينو حرارتي شارژ شده به سمت عرض هاي جغرافيايي بالا و نيز به داخل اتمسفر آزاد مي شود . در طول مرحله تكامل ، يك پريشيدگي به شكل منبع حرارتي در غرب آرام استوايي ايجاد مي شود و اين منبع حرارتي يك سلسله رويدادهايي را ايجاد مي نمايد و سرانجام شرايط غير ال نينو در منطقه حاكم مي شود .

براي گرد آوري داده هاي لازم NOAA از يك شبكه چند شناوري استفاده مي كنند كه دما و جريان ها و بادهاي خطوط استوايي را اندازه گيري مي كند . اين شناورها به طور روزانه داده ميفرستند كه بلافاصله در دسترس محققان و پيش بيني كنندگان در سراسر دنيا قرار مي گيرد .

در اقيانوس آرام استوايي ، ال نينو به روشهاي مختلفي هم چون ماهواره ها ، شناورهاي متصل به لنگر گاه ها ، تجزيه و تحليل سطح دريا و XBT ها رديابي مي شود . بسياري از اين سيستمهاي بررسي اقيانوس جزيي از برنامه «اقيانوسهاي گرمسيري ـ اتمسفر جهاني » بوده اند و هم اكنون در طرح « سيستم بررسي ENSO » به كار گرفته شده اند .

تاثير ال نينو بر محيط و زندگي بشر :

همراه با رويداد ال نينو توليدات بيولوژيكي به دليل كاهش فرا جهندگي آب سرد در سرتاسر سواحل پرو و اكوادور كاهش مي يابد كه اين سبب مرگ و مير ماهيان و به خصوص ماهي كولي كه غذاي عمدة پرندگان دريايي است مي شود . به دنبال مرگ و مير ماهيان ، ميليونها پرنده دريايي به علت عدم وجود غذاي عمدة خود يعني ماهي كولي در ساحل نابود مي شوند كه اين لطمه اقتصادي جبران نا پذيري را در صنايع ماهيگيري و كود مرغ ( دريايي ) گيري براي كشور هاي پرو و اكوادور به بار مي بارد . از آسيب هاي محلي ديگر ، بارندگي هاي سيل آسا در بخش هايي كه به طور معمول لم يزرع سواحل پرو و اكوادور است كه سبب ته نشست هاي گلي و تخريب شالوده اين مناطق مي شود و در مجموع به دليل شرايط نا به هنجار به وجود آمده ، پديده ال نينو در منطقه به عنوان فاجعه طبيعت شناخته شده است . همچنين اين پديده رابطه اي قوي با خشكسالي در هند ، شرق استراليا ، مالزي ، اندونزي و كلاً آسياي جنوب شرقي دارد . مثلاً ال نينوي 1983–1982 كه شديد ترين رويداد اقليمي دريايي از اين نوع بوده است موجب انقال زنجيره باران هاي حاره اي به طرف شرق و مركز اقيانوس آرام گرديد . كه اين مطلب از تفسير نقشه هاي ماهواره اي و تشعشعات موج بلند بازتابيده از سطح اقيانوس ثابت شده است . از نتايج اين واقعه بارانهاي شديد به مقدار 2000 ميليمتر و جاري شدن سيل هاي مخرب در جنوب اكوادور و شمال شرق پرو مي باشد .

اطلاعاتي در مورد واژه ال نينو :

ال نينو لغتي اسپانيولي و به مفهوم پسر بچه و با تعميم معنا ، كودك مسيح است . علت اين نام گذاري به دليل اعتقادات قلبي و مذهبي سكنه ساحل نشين كشور هاي اكوادور و پرو است . عبارت ال نينو در اصل به يك جريان گرم و ضعيف ساليانه اطلاق مي شود كه حدوداً در زمان كريسمس به سمت جنوب در امتداد سواحل پرو و اكوادور جريان مي يابد . از اين رو كودك مسيح ناميده شده است . لانينا (Lanina) يعني دختر كوچك و بعضــي مواقع (El-viejo) يا (Anti Elnino ) خوانده مي شود .

منبع : eduphysics.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

دسته هاي در حال رشد ماهي ها در سواحل غربي پرو جاي دسته هاي ماهي هاي مرده که سواحل را کثيف مي کنند مي گيرد . شرايط غير عادي جو به دليل حرکت جت استريم ها توفانها و بادهاي موسمي رخ مي دهد .

 

همه اين آشفتگي ها به خاطر يک جريان آب گرم است که هر سه سال يا هفت سال يکبار در سواحل شرقي اقيانوس آرام رخ مي دهد . اين پديده را النينو مي نامند.

 

1 - تعريف النينو ( يک جريان آب گرم )

 

النينو يک نام اسپانيايي براي نوزاد پسر است که اشاره دارد به هفته اي که جريان آب گرم سالانه در نزديکي کريسمس در امتداد سواحل اکوادور و پرو ظاهر مي شود و از يک هفته تا يک ماه يا بيشتر به طول مي انجامد. هر سه تا هفت سال النينو ممکن است که براي ماه هاي زيادي باقي بماند که اثرات قابل توجهي بر روي اقتصاد منطقه  و شرايط جوي خواهد داشت .

 

در طول 40 سال گذشته 10 عدد از اين گونه النينو ها ثبت شده است که بدترين آنها ، در سال 1998 – 1997 رخ داد .قبل از آن نيز النينوي سال 1983 – 1982 قوي ترين النينو بوده است.

 

برخي از پديده هاي النينو حتي بيشتر از يک سال طول مي کشد.

 

 

 




 

سال هاي وقوع النينو

 

1902-1903

 

1905-1906

 

1911-1912

 

1914-1915

 

1918-1919

 

1923-1924

 

1925-1926

 

1930-1931

 

1932-1933

 

1939-1940

 

1941-1942

 

1951-1952

 

1953-1954

 

1957-1958

 

1965-1966

 

1969-1970

 

1972-1973

 

1976-1977

 

1982-1983

 

1986-1987

 

1991-1992

 

1994-1995

 

1997-1998

 

 

 

درمناطق حاره اقيانوس آرام بادهاي تجارتي آبهاي سطحي را به سمت غرب مي رانند. آب هاي سطحي به تدريج که به سمت غرب مي روند گرم مي شوند زيرا در مدت زمان بيشتري در معرض تابش خورشيد قرار مي گيرند . النينو هنگامي مشاهده مي شود که بادهاي تجارتي غربي ضعيف مي شوند و به آبهاي گرم غرب اقيانوس آرام اجازه مي دهند که به سمت شرق حرکت کنند و سر انجام به سواحل آمريکاي شمالي برسند.

 

 

 

 

آب سرد پر از املاح و مواد غذايي که به طور معمول در سواحل پرو يافت مي شود با آب هاي گرم تهي از مواد غذايي جايگزين مي شود که منجر به کاهش قابل توجه جمعيت ماهي ها ي دريايي و زندگي جانوري مي شود.

 

در مقابل النينو لانينو ( نوزاد دختر ) مربوط به يک نا هنجاري غير معمول دمايي در سطح دريا است که در نواحي شرقي مناطق حاره اي اقيانوس آرام يه وقوع مي پيوندد. لانينو تقربا نصف النينو رخ مي دهد



 

سال هاي وقوع لانينو

 

1904-1905

 

1909-1910

 

1910-1911

 

1915-1916

 

1917-1918

 

1924-1925

 

1928-1929

 

1938-1939

 

1950-1951

 

1955-1956

 

1956-1957

 

1964-1965

 

1970-1971

 

1971-1972

 

1973-1974

 

1975-1976

 

1988-1989

 

1995-1996

 

 

 

 

 

 

النينوي سال 1998 – 1997

 

 

 

آخرين النينو ي اخير در ماه هاي بهار سال 1997 رخ داد . بعد از النينوي سالها 1993 – 1992 ابزار هايي بر روي بويي هايي که در اقيانوس آرام وجود داشت ، نصب شد که نا هنجاري هاي دمايي بالاي سواحل پرو را ثبت مي کرد .

 

دو ماه بعد دو ماه بعد قدرت اين ناهنجاري هاي دمايي افزايش پيدا کرد و در اکتبر 1997 چنان رشد کرد که به بزرگترين النينو در 50 سال گذشته تبديل شد .

 

تصوير زير ناهنجاري هاي دمايي سطح دريا (SST) را بر حسب درجه سليسيوس براي اواسط سپتامبر 1997 نشان مي دهد.

 

در آن زمان الگوي کلي النينو نشان مي داد که اين نا هنجاري دمايي به 4+ درجه سليسيوس مي رسد.


 

جزاير غربي اقيانوس آرام و اندونزي همانند مکزيک و آمريکاي مرکزي ، قربانيان اخير خشکسالي هاي ناشي از النينو هستند. اين مکان ها در گذشته نيز شاهد النينو هاي فصلي بوده اند.

 

در شکل زير ، تصوير اثرات آب هوايي طبيعي ناشي از النينو نشان داده شده است.

 


 

اثرات النينو بر روي آب و هواي آمريکا کمتر آشکار است . در گذشته و در سال 1983 – 1982 خليج آمريکا و کاليفرنا ، بارندگي هاي شديدي را دريافت کرد . هنگامي که زمستان نزديک شد پيشبينان انتظار داشتند که دوباره بارندگي هاي شديدي رخ دهد. به اين ترتيب در بخش هاي مرکزي و جنوبي کاليفرنيا بارندگيهاي رکورد شکني رخ داد . ويراني ها و خسارات ناشي از اين بارندگي ها علاوه بر سيل و طغيان ، شامل سيل گل و لاي (mudslides ) نيز بود . سيل گل و لاي (mudslides ) ميتواند يک منطقه را در يک چشم به هم زدن ويران کند و خسارات زيادي به بار آورد.

 

علاوه بر اين مشکلات ديگري نيز در منطقه خليج وجود داشت از جمله هواي شديد بالاي ميانگين و توفانهايي که بدترين حالت خود را به هنگام النينو داشتند . پيش بينان معتقدند که پديده النينو شرايط را براي وقوع چنين حوادثي فراهم مي کند.

 

 

 

پديده Upwelling (انتقال آبهاي عميق به سطوح بالاتر)

 

يکي از پديده هايي که هنگام وقوع النينو رخ مي دهد Upwelling است که عبارت است از انتقال آبهاي سرد اعماق به سطوح بالاتر.

 

نمودار زير نشان مي دهد که چگونه پديده Upwelling در امتداد سواحل پرو رخ مي دهد . به خاطر تنش برشي ناشي از اصتکاک که بين لايه هاي اقيانوس به وجود مي آيد آبهاي سطحي در امتداد يک زاويه 90 درجه به سمت چپ باد در نيمکره شمالي منتقل مي شوند. اين پديده در نيمکره جنوبي 90 درجه به سمت راست باد اتفاق مي افتد. به همين دليل است که باد موازي با خطوط ساحلي پرو که به سمت شمال مي رود ، آبهاي سطحي را به سمت غرب ساحل منحرف مي کند .

 

آب پر از املاح و مواد مغذي از اعماق بالا مي آيد تا جايگزين آب سطحي به اطراف رانده شده شود. اين مواد مغذي دليل اصلي جمعيت هاي بزرگ ماهي ها است که در سواحل اين مناطق يافت مي شود. اثر Upwelling و توانايي آن در پشتيباني فراوان زندگي دريايي، به طور قابل توجهي به عمق ترموکلين (دمالايه) بستگي دارد.

 

 

ترموکلين لايه گذار بين لايه ترکيبي در سطح آب و لايه هاي عميق آب مي باشد . تعريف اين لايه بر اساس دما مي باشد. لايه ترکيبي در نزديکي سطح و جايي است که دما تقريبا برابر دماي آب هاي سطحي است. در ترموکلين دما از لايه ترکيبي تا آبهاي سرد اعماق به سرعت کاهش مي يابد. لايه ترکيبي و لايه هاي عميق آب از نظر دما تقريبا يکنواخت هستند ، در حالي که ترموکلين جايگزين منطقه گزار بين اين دو تراز است.

 

 

ترموکلين عميقتر مقدار مواد غذايي را هنگام النينو به خاطر پديده Upwelling به سطح مي آيد، محدود مي کند و به شدت بر روي محصولات ماهي گيري اثر منفي ميگذارد.

 

سال هاي بدون النينو

باد هاي شرقي مناطق حاره آبهاي سطحي مناطق شرقي اقيانوس آرام را از سواحل آمريکا منتقل مي کند. هنگامي که اين آب جابجا مي شود به سمت شمال منحرف مي گردد و منجر ميشود که آب از استوا به دو طرف منحرف شود. Upwelling در شرق اقيانوس آرام آبهاي سرد را از اعماق بالا مي آورد و جايگزين آبهاي سطحي جابجا شده مي کند. اطلاعات دماي سطح آب دريا وجود آبهاي سرد را در شرق اقيانوس آرام نشان مي دهد. نقشه دماي ميانگين سطح دريا در سالهاي 1993- 1994 نشان مي دهد که ميانگين (SST) در ماه دسامبر در شرق اقيانوس آرام سرد تر از غرب آن بوده است. و به مرور از غرب به شرق کاهش ميابد.

 

 

 

 

بادهاي تجارتي آبهاي گرم سطحي را در غرب اندونزي متراکم مي کنند و موجب مي شوند که سطح آب دريا در غرب اقيانوس آرام نيم متر بالاتر باشد. هنگاميکه پديده Upwellin رخ مي دهد، تراز دمالايه در سواحل آمريکاي جنوبي به اعماق کمتر منتقل مي شود و در غرب اقيانوس آرام فشرده مي شود. آب Upwellin سرشار از مواد غذايي است و جمعيت ماهي ها را پشتيباني مي کند.

 

 

 

 

هنگامي که آبهاي سطحي به سمت غرب رانده مي شوند، تحت شرايط جوي و تابش خورشيد گرم و در غرب اقيانوس آرام متراکم مي شوند. آب سرد تر در شرق اقيانوس آرام هواي بالاي خود را سرد مي کند . بنابراين هوا چگاليده شده و توليد ابر و باران مي کند. از طرفي در غرب اقيانوس ارام ، هواي در بالاي ابهاي گرم، گرم شده و تراز هاي پايين جو را بي ثبات مي کند و موجب افزايش بارندگي مي شود.

 

 

 

بدين ترتيب در بيشتر سالهاي بدون النينو، بارندگي هاي شديدي در قسمت غربي اقيانوس آرام (نزديک اندونزي) مشاهده مي شود ، در حالي که قسمت شرقي آن نسبتا خشک است.

 

دليل وقوع النينو

 

باد هاي تجارتي شرقي توسط يک الگوي فشاري پر فشار در شرق اقيانوس آرام و يک الگوي کم فشار در غرب آن، رانده مي شوند.

 

وقتي اين گراديان فشار ضعيف مي شود، باد هاي تجارتي نيز ضعيف ميشوند. باد هاي تجارتي ضعيف شده اين امکان را فراهم مي کنند که آبهاي گرم از غرب اقيانوس آرام، به سمت شرق جابجا شوند.

 

 

اين امر موجب شکل گيري لايه سطحي آب گرم و ته نشين کردن ترموکلين در شرق اقيانوس ارام ميشود. دمالايه عميقتر موجب مي شود که آب پر از املاح و مواد غذايي که از اعماق توسط پديده Upwelling به سطح مي آيد محدود شود. اين امر بر روي جمعيت ماهي ها که به طور عادي در منطقه وجود داشته تاثير گذاشته و باعث کاهش آنها مي شود.

 

 

ابرهاي همرفتي و بارش هاي سنگين ناشي از افزايش شناوري ترازهاي پايين جو، به خاطر گرماي ناشي از آبهاي گرم سطحي مي باشند. هنگامي که اب هاي سطحي به سمت شرق جابجا مي شوند، ابرها و توفان هاي تندري نيز با آنها به سمت شرق سوق داده مي شوند و موجب ايجاد شرايط خشک در مناطقي مثل اندونزي و استراليا مي شوند. در حالي که باران هاي سيل آسا و طغيان و سيل در کشور هاي پرو و اکوادور به وقوع مي پيوندد.

 

 

 

 

النينو مي تواند موجب ايجاد انواع مختلف شرايط جوي شود . گاهي اوقات موجب ايجاد باران هايي در بيابان هاي ساحلي جنوب آفريقا ميشود که در سالهاي بدون النينو هرگز مشاهده نشده بوده است. سيل و طغيان خود موجب حجوم حشرات و شيوع بيماري هاي مختلف مي شود.

 

 

تقابل بين هوا و دريا که در سالهاي وقوح النينو رخ مي دهد، موجب تقويت شرايط جوي مي شود. هنگامي که فشار در شرق افت مي کند، در غرب افزايش مي يابد، گراديان فشار سطحي کاهش پيدا مي کند و باد هاي تجارتي ضعيف مي شوند . اين امر مقدار بيشتري از آبهاي سطحي را به سمت شرق منتقل مي کندکه موجب افزايش بارندگي در شرق اقيانوس آرام مي شود و فشار بيشتر افزايش مي يابد.

 

دماي سطح دريا به هنگام وقوع النينو

 

پديده النينو با گرمايش بيش از حد نرمال دماي سطح دريا مشخص مي شود.يک نقشه ناحنجاري دماي سطح دريا (SST ) مانند آنچه در زير نشان داده شده است، تفاوت هاي بين SST ديده باني شده و SST نرمال را براي يک ماه مشخص، نشان مي دهد.

 

 

 

 

سايه هاي سرخ و زرد اقيانوس آرام نشان مي دهد که آب به طور قابل ملاحضه اي از حد نرمال گرمتر است. در حقيقت النينوي سال 1983- 1982 قوي ترين النينوي قرن بوده است که ناحنجاري دمايي آن به 3.5 درجه سليسيوس مي رسد.

 

 

 

آثار جوي النينو

 

در سال هاي وقوع النينو، باران هاي حاره اي که معمولا در اندونزي متمرکز هستند، به سمت شرق جابجا شده و الگوي جوي باد را در سراسر کره زمين مورد تاثير قرار مي دهند. به طور مثال جابجايي جت استريم ها ، storm track ها و بادهاي موسمي مونسون، که موجب ايجاد شرايط جوي نابهنگام در بسياري از مناطق زمين مي شوند. در طول النينوي سال 1983 – 1982 يک سرس ناحنجاري جوي از قبيل موارد زير مشاهده شد:

 




خشکسالي در جنوب آفريقا، جنوب هند، سري لانکا، فيليپين، اندونزي، استراليا، پروي جنوبي، بوليوي غربي، مکزيک، آمريکا و آمريکاي مرکزي

 

باران هاي شديد و سيل آسا در اکوادور، پروي شمالي، کوبا و خليج آمريکا

 

هاريکن در تاهيتي و هاوايي

 

 

النينوي سال 1983 – 1982 پشته هاي (Ridge) تراز هاي فوقاني را که در سواحل غربي آمرکا واقع بودند تقويت کرد. (اين تشديد با افزايش دامنه امواج در نقشه سمت راست نشان داده شده است)

 

 

زمستان معمولي

 

 

زمستان النينو

 

 

 

 

 

 

اين تشديد موجب گرم شدن اقيانوس آرام در نزديکي آمريکاي شمالي گرديد و از آلاسکا تا شمال آمريکا ادامه يافت.

 

همچنين به طور همزمان با اين امر، عميق شدن تراف (trough) سطوح فوقاني در زمستان به ويژه در بالاي شرق آمريکا موجب ايجاد بارش هاي بيشتر از حد نرمال در منطقه جنوب شد. به عنوان يکي از نتايج النينوي سال 1983- 1982 ميتوان به وقوع سيل و طغيان در مناطق آمريکاي جنوبي اشاره کرد.

 

 

 

آثار اقتصادي النينو

 

سواحل پرو يکي از پنج منطقه اصلي ماهي گيري در دنيا است. جمعيت زياد ماهي ها توسط مواد غذايي که توسط پديده Upwellig به آبهاي ساحلي آورده مي شو، تغذيه مي شوند. آبهاي سرشار از مواد غذايي اعماق مي تواند جمعيت بزرگ ماهي ها را تقويت کند

 

در سال هاي وقوع النينو، باد هاي تجارتي جنوبي ، تضعيف مي شوند و ميزان Upwelling کاهش مي يابد. دمالايه عميق موجب مي شود که پديده Upwelling نتواند مواد غذايي کافي به سطح بياورد. اين امر نيز موجب کاهش جمعيت ماهي ها مي شود

 

 

. کاهش جمعيت ماهي ها باعث کاهش توليد غذاهاي دريايي شده و صادرات اين مواد غذايي به کشور هاي ديگر که به منظور تغذيه مرغ و ماکيان صورت مي گيرد، کاهش مي يابد. چنانچه غذا هاي دريايي کاهش يابد، بايد از ديگر منابع غذايي گران قيمت استفاده کرد که اين امر نيز موجب افزايش قيمت غذا هاي غير دريايي مي شود . پس به طور کلي پديده النينو علاوه بر منافع زيادي که مي تواند داشته باشد، مضراتي نيز براي اقتصاد منطقه در بر خواهد داشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برگشتی به صورت یک مجموعه به هم بافته به طرف شرق حرکت کرده و سرانجام سیستم کامل جریانهای اقیانوسی _ جوی غربی در منطقه فوق حاکم شده و تا پایان مرحله ال نینو وجود دارد . لازم به ذکر است که ؛ ناهنجاریهای شدید سطح آرام غربی بویژه در مرحله لانینا و لزوم برگشت به حالت تعادل خود نیز همراه با سازوکارهای فوق الذکر  ( بادغربی و زبانه آب برگشتی ) در ایجاد پدیده ال نینو موثر می باشد .  این حالت مشابه امواج سش (  Seiche Wave امواج ایستا ) بوده ولی سازوکار آن حالت ترکیبی بین امواج انتقالی و ایستا را نشان می دهد . بنا به عقیده برخی دانشمندان این حرکات آب ناشی از امواج کلوین ( Kelvin) یعنی تلفیقی از اثرات دینامیکی دمايی آب و نیروی کوریولیس می باشد .   با توجه به این توضیحات آن چه مسلم است تغییر فشار هوا و گرایش به شاخص پایین نوسان جنوبی نسبت به برگشت آب در الویت بوده و سازوکار موجبه آن نیز سرمایش نسبی آب گرم غرب آرام استوایی به دلیل ابر آلودگی بالا و بارشهای فراوان در مرحله لانینا و اندکی بعد از آن می باشد . متقابلاً در شرق آرام با وجود بالا آیی آب سرد عمقی به دلیل هوای صاف و ساعات آفتابی بالا ، به ویژه در حوالی پرفشار غرب آمریکای جنوبی در طی دوره تکرار  ( تقریباً 5سال ) آب بانسبه گرمتر شده و کم فشار می شود؛ به ویژه در تاهیتی .

با این تفسیر توالی مراحل شاخص بالا و پایین و بروز ال نینو ولانینا را می توان بدین گونه درنظر گرفت؛ که ابتدا لانینا اتفاق می افتد و متعاقب آن در فاصله زمانی  نسبتاً کوتاهی ال نینو صورت می گیرد .

ولی فاصله زمانی بین وقوع ال نینو تا لانینا بیشتر است . در هر دو پدیده نقش  سرویس دهی آب گرم منطقه مرکزی اقیانوس آرام استوایی از اهمیت زیادی برخوردار است و تداوم هر کدام به ایجاد وذخیره سازی آب گرم در این منطقه بستگی دارد .

روش محاسبه و اندازه گیری پدیده ال نینو:

برای مطالعه پدیده ال نینو  از فرایند "پیوند از دور" استفاده می شود . طی این فرایند اقلیم شناسان با استفاده از روابط آماری مانند همبستگی و گراسیون رابطه احتمالی موجود  بین تغییرات عناصر اقلیمی نقاط مختلف جهان را شناسایی وبررسی می کنند . این نوع پیوندهای دور وروابط ، تحت نام عمومی شاخص قرار می گیرند ، مانند شاخص وزش مداری بادهای غربی ، یا شاخص آتلانتیک شمالی .

یکی دیگر از شا خصها ، شاخص نوسان جنوبی   (soi)   است که توسط واکر به شرح زیر محاسبه شده است :

SOI=Pt-Pd

که در آنPt نشانگر فشار سطح دریا در ایستگاه  تاهیتی و Pd فشار سطح دریا در داروین است. هر قدر فشار تاهیتی بیشتر باشد ، نشان می دهد که پر فشار پرو بیشتر از حد معمول به طرف شمال جابجا شده است و جریا ن آب سرد پرو بیشتر به استوا نزدیک شده است .

شاخص نوسان جنوبی تغییرات  و وابستگیهای پراکندگی فشار را در تابستان نیمکره جنوبی در اقیانوس آرام اندازه می گیرد . اندازه های بالای آن نشان می دهد، که شیب فشار سطح دریا بین شرق و غرب اقیانوس آرام شدیدتر است . اندازه های کمتر شاخص نشان می دهد ؛ که پر فشار ، پرو را  نمی پوشاند .

نوسانهای آب وهوایی ایران و پدیده انسو:

انسو (  ENSO ) نشانگر یک سازوکار جهانی بوده و لذا تاثیرات آن فراتر از یک قاره یا یک کشور است . با جابجایی وتغییر جهت جریانهای هوا در آغاز و اثنای دوره ال نینو ( شاخص پایین ) و لانینا (شاخص بالا ) مناطق مختلف تحت تاثیرهای گوناگونی قرار می گیرند .  هرچند این دگرگونی ها در عرضهای حاره و جنب حاره رو به استوا شناخته شده ولی در نواحی دیگر مثل مدیترانه، خاورمیانه و ایران تاثیر گذاری آنها هنوز در پرده ابهام است .   همان گونه که می دانیم ایران کشوری با آب و هوای خشک تا نیمه خشک می باشد ، که بین عرضهای 25تا 40 درجه شمالی قرار گرفته است ، و به علت دارا بودن اشکال گوناگون ناهمواریها  ، نسبت به دیگر کشورهای خاورمیانه از آب وهوای متنوعی برخوردار است .  البته این حالت تنها ناشی از تنوع ناهمواریها نبوده ؛ بلکه بیشتر از جریانهای جوی در مقیاس جهانی و سینوپتیکی نشات می گیرد .   در مورد تاثیر پدیده انسو در آب وهوا ی کشور ابتدا باید ا ذعان کرد که دوری و نزدیکی مناطق مختلف با ناحیه شرق آرام استوایی در میزان تاثیر گذاری موثر است و بدیهی است که بین میزان تاثیر و دوری از منطقه فوق رابطه معکوس وجود دارد .  چون شاخص نوسان جنوبی در حال حاضر تنها شاخص عددی مورد استفاده برای مطالعه پدیده انسو و سازوکارهای ال نینوو لانینا در واقع یک فرایند فیزیکی در رابطه با آن است ، لذا در بررسی پدیده انسو فعلاًجز شاخص نوسان جنوبی ، کمیت دیگری وجود ندارد .

یک مقایسه ساده آماری که بین خشکسالیها و ترسالیهای کشور نوسان جنوبی انجام گرفت ؛ نشان داد که خشکسالیهای ایران در 1966 ، 71_1970 ، 1973 ، 1978 ، 89_ 1988 ؛ میلادی با شاخص بالا ( لانینا  ) و ترسالیهای کشور در 1969 ، 1972 ، 1976 ، 1982 ، 1986 ؛ میلادی باشاخص پایین ( ال نینو ) همزمان بوده است . ( خوش اخلاق 1377)

ـ بررسی بارش سالانه ایران :

در طول سی سال ( 63_ 1962 الی 92 _ 1991 ) شاخص استاندارد محاسبه شده برای متوسط بارش کشور در بیشتر موارد نسبت به شاخص نوسان جنوبی معکوس است . البته مواردی نیز دیده می شود که در آنها همخوانی وجود دارد ، ولی چندان شدید نبوده و فراوانی کمی دارند . بعلاوه هموارسازی چند جمله ای که در مورد داده ها انجام شد ؛ نشانگر روند متفاوت در منحنی شاخص  بارش کشور و نوسان جنوبی است . ضریب همبستگی  بارش سی ساله 37 ایستگاه کشور با بارش سالانه نوسان جنوبی نشانگر فراوانی زیاد ضرائب منفی بارش این ایستگاه نسبت به شاخص مذکور می باشد 0

این مقادیر از لحاظ آماری معنی دار نبوده و فقط در چند ایستگاه معنی دار است ولی نکته مهم تعداد ایستگاههای دارای ارقام منفی می باشد ، که به 31 مورد می رسد. از این تعداد 22 ایستگاه ضریب همبستگی کمتر از  r=0/18 دارند. منفی بودن ضرایب همبستگی نشانگر این است که در دوره شاخص بالا ، بارش ایران کاهش ، ودر دوره شاخص پایین ، افزایش می یابد.

ـ ـ‌‌‌چگونگی تاثیر گذاری پدیده انسو در ناهنجاریهای بارش ایران

در پدیده انسو تغییرات فشار هوا و وقوع شاخص بالا یا پایین نوسان جنوبی نسبت به رویداد ال نینو و لانینا تقدم زمانی دارد و نیز این که مرحله لانینا و ناهنجاری سطح آب اقیانوس نهایتاً به رخداد  ال نینو منجر می شود .   در مرحله شاخص بالا و وقوع لانینا در استرالیا ی شمالی و جنوب شرقی آسیا بارشهای زیادی اتفاق می افتد و بالعکس در حوالی جنوب خاورمیانه  و دریای عرب ( میان شبه جزیره عربستان و هند، در جنوب دریای عمان ) هوا حالت فرونشینی دارد و پر فشارها ی جنب حاره در این قسمت تقویت شده  و به صورت نیمروزان گسترش می یابد  که از حوالی استوا تا ناحیه رو به قطب کمربند پر فشار جنب حاره کشیده می شود . متقابلاً در دوره شاخص پایین و پدیده ال نینو در استرالیای شمالی و جنوی شرق آسیا بارش به شدت کاهش یافته و جریان هوا در جنوب خاورمیانه و جنوب غرب آسیا از افزایش برخوردار بوده و احتمالاً کم فشار سودانی و دریای سرخ نسبت به متوسط قویتر بوده و انتقال دهنده انرژی و رطوبت عرضهای استوایی به سمت عرضهای میانه و بالا می باشد .

در مقیاس  نیمروزان وقتی کم فشار درون حاره ای در شرق آرام به دلیل فرایند     ال نینو گسترش یافت ،   پر فشارجنب حاره ای  موازی با آن به طرفین رانده شده و  کمربند پر فشار های جنب حاره ای به سمت قطبین سوق می یابد . بالمال تاوه قطبی (  Polar Vartex) به نیمکره مقابل لغزیده و سطح غربی پیرا قطبی ircumpolar Westerly)) افزایش می یابد .

به دنبال این سازوکار ، سیستم پر فشار جنب حاره در نیمکره شرقی به سمت استوا عقب نشسته و در مقابل ، کمربند بادهای غربی و امواج آن به طرف استوا پیشروی   می کند و در خاورمیانه و ایران  ( با شدت و ضعف ) دوره مرطوبتری آغاز می شود 0

در وضعیت لا نینا پر فشارهای موجود در نیمکره غربی به ویژه در امتداد نیمروزان 90 درجه غربی قوی تر است که علت آن وجود جریانهای سرد کالیفرنیا ، همبولت در شرق اقیانوس آرام است . در این شرایط کم فشار درون حاره ای ضعیف و پر فشار جنب حاره به سمت استوا سوق یافته و متقابلاً در نیمکره مقابل  پر فشارهای مذکور به دلیل تقویت نسبی کم فشار اخیر به سمت قطب کشیده می شوند و در خاورمیانه و ایران وقوع خشکسالیها ، فراوانی نسبتاً بیشتری می یابد.    البته این نکته را باید پذیرفت ؛ که برخی از مراحل شاخص پایین ( ال نینوی سال 73_1972) درکشور ما مقارن با خشکسالی بوده است . در این مورد تغییرات در هم بافته الگوهای جهانی و سینوپتیکی نیز موثر  می باشد .

برای مثال می توان به موقعیت و ارتفاع تاوه قطبی و نیز جهت گیری محور تاوه و پشته بادهای غربی در آسیا نسبت به مناطق خاص مانند کوههای اورال یا شبه جزیره اسکاندیناوی اشاره کرد .

در این خصوص لغزش تاوه قطبی ( فرضاً رویداد ال نینو ) به سمت شرق اورال باعث جریان شمال غربی در کشور و آغاز دوره خشک وانتقال آن به غرب اورال باعث جریان جنوب غربی و دوره مرطوب می شود ؛ که حالت اخیر فراوانی بیشتری دارد.

 

تاثیرات ال نینو بر زندگی بشر:

در زمان استیلای پدیده ال نینو پر فشار جنب حاره پرو به دنبال جریان آب سرد پرو به طرف جنوب جابجا  می شود به دنبال این تغییرات جریان آب گرم ، سواحل پرو  و سواحل اکوادور را هم در  برمی گیرد . این جریان گرمتر و کم املاح تر و در نتیجه از مواد غذایی فقیر تر است .

علاوه بر آن در سواحل پرو مانع بالا آمدن آبهای حاصل خیزتر زیرین می شود ؛ که این سبب مرگ ومیر ماهیها و بخصوص ماهی کولی که غذای عمده پرندگان دریایی است می شود . به دنبال مرگ و میر ماهیان ، میلیونها پرنده دریایی به علت عدم وجود غذای عمده خود یعنی ماهی کولی در ساحل نابود می شوند ؛ که این لطمه اقتصادی جبران ناپذیری را در صنایع ماهیگیری و کود مرغ دریایی گیری برای کشورهای پرو و اکوادور به بار می آورد .

از آسیب های محلی دیگر ؛ بارندگی های سیل آسا در بخشهایی  از سواحل پرو و اکوادور که به طور معمول لم یزرع می باشد ، است که سبب ته نشست ههای گلی و تخریب شالوده این مناطق می شود و در مجموع به دلیل شرایط نابهنجار به وجود آمده ، پدیده ال نینو در منطقه به عنوان فاجعه طبیعت شناخته شده است .

 

نـتـایـج :

پدیده انسو سازو کار در مقیاس جهانی بوده و نقاط گوناگون کره زمین با شدت و ضعف از آن تاثیر می پذیرند.

با وجود محرز بودن رابطه بین شاخص نوسان جنوبی وبارشهای کشور به سبب بعد مسافت بین آن منطقه و  ایران و نیز وجود عوامل دیگر اثرات آن تعدیل ، تخفیف و یا حتی به شکل معکوس در می آید.

پدیده انسو نه مستقیماًً بلکه به صورت غیر مستقیم از طریق دگرگون سازی الگوهای گردش عمومی جو و مراکز فشار مربوطه  یا یه عبارت دیگر از طریق "پیوند از دور "در شرایط آب وهوایی کشور تاثیر می گذارد .

با توجه به داده های شاخص بارش کشور و نوسان جنویی تقریباً در حدود 65% و بیشتر موارد خشکسالی کشور با شاخص بالا " لانینا" و 35% و کمتر با شاخص پایین "ال نینو " همراه بوده است .البته این ارقام تقریبی بوده و نیاز به بررسیهای بیشتر دارد .

با توجه به موقعیت مکانی و استقرار متفاوت امواج راسبی (Rossby Wave) وسیستمههای مربوطه در دوره های ال نینو و لا نینا ، وقوع پدیده های اخیر ، معیار کاملی برای پیش بینی دقیق تغیرات بارش نبوده است ، ولی نشان دهنده این است که شرایط آب وهوایی کشضور دچار تغییرات مشخصی خواهد شد .

 

پیشنـهادات:

1- استفاده از روشهای آماری برای یافتن ارتباط بین پدیده جهش بارشهای کشور و جهش های موجد در شاخص نوسان جنوبی .سعی در یافتن شاخص های جدید هواشناختی که هم به صورت مداری و هم نیمروزان تغییرات فشار را در مناطق بحرانی مورد سنجش قرار دهد و همبستگی بهتری را با بارشهای کشور ظاهر سازد.

2- استفاده از نوسانات سطح آب در اقیانوسهای آرام و اطلس استوایی ، دریای مدیترانه و دریای عرب .

3 - سعی در طراحی مدلی چند متغییره که در آن شاخصهای نوسان جنوبی ، وزش زناری ( کمربندی) ، شاخص اطلس شمالی ونیز دمای آی دریاها با تغییرات عناصر جوی در سطح کشور مورد برازش قرار گیرد ، که در این خصوص روش تحلیل کانونیکAnalysis)  (Canonical توصیه می شود.

 

منـابع و مـاخـذ:

1- خوش اخلاق ، فرامرز : پديده انسو و تاثيرات آن بر رژيم بارش در ايران ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، شماره 51 ،مشـهد ، زمستان، 1377

2- عليجاني، بهلول : معرفي جغرافيايي پديده ال نينو ، گاهنامه افق، نشريه داخلي دانشگاه تربيت معلم تهران ، شماره 1 ، پاييز،1377

3- قائمي ،هوشنگ :  هوا شناسي عمومي ، انتشارات سمت ، تهران، 1377

 

4-  www.yazdmet.ir/ubci

5- www. jazirehdansh.com

6- www. Bbcparsian.com

7- www. Elnino.nova.gov

8- www.usgs.gov

9- www. Coudysky.ir

 

 

 

 

 

 

 

 

بازارهاي جهاني از جمله بازار نفت و انرژي هرازگاهي تحت تأثير تغييرات اقليمي با بي ثباتي شديد روبرو مي شوند. مردم جهان به خاطر دارند كه توفان مهيب كاترينا چگونه در نخستين سال هاي هزاره سوم ميلادي، سواحل جنوب شرقي ايالت متحده را در نورديد و ميلياردها دلار خسارت به بار آورد. آسيب هاي وارد آمده به بنادر نفتي، پالايشگاهها، خطوط لوله نفت و پست هاي برق چنان شديد بود كه بلافاصله بازار و قيمت هاي جهاني را متلاطم كرد. اما با توسعه و پيشرفت داده هاي پژوهشگران و افزايش ضريب پيش بيني تغييرات اقليمي، انتظار مي رود خسارات رويدادهاي احتمالي آتي، كاهشي محسوس داشته باشد    »زمين شناسي و محيط زيست« عنوان كتابي است به قلم برنارد پيپكين كه در سال2001 در استراليا منتشر شده است. حسن داداشي آراني، از خوانندگان ماهنامه نفت پارس در دانشگاه پيام نور اصفهان، با ترجمه فصلي از اين كتاب با عنوان »النينو و مناطق ساحلي« و ارسال آن به دفتر ماهنامه، به توضيح و تشريح اين پديده اقليمي پرداخته است.
    
    
    النينو نوعي بهم ريختگي و آشفتگي در وضعيت آبهاي سرد طبيعي است كه در امتداد سواحل غربي آمريكاي جنوبي و شمالي بوجود مي آيد. در سالهاي النينو سلولهاي پرفشار بطور طبيعي به سلولهاي كم فشار اتمسفري در اقيانوس آرام غربي تغيير مي يابند. زيرا اختلاف فشاري كه بادهاي بين اقيانوس آرام شرقي و غربي را به حركت در مي آورد كاهش مي يابد. به اين ترتيب، بادها متوقف مي شوند و يا حتي ممكن است جهت آنها عوض يا معكوس شود. يك برآمدگي از آبهاي گرم سطحي(به ارتفاع چند متر) كه موج كلوين(Kelvin wave) ناميده مي شود، خيزاب هايي را از طرف شرق به سوي آمريكا منتقل كرده و آبهاي سرد منطقه را جابجا مي كند. اين پديده در ابتدا توسط ماهيگيران پروئيايي در كريسمس1892 مورد توجه قرار گرفت. از اين رو اين هجوم آب گرم را كورينته دل نينو(Corriente delnino) يعني»جريان بچه مسيح« ناميدند!
     امروزه مشخص شده كه وارونگي فشار اتمسفري در ناحيه اقيانوس آرام غربي موسوم به نوسان جنوبي، موجب حوادث النينو مي شود. اين همبستگي و ارتباط بين آب گرم را كه به دنبال آن حادثه النينو روي مي دهد نوسان جنوبي- النينو(Elnino - southern oscillation) و به طور اختصاري اِنسو(ENSO) مي نامند. حوادث مهم النينوي سالهاي1973-1972 و1977-1976 و النينوي شديد سال1983-1982 آن را به صورت يك پديده جهاني ثبت كرد. از سال1991 تا1994 وضعيتي تقريباً پايدار در النينو ادامه داشت و سپس النينوي شديد ديگري در سال1998-1997 بوجود آمد. در سالهاي النينو بر اثر تغييرات همرفتي(وزش بادهاي گرم) اتمسفري، خشكسالي گسترده اي در آفريقا، استراليا، اندونزي و سيلاب هايي در كاليفرنيا، اكوادور، پرو و تاهيتي به وقوع پيوست و امواج سهمگين، سواحل شرقي و غربي ايالت متحده را فرسايش داد. در پي النينوي سال97-98، همچنين چندين زمين لغزه و جريان گل در كاليفرنيا، اروگوئه و واشينگتن گزارش شد. طبق نظر جيم ابراين(Jim O،brien) از مركز مطالعات پيشگويي اقيانوس- اتمسفر(COAPS) در دانشگاه ايالتي فلوريدا، خبرهاي خوشايندي نيز مبني بر وقوع النينو وجود دارند كه مي توان آنها را به اين صورت خلاصه كرد:
    - فعاليت هوريكن هاي اقيانوس اطلس كاهش مي يابد.
    - آتش سوزي در جنگل هاي آريزونا، تگزاس و نيومكزيكو كاهش مي يابد.
    - تورنادوها(توفانهاي سهمگين) كاهش مي يابند.
    - محصولات كشاورزي به ويژه مركبات افزايش مي يابند.
    - ماهيگيري در كاليفرنيا به دليل وجود آبهاي گرم رونق مي يابد.
    قابل توجه است كه هوريكن هاي هاوايي فقط در طول سالهاي النينو بوجود
    مي آيند. النينو مثال خوبي از عملكرد زمين به عنوان يك سيستم است كه واكنش هاي متقابل بين اتمسفر- هيدروسفر و ليتوسفر را در ايجاد حوادث طبيعي نشان مي دهد. پديده ديگر اقيانوسي لانينا(Lanina) نام دارد كه به خواهر النينو شهرت يافته و با حالتي متعادل ظاهر مي شود. لانينا حالتي از يك جريان آب سرد است، با وضعيتي كاملاً ويژه كه البته براي سواحل غرب آمريكا عادي است. در هر حال، لانينا با خشكسالي در ارتباط است و بطور متناوب فعاليت هوريكن ها را افزايش مي دهد، اگر چه اين مطلب هنوز به روش علمي ثابت نشده است.
    
    
    پيشگوهاي هوريكن
    هوريكن ها نمادي از آب و هواي جانفرساي استوايي به شمار مي روند. آنها به طور دوره اي هر چند سال يكبار بوجود مي آيند. طبق نظر ويليام گري(William Gray) هواشناس دانشگاه ايالتي»كلرادو«، پيشگوهاي واقعي
    مي توانند مسائل و مشكلات دوره هوريكن را پيش بيني كنند. گري درسال1984، با توجه به نظر پيشگوها احتمالاتي را عنوان و منتشر كرد كه از جمله پيش بيني هاي صحيح او، رويدادهاي مربوط به سال1995 بود.
    در اين سال، كانون هوريكن اقيانوس اطلس شرقي19 توفان استوايي را پمپ كرد كه از اين شمار،11 توفان جزو هوريكن ها بودند.5 هوريكن بزرگ و قوي نيز بيش از185 كيلومتر در ساعت سرعت داشتند. در اين مورد، گري يك دوره سخت و شديد با9 هوريكن را پيشگويي كرده بود.
    هواشناسان مركز بين المللي هوريكن در فلوريدا(Cord Gables) برخي
    پيش بيني هاي جالب و موفق را از طريق مدلهاي كامپيوتري تهيه كرده اند. پيشگوها با تأكيد برروش هاي گري، اطلاعات زيادي را با زحمت جمع آوري كردند كه در زير به برخي از آنها اشاره مي شود.
    - بادهاي تروپوسفري بالاتر از ارتفاع12هزارمتر(4هزار فوت): بادهاي تروپوسفري كه در مقابل چرخه هوريكن با شدت زياد عمل مي كنند بطور عمودي گسترش مي يابند و اين براي ايجاد بادهاي قوي و گرفتن قدرت هوريكن لازم است. بالن هاي هواشناسي با پرواز روزانه برفراز درياي كاراييب، براي اندازه گيري شدت باد در ارتفاعات استفاده مي شوند. زماني كه شدت باد كم است- مانند آنچه كه در سال1995 وجود داشت- هوريكن ها ممكن است بيشتر توسعه يابند.
    - آب و هواي غرب آفريقا: در سال هاي خشك، بادهاي غربي در ارتفاع12هزار متري بالاي اقيانوس اطلس در استوا گسترده مي شوند كه اين امر، قدرت باد را افزايش داده و از توسعه قدرت هوريكن مي كاهد. در طول سالهاي مرطوب كه بادها از شرق و از ارتفاع12هزار متري مي وزند غالباً قدرت باد كاهش يافته و در نتيجه توفانهاي شديد هوريكن زيادتر مي شوند.
    - النينو: آبهاي بخش استوايي اقيانوس آرام گرم مي شوند و بادهاي غربي را رواج مي دهند كه در حوضه هاي كاراييب و اقيانوس اطلس مي وزند. جايي كه بادها در سطوح پايين تر از شرق مي وزند، شدت باد افزايش يافته و موجب از بين رفتن قدرت هوريكن مي شود. بين سالهاي1991 و1994 به علت كم شدن هوريكن ها، النينو دوباره تكرار شد و در سال1995 و1999 با سرد شدن بخش استوايي حوضه اقيانوس آرام النينوها به لانينا تغيير يافتند كه در اين حالت فعاليت هوريكن ها بسيار افزايش يافت.
    - فشار اتمسفري: فشار اتمسفري پايين(كم فشارها) در اقيانوس اطلس و درياي كاراييب كه نواحي آبهاي گرم را مشخص مي كند هوريكن ها را تحريك و همگرايي
    توده هاي هوا را افزايش مي دهد. اين امر موجب افزايش ارتفاع ابرهاي مرطوب مي شود.
     بيشتر رويدادهاي مربوط به يك هوريكن قابل پيش بيني است. اين پيش بيني موقعي انجام مي شود كه هوريكن از خشكي دور باشد. اين اطلاعات را ساكنان مناطق ساحلي بيش از همه احتياج دارند اما متأسفانه آن را در اختيار ندارند. تاكنون تعداد كمي از پيش بيني هاي كامپيوتري موفقيت آميز بوده است. با وجود اين هنوز
    بررسي ها و مطالعات زيادي بايستي انجام شود تا با وجود دور بودن از خشكي بتوان از قبل آنرا بطور كامل پيش بيني كرد.

 



احتمال وقوع ال نينو يا لانينا در چند ماه آينده كم است . وضعيت تمامي حوضچه هاي اقيانوس آرام عادي خواهد بود و بيشتر شواهد حكايت از آن دارند كه اين پديده تا اوايل نيمه 2004 از بين خواهد رفت. بنابراين پيا م فوق بابيانيه گذشته ( اكتبر 2003 ) يكسان مي باشد. اما ، در حال حاضر با در نظرگرفتن موقعيت زماني لازم است تا از هشياري بيشتري برخوردار بود. از دير باز اينگونه حوادث اغلب با شروع ماه ژوئن به وقوع پيوستند. همچنين در چنين زماني پيش بيني بسيار دشوار خواهد شد.

با اينهمه . مدلهايي كه جهت پيش بيني تحولات اقيانوس حاره اي بكار مي روند در واقع نوعي اتفاق نظر كلي مي باشند كه در پيش بيني هاي خود اعلام مي دارند احتمال وقوع النينو يا لانينا در اوائل نيمه امسال كمتر خواهد بود. با تفسير كارشناسانه مي توان موضوع فوق را تاييد نمود ،بطوريكه هيچ گونه اصلي وجود ندارد تا بخواهد اعلام دارد كه وضعيت اقليم اقيانوس و جو در اقيانوس حاره اي تبديل به پديده ال نينو و لانينا بشود.

بنابراين ، تنها لازم نيست بر اساس اطلاعات مربوط به ال نينو و لانينا ، آماده رويارو شدن با الگوهاي اقليمي غير معمولي كه معمولا‏‏ ‎ همزمان با چنين پيشامدهائي همراه هستند باشيم. اما در مقايسه با وضعيت اكتبر گذشته يعني هنگام انتشار بيانيه گذشته ، لازم است تا در مورد تفسير پيش بيني هاي ال نينو و لانينا از هشياري بيشتري بر خوردار بود. از طريق تفسير جنبه هاي بسيار مهم دماي اقيانوس حاره اي مي توان به اطلاعات بيشتر در زمينه الگو هاي اقليمي منطقه اي كه انتظار مي رود در ماههاي آتي در حال وقوع باشند ، دسترسي پيدا كرد. در حال حاضر ، بر خلاف انتظار دماي سطح دريا در نقاط اقيانوس اطلس شمالي با گرما روبرو است و شرايط فراتر از حد نرمال در مناطق اقيانوس آرا م و استوائي غربي مركزي و اقيانوس هند مركزي حكمفرماست و اين روند مي تواند منجربه بوجود آمدن شرايط عادي در اطراف مناطق قاره اي و چه بسا فراتر از آن بشود. با نمايان شدن اينگونه حالتها در مدلهاي اقليمي و نيز تفسير كارشناسانه ، زمينه اي جهت اطلاعات برخي الگوهاي اقليمي منطقه اي كه در ماههاي آتي پيش بيني مي شوند ، فراهم مي شود.

بنابراين با در نظر گرفتن راهبردهاي واكنشي ، به منظور تفسيرهاي جامع از عواقب منطقه اي وضعيت سيستم اقليمي اين موضوع بسيار مهم به نظر مي رسد تا با خدمات آبشناسي ملي در ارتباط بود.اينگونه تفسير ها در برگيرنده نوسنات اقليمي فصلي منطقه اي و محلي مي باشند ؛ نوساناتي كه ممكن است دلائل ديگر داشته باشند كه شامل الگو هاي دماي سطح دريا و عوامل ديگر كه در آن سوي اقيانوس آرام وجود دارد، باشد. براي توضيح بيشتر ، مي توان گفت كه علت پديد آمدن نوسانات اقليمي منطقه اي ،الگوهاي دماي سطح دريا در مناطق حاره اي اقيانوس آرام و هند هستند. اما مي بايست به اين موضوع تاكيد داشت كه به منظور پيش بيني الگوهاي دماي سطح دريا در حوضچه هاي اقيانوس هاي هند و اطلس لازم است تا از تخصص بالائي سود جست. علت آنرا بيشتر مي بايست به ديده باني ها ي نامناسب از شرايط سطح اقيانوس و عد م شناخت لازم از مكانيسم هاي تغييرات دماي سطح دريا در اقيانوسها ارتباط داد.

وضعيت تمامي حوضچه هاي اقيانوس آرام عادي خواهد بود ؛بطوريكه وقوع النينو و لانينا از بين مي رود.

مدلهاي پيش بيني و نظرات كارشناسانه نوعي اتفاق نظر كلي مي باشند ؛بطوريكه تا اوائل نيمه سال 2004 شرايط عادي حكمفرما خواهد بود.

به ويژه آ‎نكه شرايط هاي عادي ،داشتن شناخت كافي از الگوهاي اقليمي غير عادي امري ضروري به نظر مي آيد زيرا علت آنها را تنها نبايد به ال نينو و لانينا ارتباط داد.

وضعيتي را كه در مناطق حاره اي اقيانوس آرام حكمفرماست به دقت تحت كنترل قرار مي گيرد ، به ويژه آنكه احتمال وقوع سريع و پيش بيني بسيار دشوار باشد. كانون پيش بيني كنندگان اقليمي تفسيرهاي كاملتر نوسانات اقليمي منطقه اي را در ماههاي آتي انجام مي دهند و سپس مي توان از طريق خدمات هواشناسي و آبشناسي ملي به آنها دسترسي پيدا كرد.

الگوهاي اقليمي اقيانوس آرام

تحقيقات صورت گرفته در چند دهه گذشته نقش اساسي تاثيرات متقابل جو و اقيانوس را در كمربند حاره اي اقيانوس آرام و آب و هوائي را تغيير مي دهد . نمايانتر نموده است. براي مثال ، در طي وقوع ال نينو ،دماي آب دريا در مناطق حاره اي اقيانوس آرام شرقي و مركزي به بيشتر از حد نرمال مي رسد. و در طي وقوع لانينا ، دماي فوق در اينگونه مناطق به پائين تر از حد نرمال مي رسد. اينگونه تغييرات دمائي موجب مي شود تا تمامي نقاط زمين دستخوش نوسانات اقليمي گردد و پيشامدها بمدت 12 يا بيشتر ادامه داشته باشد. وقوع ال نينو شديد سال 98-1997 پس از دوره لانيناي طولاني مدتي كه از اواسط 1998 تا اوائل 2001 به طول انجاميده بود‌، رخ داد.شدت النينوئي كه در طول 98-1997 بوقوع پيوسته بود با دوره ال نينوي 2003-2002 بسيار متفاوت بود. به احتمال زياد هيچگونه وجه اشتراكي ندارند. به علاوه ، در حالي كه بين تاثيرات همه جانبه پيشامد ال نينو و شدت آن ارتباط وجود دارد ، اين امكان هميشه براي يك پيشامد وجود دارد كه تاثيرات جدي را صرف نظر از شدت بروي برخي از مناطق داشته باشد.

پيش بيني و نظارت پديده هاي النينو و لانينا

پيش بيني رويدادهاي اقيانوس آرام از راههاي مختلف صورت مي گيرد.در حال حاضر مدلهايي از كامپيوترهاي پيشرفته وجود دارد كه قادرند تحولات مناطق حاره اي اقيانوس آرام را تصوير برداري كنند .مدلهاي پيش بيني آماري همچنين قادرند شروع وقوع اينگونه رويدادها را به ثبت برسانند. بررسي كارشناسانه از وضعيت موجود مي تواند كمك شاياني در اين راستا باشد ، بويژه آنكه با تفسير وضعيت درحال شكل گيري در اعماق اقيانوس آنرا شناسائي مي كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چند سال پیش ماهیگیران در سواحل پرو  شاهد تغییراتی در جریان آب های این منطقه شدند . اولین ماه سال میلادی بود و تازه جشن های آغاز سال نو را پشت سر گذاشته بودند که ناگهان متوجه جریان آب گرم جنوبی شدند ، جریانی که دمای آب سرد این منطقه را تعدیل می کرد.

آبهای این منطقه زیستگاه بسیاری از پرندگان وماهی ها بود. این آبهای سرد ، سرشار از مواد غذایی برای موجودات آبزی بود و محیط مناسبی برای آنان فراهم می کرد . به همین خاطر ، کار ماهیگیران این منطقه هم پر رونق بود ، ولی وجود آب گرم به صورت غیر طبیعی ، داشت اوضاع را به هم می ریخت و کار و کسب آنها را کساد می کرد.

آبهای گرم، یکی دو سال در منطقه  باقی ماند و باران های فراوان استوایی را باعث شدند ، باران هایی که به گفته بعضی ها ، کویر ها را به باغ تبدیل کردند.حال دیگر این پدیده هر چند سال یک بار تکرار می شود و چون این پدیده ، یعنی گرم شدن آبهای اقیانوس آرام جنوبی ، اغلب همزمان با میلاد مسیح (ع) ودر ابتدای سال میلادی اتفاق می افتد ، ماهیگیران منطقه آن را "ال نینو "[1]  نامیدند.

ال نینو در زبان اسپانیولی به معنی پسر کوچک است و ماهیگیران هنگامی که  عکس این پدیده رخ دهد، یعنی آبهای سرد جایگزین ، نام دیگری را زمزمه می کنند : لانینو[2] یا دختر کوچک . در پدیده لانینو که بعد از ال نینو اتفاق می افتد ، آبها ی اقیانوس  آرام جنوبی ، به شدت سرد می شوند .

 

باد و زبانه های سرد و گرم

معمولا همیشه آبهای غرب اقیانوس آرام گرم و آبهای شرق این اقیانوس سرد است که اصطلاحا به آن زبانه سرد می گویند.در وضعیت عادی باد از جهت شرق اقیانوس آرام به طرف غر ب می وزد و در اثر همین وزش باد ، سطح آب اقیانوس آرام جنوبی در بخش غربی بالا می آید. به طوری که سطح آب اقیانوس در سواحل اندونزی حدود 120 سانتی متر بالاتر از سطح آب در سواحل اکوادور است . با توجه به جریان آب گرم و د رنتیجه گرمای هوا، منطقه غربی اقیانوس آرام پر باران و بر عکس آن ، نواحی شرقی این اقیانوس خشک و کم باران است .

پدیده ال نینو با اندازه گیری دمای سطح آب اقیانو س مشخص  می شود در فرایند وقوع این پدیده ، بادهای بسامان[3]،  حجم زیادی از آبهای گرم  سواحل اندونزی را به سمت سواحل شرقی( امریکای جنوبی ) جاری می کند .

9 سال پیش ، یعنی در سال 1372(1994م) شاهد شکل گرفتن یکی از بزرگترین نمونه های پدیده ال نینو بودیم. دراین سال آبهای منطقه غربی اقیانوس آرام جنوبی، به طرف منطقه شرقی جریان پیدا کرد و زبانه های سرد منطقه شرقی ضعیف شد . بادهای منطقه غرب که معولا ضعیف  بودند به بادهایی قوی تبدیل شدند و به طرف شرق اقیانوس وزیدن گرفتند و آبهای گرم را بیشتر به آن سمت راندند.

 

ال نینو و تغییرات جوی

ال نینو مانند یک فصل ، دارای دوره است؛ اما فصلی که به صورت نا منظم ظاهر می شود ودر زمان غیر مشخصی در جهان استقرار می یابد . به همین دلیل دردوره ظاهر شدن این پدیده ، بعضی تغییرات آب و هوایی و دگرگونی هایی در الگوها ی طبیعت به وجود می آید و این تغییرات ، افزایش باران وسیل های ویرانگر در بخش هایی از امریکای جنوبی و پرو وخشکسالی در قسمت غربی اقیانوس آرام را به دنبال دارد . بنابراین با توجه به خسارات ناشی از آل نینو باید شرایط منطقه جاوه اقیانوس آرام را با دقت مشاهده و تغییرات هوا را در یک دوره کوتاه ( یک ماه تا یک سال ) پیش بینی کرد.

ال نینو معمولا با یک تغییر د رجریان اتمسفر همراه است که s.o [4]نامیده می شود . حرکت یا جنبش جنوبی یکی از علت های اصلی است که باعث تغییرات آب و هوا در کل دنیا می شود. این پدیده از 25 سال پیش توجه اقیانوس شناسان را به خود جلب کرد و تحقیقات زیادی درباره آن انجام شد. در حقیقت اولین قدم ، تخمین شروع ال نینو و لانینو و پیش بینی آب و هوا بود . واضح ترین علامت S.O ایجاد رابطه عکس فشار هوای سطحی در دو نقطه ، داروین استرالیا و جزایر تایپیتی در جنوب اقیانوس آرام ، فشار زیاد یک طرف ، همرا با کاهش فشار در طرف دیگر بود و این عمل به صورت معکوس انجام می گرفت.

بادهای شرقی مهم ترین علت پیدایش ENSO [5] است و دارای دو اثر بسیار قوی است : اول اینکه آب اقیانوس آرام را به سمت غرب حرکت می دهد و به همین دلیل سطح آب در فیلیپین معمولا 60 سانتی متر از سطح آب در سواحل جنوبی پاناما  بالا تر است.

دیگر آنکه باعث می شود جریان دریایی غربی در سطح آب باقی بماند  و به تدریج آب را گرم کند . این امر سبب می شود که در ناحیه غربی اقیانوس آرام ، گرم ترین آب سطح کره زمین وجود داشته باشد؛ آبی که معمولا  بالای 28 درجه سانتی گراد است و حتی بعضی مواقع به 5/38 درجه هم می رسد .

آب گرمی که در قسمت غربی اقیانو س آرام جمع می شود ، سبب فشار دادن ترمو کلابین [6] به سمت پایین می شود  و با آب سطحی کاملا مخلو ط شده و بدین ترتیب آب گرم سطحی از آ بسرد عمیق جدا می شود.

معمولا ترموکلابین در قسمت شرقی 40 متر ودر قسمت غربی 100 تا 200 متر متغیر است .

ال نینو پدیده ای است که  تازه کشف شده و در نیمکره جنوبی زمین اتفاق می افتد ؛ مانند سواحل امریکای جنوبی و نواحی شرقی آسیا و استرالیا . د رحالت نرمال و طبیعی جریان آب سرد در شرق اقیانوس آرام و جریان آب گرم در غرب آن استقرار دارد که سرمای آب در ناحیه شرقی فوایدی برای ساکنان امریکا ی جنوبی دارد ؛ از جمله استفاده از سواحل به منظور ماهیگیری . این مساله سبب پیدایش بادهای قو ی شرقی به سمت غربی می شود و آن را در قسمت غربی اقیانو س بالا می آورد.طی فرآیند بادهای بسامان از ناحیه غرب اقیانوس آرام ، آب گرم از قسمت غرب به سمت شرق جاری می شود . این امر سبب ضعیف شدن زبانه ها ی سرد شرقی شده و جهت عادی وزش باد بر عکس می شود (غرب به شرق) . در سواحل شرقی اقیانوس یا سواحل غربی امریکای جنوبی نیزبه خصوص حوالی پرو ، آب گرم استقرار می یابد و گاهی این آب یک تا دو سال در منطقه می ماند و رطوبت منطقه سبب بارش بارانها ی فراوان می شود . این باران ها گاه منجر به سیل های ویرانگر در سواحل امریکای جنوبی و خشکی در طرف مقابل آن در نیمکره جنوبی زمین می شود.


1- El Nino

2-  La Nino

3- بادهای بسامان همان بادهای منظم همیشگی است که پیوسته و دائم در منطقه استوایی می وزد.

4- خط مرزی بین آب گرم وسرد؛ Thermo cline

5-  جنش جنوبی اتمسفر ؛ southern Osclilletion

6- جنبش جنوبی اتمسفرال نینو؛

 

برای کسب اطلاعات و آخرین داده های درباره «پدیده ال نینو» به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.ncdc.noaa.gov/oa/climate/elnino/elnino.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 22:30  توسط رامین  | 

كاربرد تئوري سبد سرمايه گذاري مشتري (مجموعه سرمایه گذاری مشتری

Www.prozhe.com

 

كاربرد تئوري سبد سرمايه گذاري مشتري (مجموعه سرمایه گذاری مشتری)

يك بررسي تجربي

معرفي :

نظريه سرمايه گذاري چون اولين باردر تصميمات سرمايه گذاري درطي دهه 1950 مورد استفاده قرارگرفت به طورگسترده مطرح شد. درتصميمات مالي به عنوان ميزان ريسك يا ميزان برگشتي انتظارداشته پذيرفته شد. به هرحال اين نظريه در قسمتهاي ديگري به جزء قسمتهاي مالي نيز مورد استفاده قرار گرفته است. اولين قسمتي كه اين نظريه مورد استفاده قرارگرفت بررسي برنامه هاي توليدي بود جايي كه يك محصول يا گروهي از محصولات با توجه به سهم فروش آينده يا كنوني شان همچنين حجم فروش ها ، هزينه ها يا نيازهاي سرمايه گذاري مورد تجزيه وتحليل قرار مي گرفتند بعدها اصل نظريه سرمايه گذاري توجه زياد استراتژي هاي منسجم را به خود معطوف داشت كه تمام اين استراتژي ها قبلا در دسته بندي محصولات يا كارهاي تجاري در ابعاد كليدي مشخص به منظوركمك به رسيدن اهداف استراتژيكي منسجم مورد توجه قرار گرفته بودند. ابعاد كليدي شامل سهم بازار ، افزايش فروش ، جذابيت هاي بازار وموقعيت رقابتي كه وابسته به مدل پيشنهادي مي باشد مي شود.

بدون توجه به ابعاد استفاده شده نظريه اصلي اين است كه وضعيت واحدها درشبكه بايد خلاصه اي از اكثراستراتژي هاي مخصوص مشخص كند.

اين نظريه ضرورتاً مورد توجه قرار مي گيرد بنابراين با تصميمات سهولت دهنده در جمع آوري منابع محدود دربين دارايي هاي مختلف آن سرمايه گذاري هاي مالي ، توليدات يا واحدهاي تجاري استراتژيك مي باشد. اين منابع محدود ممكنه در روش هاي متناوب مورد استفاده قرار گيرد تا به اهداف توافق شده نايل شود. به هرحال همچنين انتقاداتي نيز به اين نظريه وارد شده است كه به اين صورت ارائه شده كه آن به عنوان يك ابزار تحليلي به جاي به كارگيري بيشتربه تجسم موارد

مي پردازد. به عبارت ديگر، انتقاداتي اين مطلب را خاطرنشان مي كند كه اين نظريه يك جواب استراتژيك براي جمع آوري منابع وخلاصه اي از استراتژي تهيه نمي كند. به هرحال آن اين فشار را به وجود مي آورد كه آنها به تصميم گيري كمك مي كنند اما بايد با احتياط استفاده شوند.

تحليل سبد  سرمايه گذاري مشتري :

كاربرد اين نظريه براي مصرف كنندگان يك پديده رايج ترمي باشد. براساس اين تئوري فروشندگان مي توانند اعتبارهر مشتري را برخلاف موقعيتش بر روي شبكه سرمايه گذاري چك كنند.

به علاوه ، آنها مي توانند پيچيدگي وموجودي اين مشتريان را ارزيابي كنند وآيا اينكه آنها احتمال دارد كه به اهداف فروش وبازار برسند. بنابراين تحليل سرمايه گذاري مي تواند طرح فروش وارتباطات را افزايش وترقي بخشد. دوتا از مؤثرترين كارهاي صورت گرفته فيوكا وكمبل مي باشد. فيوكا يك تحليل سرمايه گذاري مشتري دو مرحله اي را پيشنهاد داد. اولين مرحله دريك سطح كلي ميباشد ،  جايي كه تكميل سرمايه گذاري مصرف كنندگان از شركت عرضه كننده درنظر  گرفته مي شود. فيوكا ذكركرد كه تقريبا درتمام شركتها تعدادي ازمشتريانشان نسبت به ديگران به خاطر حجم زياد كالايي كه خريداري مي كنند يا آنها مي توانند خريداري كنند مهمترمي باشند. بعلاوه عوامل ديگري مانند وضعيت حساب يا مديرفروش در بازار خودش مي توانند اهميت استراتژيكي حساب را افزايش دهد. همچنين فيوكا كه تمام شركتها مشترياني دارند كه نسبت به ديگران كنترلشان مشكل تراست.

با تركيب اهميت استراتژيكي ومشكل كنترل، يك حساب با توجه به تداوم كم يا بالا يك قالب ساده مي تواند ساخته شود. اين قالب مي تواند آن حساب هايي رانشان دهد  كه نياز به تحليلات عميق تر يا موارد كليدي / مشكل وكليدي / آسان دارند. بنابراين در اولين مرحله تحليل مديران مي توانند تصميم بگيرند كدام حسابها نيازبه توجه ويژه دارند درنتيجه تحليل عميق تري را به خود اختصاص دهند. دردومين قسمت تحليل هرحساب كليدي بنابراين مشخص مي شود كه بيشتر مورد تجزيه تحليل قرار مي گيرد.

دراين تحليل دو متغيردر نظر گرفته مي شوند كه ابعاد به قسمتي قالب را شكل مي دهند اين متغيرها عبارتند از :

1)     جذابيت هاي تجاري مصرف كنندگان (بالا، متوسط ، كم)

2)     مرحله مربوط به ارتباطات كنوني فروشنده / مشتري (قوي، متوسط ،ضعيف)

جذابيت هاي تجاري عملي است از تقاضاي گرفته شده براي پيشنهادات مشتريان و همچنين موقعيت تجاري مصرف كننده. مرحله مربوط به ارتباط جاري فروشنده / خريدار مي تواند به عنوان سنجش وضعيت رقابتي شركت فروشنده درنظر گرفته شود. آن مي تواند با توجه به درازاي مدت ارتباط وارتباطات شخصي هم از لحاظ تجاري وهم اجتماعي بين خريداران وفروشندگان سنجيده شود. مسافت رواني همچنين بدون تاثير نيست به عنوان مثال، جايي كه نزديكي هاي جغرافيايي وشباهت هاي فرهنگي يك تاثير مثبت بر درازاي ارتباطات خواهد داشت زماني كه آن براي رسيدن وبرقراري ارتباط آسان تر باشد.

 

مرحله سوم: كه تحليل سبد مصرف كنندگان ارائه مي شود :

مشترياني كه درقسمت هاي مختلف سرمايه گذاري قرار مي گيرند بنابراين نياز به  استراتژي هاي متفاوت نيز دارند كه هر يك ميزان مشخصي از منابع را براي رسيدن به اهدافي كه براي آنها گذاشته شده را جذب مي كند.

كمبل يك تحليل سه مرحله اي از مصرف كننده را ارائه داد. مجددا هدف ازتحليل قرار است استراتژي هاي مخصوص فروش رابراي مصرف كنندگان متفاوت يا گروههاي مشتريان خلاصه كند وبنابراين منابع لازم رابراي تكميل آنها جمع آوري كند.

مرحله اول : دسته بندي چرخه زنده ارتباطات مصرف كننده : علي رغم انتقادات وارد شده برآن مفهوم توليد چرخه زنده دراين مورد براي مصرف كنندگان عرضه

كننده نيز استفاده مي شود . شماري ازمعيارها براي ارزيابي هرحساب درمقابل مرحله چرخه زنده اي كه درآن واقع شده استفاده مي شود. مشتريان ممكنه درچهار مرحله اصلي دسته بندي شوند كه به ترتيب مشتريان ديروز، مشتريان منظم امروزمشتريان مخصوص امروز ومشتريان فردا ناميده مي شوند.

مرحله دوم :تحليل رقيب / مشتري به وسيله بخش بازار با رسم يك نمودار رقيب / مشتري اين امكان وجود دارد تا سهم هر مشتري از فروش خودش را با همديگربا نرخ رشد تقاضا براي محصول خود مشتري بسنجيم. بعلاوه ، سنجش مي تواند از كل حجم محصول خريداري شده توسط هرمشتري با سهم هررقيب كه از كل اين خريد دارد گرفته شود. نموداررقيب / مصرف به مديريت اجازه مي دهد تا وضعيت رقلبتي اش را درهر بخش مصرف ارزيابي كند وتهديدها وفرصت ها را نيز ارزيابي كند. بازنگري از نمودارهاي آماده شده درسالهاي قبل يك شركت را قادر مي سازد تا تاثير رقابت را وتغييرات را در رابطه با اهميت مشتريان مختلف مشاهده كند. بعلاوه ، چنين ارزيابي هاي رقابتي مديريت را قادرمي سازد تا ساختار قدرت خريدار / فروشنده را تشخيص دهد وهمچنين وابستگي هاي عملي را در هر يك از بخشهاي مشتريانشان.

مرحله سوم : نحليل سرمايه سبدگذاري هاي مشتريان كليدي / اصلي :

مرحله مالي فقط شامل مشتريان كليدي يا اصلي مي شود. در اكثريت موارد، مشتريان بزرگتر به عنوان مشتريان كليدي در نظر گرفته مي شوند گام سوم در حقيقت در دو مرحله زير مجموعه اي تقسيم مي شود. اول تمام مشتريان كليدي كه با همديگر مورد تحليل وتجزيه قرار مي گيرند. ودوم مهمترينشان كه به صورت فردي مورد تجزيه وتحليل قرارمي گيرند. اولين مرحله زيرمجموعه اي مشتريان كليدي را با كاربرد تنوعي از قالبهاي سهام / رشد آشنا تحليل مي كند. سهم محفوظيات عرضه كننده از خريدهاي مشتريان به سهامي كه توسط بزرگترين رقيب حفظ مي شود مربوط مي باشد كه يك نمايندگي مي باشد كه براي وضعيت رقابتي سنجيده مي شود. نرخ رشد فروش يك شاخصي است كه براي جذابيت هاي مصرف سنجيده مي شود. هدف اصلي انجام اين تحليل قراراست وضعيت بزرگترين مشتريان را نشان دهد وهمچنين وضعيت انتظارات آينده را نيز معرفي كند. دومين مرحله زيرمجموعه اي استفاده مي شود تا اطلاعات جزئي تري را براي بزرگترين مشتريان يا افرادي كه دريافت هاي شركت را مستقلا انجام ميدهند

داده شود. سنجش ها مرحله ارتباط هر يك از مشتريان متفاوت را با عرضه كننده با رشد واقعي خريدها را تعيين مي كنند. آن دو تحليل زيرمجموعه اي مشتريان درسه مرحله مي تواند به عرضه كنندگان دربدست آوردن تصوير واضحي از وضعيت استراتژيكي با توجه به مشتريان كليدي كمك كند. درسال 1986 يورك پيشنهاد داد كه نظريه سرمايه گذاري مصرف بيشتريك مورد ويژه مي باشد بخصوص جايي كه خريد محصولات از تكنولوژي كمي بهرمند بود وبه صورت مداوم عرضه مي شد وخطرات مربوط به آن كم بود وهمچنين جايي كه اطلاعات موجود در مورد مصرف كنندگان ورقيبان كامل تر بود. بعلاوه ، قبل از ايجاد يك سرمايه گذاري توجه زيادي بايد به اهداف شود. وهمچنين نيازهاي مالي كوتاه مدت عرضه كنندگان يا رشد تكنولوژي متقابل بلند مدت.

قابليت سوددهي مشتريان به عنوان مبنايي براي طرح سرمايه گذاري

قابليت سوددهي مصرف يك بعد كليدي است كه به رسيدن به اهداف استراتژيكي منسجم كمك مي كند جمع آوري هزينه ها ودرآمدهايي براي مشتريان به صورت فردي به منظور كمك هريك به سودها بنابراين بايد قسمتي از سرمايه گذاري مصرف هريك از عرضه كنندگان باشد. كمبل در تحليل مصرفشان قابليت سوددهي مصرف را در دسته بندي چرخه زنده شان درارتباطات هريك ازمشتريان شامل مي داند آنها همچنين مشكلات موجود را درگردآوري چنين اطلاعاتي به وضوح بيان مي كنند به عبارت ديگر فيوكا ، از قابليت سوددهي مصرف به عنوان عاملي در تحليل مشتريانش استفاده نمي كند درحقيقت او از قالب دومش استفاده مي كند (جذابيتهاي تجاري مصرف درمقابل ارتباطات مربوط به خريدار / فروشنده ) تا به سادگي آن بخش هاي متفاوت را از قالب استنباط كند كه مي تواند با سطوح مختلف قابليت سوددهي آميخته شود.

فرايند هزينه هاي مصرف شامل اخذ منطق هزينه يابي توليد وكاربرد آن براي مشتريان مي شود وجاهايي كه متغيرهاي هزينه مهم مي باشند عبارتند از:

· پيچيدگي توليد : مشتريان داراي سرمايه گذاري هاي توليدي متفاوت مي باشند پيچيدگي هاي توليدي كه توسط هر مشتري خريداري مي شود براي سوددهي انتقادي مي باشد. به عنوان مثال اگر پيچيدگي توليد اساسا محدود به خطوط سوددهي كم مي باشد اين بدين معني است يك سود كم زير چيزي كه هست يك احتمال نهفته يا حتي يك ضرربعد از تمام هزينه هايي كه به حساب آمد مي باشد.

· هزينه هاي فروش : علي رغم اين حقيقت كه كسب اطلاعات درست مشكل است الگوي فراخوان فروشندگان به خاطر رسوم ، عملكرد، ترجيحات معروف وپيچيدگي كارها متغير مي باشد. زمان وهزينه فراخوان ها نه فقط با پيوستگي بلكه همچنين با مسافت وطول مدت تغيير مي كند. اگر يك مشتري نيمي از وقت زمان فروشنده را به خود اختصاص مي دهد ويا به توجه شخص مدير فروش در هر زماني نياز دارد، سپس اين هزينه هاي مستقيم بايد در حساب قابليت سوددهي مشتريان نشان داده شود.

·    مدت زمان معاملات مخصوص : مشتريان قوي معمولا مي توانند قيمت ها را بدست آورند يا بوسيله خريدن ميزان كسري ها ويا بوسيله مدت زمان هايي كه به طورويژه ذكر شده است. بعلاوه ، آنها ممكنه كسريهاي نقدي باشند وهمچنين پيشنهادات مخصوص تا مشتريان را تعقيب كنند وخطوط توليدي مخصوصي را بگيرند.

·    هزينه هاي اداري : هزينه هاي اداري مشتريان ممكنه دريك روش يكسان متفاوت باشد وتعدادي از مشتريان ممكنه ازبقيه ناراحت تر باشند. فاكتور كليدي ديگر در اين طبقه هزينه خريد وفروش دستورات همانند اندازه شان وتداومشان  كه متفاوت مي باشد.

 

سرمایه در گردش

بعضی اوقات نیازهای مخصوصی توسط مشتریان خریداری می شود سطوح مخصوصی از سهام باید به گونه ای مرکزی برای گردآوری برروی تقاضا حفظ شود و این دارای تأثیر بر روی            هزینه ها می باشد. عامل مهم دیگر هزینه دادن بستانکاری- دوره متوسط طولانی تر بستانکاری داده شده برای یک مشتری مخصوص و هزینه های مالی بالاتر می باشد.

این به گونه ای واضح قابلیت سوددهی را از بین می برد.

- هزینه های غیر مستقیم: آن قابل بحث است آیا این مرحله مالی از واگذاری ها لازم است. برای اهداف عملی تر سطح کمک کننده به رشته ناخالصی ها از اهمیت اولیه برخوردار است.

به هرحال، برآوردن از سود خالص برای هر مشتری مطلوب می باشد. هر مورد از چنین هزینه هایی که در رأس باید شامل شوند تبلیغ محصولات متوسط و تحقیقات بازار می باشد. و بسیار مشکل است تا این هزینه ها را به عنوان هیچ عاملی از هر یک که می تواند مستقیماً برای هر مشتری داده شده یا گروهی از مشتریان جمع آوری شود.

اهداف تحقیقات: استفاده یک نمایندگی بافتنی سایپریت که به کارگاه های خیاطی نخ می فروشد هدف کلی اش از تحقیق این بود که کشف کند و به گونه ای امیدوارانه راه حل هایی برای مشکلاتی که در کاربرد نظریه با آن روبه رو شدند را ارائه دهد.

اکثر این اهداف عبارتند از:

- حساب کمک خالص هر یک از مشتریان که سودهایی را برای نمایندگی به وجود می آورد.

- یک سرمایه گذاری مصرف را گسترش دهند که از دو متغیر اهمیت استراتژیکی و مشکل در کنترل هر یک از حسابها استفاده می کند.

- استنباط هایی را برای استراتژی های فروش و گردآوری منابع آینده برای مشتریان اصلی مخصوص پیشنهاد می دهد.

روش شناسی

اطلاعات فرعی داخلی در دوره ای بیش از دو ماه استفاده می شود تا موارد زیر را آماده کند.

- درآمد فروش های ناخالص توسط مشتری.

- هزینه های تهیه و خدمت به هر یک از مشتریان.

- جدول 1 هزینه های تحلیل شده را خلاصه می کند اطلاعات بر روی تعدادی از این متغیرها از ثبت های شرکت بدست می آمد و اطلاعات موارد دیگر با مصاحبه با خود مشتریان بدست          آمده است.

نویسندگان از هیچ یک از کارهای قبلی این ماهیت دقیق اطلاع نداشته اند. به هرحال بعضی ازمشکلات عملی نیز اطلاع داده شده اند.

- اطلاعات که دریک دوره زمانی کوتاه اتخاذ شده اند بنابراین به طور کلی نمایش داده نشده اند.

- بعضی از اطلاعات حساس بودند.

- بعضی از آنها عینی بودند و دارای برتری حساب، جدیت مطالبات و الگوهای خرید می باشد.

- میزان های درجه بندی کننده در جایی به طور ویژه مورد استفاده قرار می گیرند و ترکیب              می کنند یا نرخ کلی برای هر متغیر ارائه می دهند. ترکیب نرخ ها واوزان عینی می باشد اما بر مبنای تجربه می باشد. بر هرحال به گونه ای واضح نتایج با اوزان و ترکیبات متغیر متفاوت است . نمونه ای از مشتریانی که با آنها مصاحبه شده به  وسیله نوع جامه یا لباس تولید شده لایه لایه          می شوند و از هر لایه ای به تدریج کشیده می شوند ابزار تحقیقی یک پرسشنامه ای بود که شخصاً به عضو ارشد هر شرکت مصرف داده می شود و هیچ مشکل حادی در ارتباط با مصاحبه کنندگان یا مصاحبه شوندگان مشاهده نشده است.

تحلیل

تحلیل اطلاعات در دو مرحله صورت می گیرد. اولاً شامل ساختار یک معرف  بر مبنای اهمیت استراتژیکی هر حساب و مشکلات کنترل هر حساب می شود و مشکلات کنترل هر حساب             می شود. و هشت متغیری که در جدول 1 فهرست شده به کار برده شده اند. که ازاوزانی که جنبه دیداری دارند استفاده شده است. که در جدول 2 نیز نشان داده شده است. گام دوم مورد توجه یک تحلیل از هر مشتری مخصوص می باشد. اولاً درآمد خالص هر مشتری که با بالاترین درآمد ممکن مقایسه شده است. اگر شرکت مشتری تمام نخ های عرضه شده شرکت را خریداری کند دومـاً در عرصـه رقیـب در مقـابل قدرت دریافـت شــده در ارتباط با هـر مشـتری چک شده است. تحلیلات بالا باید به مدیران اجازه دهد تا اهداف واقعی و قابل حصول برای مشتریان قرار دهد. استراتژی های مخصوص با وضوح زیاد برای هر مشتری و توانایی برای تهیه یک طرح مالی برای کاربرد هزینه مفید منابع می باشد.

ساختار سرمایه گذاری ها

ساختار سرمایه گذاری در جدول 3 و 4 و اهمیت استراتژیکی حساب که در جدول 3 نشان داده شده است و مشکل کنترل حساب در جدول 4 نشان داده شده است.

هشت عاملی که در جدول 3 و 4 نشان داده شده در حسابها و کاربرد اوزان مخصوص که مطابق طرح هر مصرف در سرمایه گذاری می باشد مد نظر قرار دهید . شکل یک توصیفشان در 14 اصطلاح فیوكا نشان می دهد. قالب شکل یک 12 مشتری کلیدی را در بخش B که کمک اصلی را به سودهای سازمان می کند نشان می دهد. این مشتریان به برگشتی های بالاتر که از هر گروه دیگر در قالب دور هستند کمک می کند. دلیل اصلی در درآمد ناخالص، همانند این مشتریان طبیعتاً قادرند که دستورات گسترده تر قرار دهند، اندازه دستورات متوسط این گروه از مشتریان حدود 400 فوت برای یک دوره دوماهه می باشد. واضح است که یک میدانی برای برقراری ارتباطات بااین مشتریان و یا حتی قوی تر کردن آنها وجود دارد به این دلیل آنها را می توان به عنوان سکه های نقدی یک کار تجاری توصیف کرد . به هرحال شاید مهمترین یافته ها با توجه به آن مشتریان در چهارضلعی D می باشد. این مشتریان می توانند همچنین دستورات گسترده تر ارائه نمایند. چیزی که ممکنه نیاز باشد تلاش بیشتر برای کسب این دستورات می باشد زمانی که بدیهی است که تعدادی از آنها بر شرکت ها ضرر می رسانند بالاخره، با نگاه کردن به سرمایه گذاری آن ممکن است ارزش باشد که ازت های تعدادی از ارتباطات با مشکلات فرعی. مشتریان در چهارضلعی C را در نظر بگیرید. حتی گرچه تعدادی از مشتریان در این گروه با هم دیگر  اضافه می شوند و نتیجه واقعی 400 دلار ضرر می باشد. ارتباط با تعدادی از این مشتریان ممکنه به منظور منابع سنجیده که ممکنه دارای سود دهی بیشتر باشد با ارتباطات دیگر که دارای جنبه های بهتر  می باشند گردآوری می شوند.

قابلیت سوددهی مشتری/ قدرت درک شده ارتباط

قبل از تحلیل دو مشتری مخصوص به طور عمیق و ایجاد پیشنهاداتی همانند اهدافی که داده شده و استراتژی که برای هر یک از آنها به كار برده می شود آن ممکنه مخصوص تقسیم روش با قابلیت سوددهی مشتری باشد و قدرت ارتباط که حساب شده اند را درک کند.

قابلیت سوددهی مشتری

حساب درآمدها ساده است و ارزش ناخالص فروش ها در بیش از 2 ماه کمتر از حق کمیسیون پرداخت شده می باشد، و هزینه ها به 3 گروه تقسیم شده اند.

1) هزینه های مستقیم

2) هزینه های مستقیم کاذب

3) هزینه های غیر مستقیم

هزینه های مستقیم آنهایی می باشند که می توانند مستقیماً به مشتریان فردی کمک کند.

و همچنین زمانی که برای دیدن یک فروشنده که مشتری صرف می کند.

هزینه های مستقیم کاذب آنهایی هستند که نمی توانند مستقیماً به مشتریان به صورت فردی             کمک کنند.

به هرحال آنها می توانند هنوز به گروهی از مشتریان مشابه بر یک مبنای مستقیم کمک کنند.

بالاخره هزینه های غیر مستقیم آنهایی هستند که دارای یک مبنایی که برای کمک آنها به مشتریان به گونه فردی نمی باشند و یا حتی گروهی از مشتریان.

در نتیجه آنها می توانند به گونه ای مساوی بین تمام مشتریان سازمان تقسیم شوند.

1) کنترل حقوق مدیران: حدود 70 درصد از کل کنترل حقوق مدیران هزینه مستقیم می باشد زمانیکه آنها ممکن است که به مشتریان فردی کمک کند. این 10 درصد زمانیکه واقعاً توسط مدیران کنترل که مشتریان را ملا قات می کند را محدود می کند. مبنای حساب هزینه هر ملاقات و هر تلفن مدت زمانشان می باشد. ملاقات و تلفن با مشتریان به ترتیب حدود 40 و 22 درصد از کل زمان MD را به خود اختصاص می دهند. 70 درصد باقیمانده یک هزینه غیر مستقیم می باشد زمانیکه آن ممکن نیست که به هیچ مشتری یا گروهی از مشتریان کمک کند.

2) حقوق های مربوط به کارکنان فروش: حقوق کارکنان همانند مدیر کنترل حساب می شود از دو شخص فروشنده که تقاضا می شود که یادداشت های روزانه شان را حفظ کنند و                      یاد داشت های روزانه شان از ملاقات با مشتریان مختلف و یاد داشت تلفن های مختلف را ثبت کنند در مورد یک ملاقات که واقعاً مربوط به هر مشتری یا مشتریان بیشتری می شود پس هزینه به طور مساوی بین مشتریان مورد توجه تقسیم می شود. و برآورده شده که برای فروشنده یک، 47 درصد از کل زمان واقعاً برای ملاقات مشتریان صرف کرده است و هزینه هر ملاقات بنابراین مجدداً به هر مشتری بر طبق یادداشت هایشان کمک می کند و مکالمات تلفنی 12 درصد و 9 درصد از کل زمان فروشندگان 1 و 2 را که به ترتیب اشغال کرده است. بنابراین ملاقات مشتریان  و تلفن ها با همدیگر 59 درصد و 58 درصد به ترتیب از کل زمان فروشندگان 1 و 2 را به خود اختصاص داده است و 41 و 42 درصد باقیمانده از زمان شان هزینه های مستقیم کاذب می باشند چون آن امکان دارد که به یک گروه از مشتریان بر مبنای مستقیم کمک کنند زمانیکه هر مشتری مسئول شماری از حسابهاست سپس واضح است که 41 درصد باقیمانده زمان کمک نشده به فروشنده یک است که می تواند به طور مساوی بین حسابهایی که فرد مسئول آن است تقسیم شود و 42 درصد برای فروشنده دوم می باشد.

3) کمیسیون کارمندان فروش: این کمیسیون واضح است که در یک هزینه مستقیم می باشد. هر فروشنده به سادگی به کمیسیون  طلبکار است که او بعد از بدست  آوردن دستوری از حسابی که او کنترل می کند عنوان می شود.

4) مطالبات و بدهی های بد: این دو هزینه،  هزینه های مستقیم می باشند و گردآوری آنها برای مشتریان به طور فردی ساده است. به هرحال زمانیکه یک مورد با توجه بدهی های بد برخاست و این بدهی ها معمولاً در پایان سال زمانی که  حسابهای مالی تهیه می شوند نوشته می شوند.

به هر حال، بری نیازمندی های این تحقیق یک تصمیم  برای بعضی بدهی های بد اتخاذ می شود که در طی دوره دو ماهه نوشته می شود.

5) تلفن ها و فاکس ها

تلفن و فاکس دو هزینه  خیلی متفاوت سازمان می باشند که آنها به ترتیب 15 و 12 درصد از کل هزینه های سازمان را نشان می دهند. زمانی که آنها خیلی مهم می باشند کیفیت نتایج به طور زیاد افزایش می یابد اگر یک روش که می تواند پیدا شود  که بعضی از این هزینه ها  برای مشتریان  به طور فردی  از همان یادداشت های روزانه بدست می آید که MD و دوتا از فروشندگان حفظ  می کنند بنابراین با ثبت یادداشت های روزانه مکالمات تلفنی و نام مشتری این امکان وجود دارد  که قسمت اصلی  صورت حساب تلفن را برای مشتریان به صورت فردی تهیه کنیم حدود 50 درصد در این روش گردآوری می شوند. به هرحال 50 درصد  باقیمانده از مکالمات تلفنی  و نام مشتری این امکان وجود دارد که قست اصلی صورت حساب تلفن را برای مشتریان به صورت فردی تهیه  کنیم حدود 50 درصد در این روش گردآوری می شوند. به هر حال 50 درصد باقیمانده از مکالمات تلفنی که توسط کارکنان غیر از فروشنده ارائه می شود کمک های صورت نگرفته  باقیمانده می باشد و در نتیجه یک هزینه  غیر مستقیم می باشند. برای مدت زمان طولانی فاکس ها مورد توجه بودند و تعدادی از دریافت کنندگان/ مشتریان با همدیگر با یادداشت انتقال فاکس ها و هزینه ها و بنابراین می توان مستقیماً آنها را دارای صفحات دانست.

6) هزینه های پست و پیک: این هزینه ها فقط 2 درصد از هزینه های کل سازمان را نشان می دهد و این امکان وجود دارد که 80 درصد باقیمانده  را به مشتریان به صورت فردی اختصاص دهیم.

این موجودی یک هزینه غیر مسقیم می باشد و هیچ رسیدی موجود نیست.

7) رستوران ها و سرگرمی ها: این هزینه فقط نسبت خیلی کوچکی از كل مي باشد.

وآن يك هزينه مستقيم كاذب مي باشد. چون آن ترجيحاً امكان دارد كه آن را به گروهي ازمشتريان برمبناي مستقيم اختصاص دهيم.

8) هزينه ماشين: هزينه هايي مانند بيمه، خدمات، تعميرات، بنزين وشست وشوهمگي دراين گروه هزينه قرارمي گيرند. براي اينكه بتوانيم هزينه هاي ماشين را به مشتريان مختلف اختصاص دهيم لازم است دونوع اطلاعات را بدانيم كه عبارت است از: هزينه هرماشين فروشنده كه هزينه نمايندگي دريك دوره دوماهه مي باشد و حساب ملاقات هاي هرفروشنده كه براي مشتريان به صورت فردي دريك دوره دوماهه بوجود آمده است.

هزينه هاي ماشين MD پيچيده تر بودند زماني كه او از ماشينش براي اهدافي به جزء ملاقات مشتريانش استفاده مي كرد يك نسبت دلخواهي از 25 درصد بنابراين از هزينه هاي ماشين MD كسر شده بودتا اين هزينه را بپوشاند. اين درصد اختصاص داده نشده باقي ماند وبنابراين يك هزينه غير مستقيم مي باشد. به هرحال، مجدداً موجودي برمبناي شمار ملاقات كنندگان به مشتريان مختلف به گونه اي فردي اختصاص داده شد.

9) هزينه هاي غيرمستقيم: نيروي هاي كار كه فروشنده نيستند، اجاره، نرخ ها، هزينه برق، مطالبات بانك، تحقيقات بازار، هزينه هاي محلي، هزينه هاي غيرمستقيم مي باشند. وخيلي مشكل است كه مبنايي براي جمع آوري آنه به مشتريان به صورت فردي پيداكنيم. بنابراين فقط يك راه براي  جمع آوري آنها باقي مي ماند وآن اين است كه اين ميزان را بصورت مساوي بين تمام مشتريان نمايندگي تقسيم كنيم.

بنابراين تكميل تقسيمات هزينه ودرآمد پس براي حساب ارقام سود وضرر براي هر مشتري نمايندگي اجازه داده مي شود. اين درشكل 2 نشان داده شده است. جايي كه شكل منحني خيلي شبيه  منحني20/80  است كه بدين معني است كه حدود 20 درصد ازمشتريان 80 درصد سود توليد كرده اند وچيز ديگري كه مي توان از منحني فهميد فرورفتگي منحني زير صفر درست راست مي باشد اين نشان مي دهد كه تعدادي ازمشتريان درطول دوره دوماهه باعث ضررشده اند به هرحال هزينه ها به نسبت درآمدها افزايش نمي يابند ودليل آن هم نبود هزينه هاي توليدي وهزينه هاي مستقيم ديگر مي باشد. درنتيجه، تفاوت درهزينه ها بين دستور كوچك ودستور بزرگ خيلي كوچك است زماني كه هردو دستور مربوط به اندازه يشان نيست وتقريباً همان ميزان از كار اداري را شامل مي شود.

اين بنابراين، منجر به نتايج منطقي مي شودحساب هايي كه مي توانند دستورات بزرگ را قراردهند از آنهايي كه دستورات كوچك را قرارمي دهند سودمندتر مي باشند.

قدرت ارتباطات دريافت شده

از 10 مشخصه استفاده شده (كه 7 مورد آن از تحقيق با مشتريان وسه مورد از منابع شركت داخلي بدست آمد) ومدركي نيز وجود ندارد كه پيشنهاد دهد كه هيچ يك از 7 متغير مبنايي مشتري مهمتر از بقيه نيست اما بايد درنظر گرفت كه آنها بايد 50 درصد را با 50 درصد ديگر كه از سه منبع داخلي سرچشمه مي گيرند حمل كنند و7 متغير برمبناي خارجي عبارتند از:

1) توانايي تكنيكي                2) تجربه                                 3) قيمت گذاري نيازها

4) سرعت جوابگويي                        5) تداوم تماس ها                 6) ميزان همكاري

7) اعتماد

ومتغيرها برمبناي داخلي عبارتند از:

1) مدت زمان ارتباط                             2) دوستي                      3) مسافت مديريت(تداوم تماس ها)

از لحاظ تئوري يك مشتري كه ارتباطش را با نمايندگي بصورت قوي دريافت كند كنترلش نسبت به افرادي كه دريافت ضعيف تري دارند آسان تر است.  وبعد ها نياز به تلاش زمان وتوجه بيشتردارند. بطور خلاصه، قدرت ارتباطات با مشتريان درشكل 5 نشان داده شده است.

دو مشتري براي يك تحليل به تأخير افتاده انتخاب شدند. هردو از اهميت استراتژيكي برخوردارند وهردو توانايي افزايش سود براي شركت را دارند چون آنها مي توانند دستورات خيلي بزرگ داشته باشند (سفارشات زياد) وكنترل آنها نيز آسان است درنتيجه نزديك خط وسط مي باشند و متغيرهايي مانند درآمد خالص و قدرت ارتباط در جدول 6 نشان داده شده اند و حساب شده  بود كه ارقام واقعي درآند خالص براي 12 درصد و 40 درصد از پتانسيل آنها.

به عبارت ديگر، اگر نمايندگي بخواهد 95 تا 100 درصد از كل نيازهاي اين مشتريان را كنترل كند درآمد خالص به ترتيب 5500 دلار و 4500 دلار براي يك دوره ماهي خواهد بود.

تصميم

ارزيابي درصد سهم جاري كار تجاري مشتري توسط نمايندگي در مقابل زياد (منابع) كه نياز به افزايش سهام در هر ارتباط دارند حفظ مي كند. به عنوان مثال در مورد مشتري B سهم تجاري موجود علي رغم اين حقيقت كه در ارتباطات زياد قوي نيست كاملاً بالاست.

اين پيشنهاد مي دهد كه هركار كه قصد دارد ارتباطات را قوي تر كند احتمالاً فروخته مي شوند بنابراين اين ارتباط داراي چشم انداز خوب مي باشد كه در آينده خيلي سودآوري داشته باشند آن نسبتاً جديد است اما فضاي زيادي براي ساختن و گسترش آن در يك ارتباط بلند مدت دارد به عبارت ديگر، در مورد مشتري A ، حتي گرچه به نظر مي رسد نسبت به مشتري B داراي ارتباطات قوي تر باشد اما سهم تجاري آن خيلي كم است و اين ارتباط نسبت به مشتري B خيلي قوي تر است به هرحال، اين به رقم سهم بالاتر منتقل نمي شود و اساساً اين حقيقت را خاطر نشان مي كند كه اين مشتري داراي ارتباطات قوي تر با رقيب نمايندگي مي باشد. واضح است كه آن در مورد منابع خيلي مشكل تر مي شود كه اين ارتباط بر روي غالب در يك موقعيت بالاتر حركت دهد. بنابراين چشم اندازهاي اين ارتباط براي مشتري B خيلي خوب نيست و در نتيجه اهدافي كه براي سالهاي بعد براي مشتري A گذاشته مي شود خيلي كمتر از مشتري B مي باشد.

واضح است اهداف مختلفي بايد براي هر ارتباط گذاشته شوند و در نتيجه استراتژي هاي مختلف براي كوتاه كردن هر يك نيز بايد گذاشته شود. در مورد مشتري B هدفي كه ممكنه براي دو سال بعد گذاشته شود قرار است كل درآمد خالص از 2083 دلار به 40000 دلار افزايش دهند البته با گرفتن 65 درصد سهم از كل خريدها مي باشد. ارتباط بايد به وسيله حداقل 1 نكته قويتر شود در مورد مشتري A درآمد خالص خارجي 1500 دلار از 683 دلار مي باشد.

هدف از آن قصد دارد درصد سهم تجاري مشتري را از 12 به 3 درصد افزايش دهد. اين مشتري هيچ طرحي براي گسترش در دو سال آينده ندارد. و ارتباط بايد به 4/0 درصد نكته قوي تر شود. زماني كه اهداف مشخص شدند يك نفر بايد هميشه از موجوديت منابع آگاه باشد در اينجا يك تصميم براي گردآوري قسمت اصلي منابع موجود سازمان براي اين در ارتباط كه هر دو از اهميت استراتژيكي بالايي برخوردار هستند اتخاذ مي شود.

بنابراين برآورده نمودن دو هدف بالا مي تواند مشتري را سالمتر كند.

تست فابريك اطلاعات بر روي عادات و رسوم كه قسمت هايي مهم خدمات مي باشد:

اهداف گذاشته شده نياز است كه استراتژي ها را بسازند در مورد مشتري B يك استراتژي ممكنه با بيكار كردن نيروي فروش شروع شود تا اين مشتري بيشتر ملاقات شود.

ملاقات هاي بيشتر در محدوديت هاي مشخص باعث مي شود.

1) به گسترش ارتباطات در سازمان و سطوح فردي كمك مي كند.

2) احتمال بدست آوردن اطلاعات مهمتر  را در مورد مشتري و تصميم گيري واحد و خريدها را افزايش مي دهد.

به هرحال در مورد مشتري A تأكيد شده مجبور است آن عواملي از خدمات را در بر گيرد كه پيشنهاد مي دهد كجا نمايندگي قبلاً قوي بوده است. به عنوان مثال، تحليل و تست فابريك، اطلاعاتي را بر روي عادات و رسوم را فراهم آورده اند كه مهمترين قسمت هاي پيشنهادات خدمات بوده است و اينها در ميان قسمت هاي سازمان بوده اند. تهيه اين نوع اطلاعات بايد به مشتريان داده شود حتي جايي كه زياد نيز ضروري نمي باشد. اين مي تواند بسيار استراتژي قوي براي غلبه بر بي حالي ارتباطات سازمان دهي شده ممكن باشد كه بين اين مشتري و رقيب نمايندگي موجود است.

نتايج

در اين تحقيق تلاش شده  كه نشان دهد چگونه تكنيك مشتري مي تواند به وسيله يك شركت كه از معيارهاي  مختلف براي تحليل استفاده مي كند گسترش يابد. واضح است، در جايي كه بر هرمعيار داده شده عيني مي باشد. اما دريافت هاي مشتريان ممكنه همچنين ممكنه در حسابي براي توليد ارقام ممكنه حساس گرفته شوند.

مشتريان پس مي توانند با توجه به معياري كه استفاده مي كنند با اطلاعات هر دو بر روي قابليت سوددهي شان و برروي قدرت دريافت شده ارتباطات از يك رقيب و تصميمات اتخاذ شده بر روي تغيير استراتژي هاي منابع داراي موقعيت بالايي شوند و ارتباطات مخصوصشان را براي رسيدن به رسيدن بيشتر افزايش دهند. بالاخره، يك سيستم اطلاعاتي مفيد و مختصر و كاربرد تعدادي از متغيرهايي كه در بالا توصيف شد، نياز است به منظور كنترل و ارزيابي چنين تغييراتي منابع ايجاد شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 22:26  توسط رامین  | 

كاربرد تئوري سبد سرمايه گذاري مشتري (مجموعه سرمایه گذاری مشتری

Www.prozhe.com

 

كاربرد تئوري سبد سرمايه گذاري مشتري (مجموعه سرمایه گذاری مشتری)

يك بررسي تجربي

معرفي :

نظريه سرمايه گذاري چون اولين باردر تصميمات سرمايه گذاري درطي دهه 1950 مورد استفاده قرارگرفت به طورگسترده مطرح شد. درتصميمات مالي به عنوان ميزان ريسك يا ميزان برگشتي انتظارداشته پذيرفته شد. به هرحال اين نظريه در قسمتهاي ديگري به جزء قسمتهاي مالي نيز مورد استفاده قرار گرفته است. اولين قسمتي كه اين نظريه مورد استفاده قرارگرفت بررسي برنامه هاي توليدي بود جايي كه يك محصول يا گروهي از محصولات با توجه به سهم فروش آينده يا كنوني شان همچنين حجم فروش ها ، هزينه ها يا نيازهاي سرمايه گذاري مورد تجزيه وتحليل قرار مي گرفتند بعدها اصل نظريه سرمايه گذاري توجه زياد استراتژي هاي منسجم را به خود معطوف داشت كه تمام اين استراتژي ها قبلا در دسته بندي محصولات يا كارهاي تجاري در ابعاد كليدي مشخص به منظوركمك به رسيدن اهداف استراتژيكي منسجم مورد توجه قرار گرفته بودند. ابعاد كليدي شامل سهم بازار ، افزايش فروش ، جذابيت هاي بازار وموقعيت رقابتي كه وابسته به مدل پيشنهادي مي باشد مي شود.

بدون توجه به ابعاد استفاده شده نظريه اصلي اين است كه وضعيت واحدها درشبكه بايد خلاصه اي از اكثراستراتژي هاي مخصوص مشخص كند.

اين نظريه ضرورتاً مورد توجه قرار مي گيرد بنابراين با تصميمات سهولت دهنده در جمع آوري منابع محدود دربين دارايي هاي مختلف آن سرمايه گذاري هاي مالي ، توليدات يا واحدهاي تجاري استراتژيك مي باشد. اين منابع محدود ممكنه در روش هاي متناوب مورد استفاده قرار گيرد تا به اهداف توافق شده نايل شود. به هرحال همچنين انتقاداتي نيز به اين نظريه وارد شده است كه به اين صورت ارائه شده كه آن به عنوان يك ابزار تحليلي به جاي به كارگيري بيشتربه تجسم موارد

مي پردازد. به عبارت ديگر، انتقاداتي اين مطلب را خاطرنشان مي كند كه اين نظريه يك جواب استراتژيك براي جمع آوري منابع وخلاصه اي از استراتژي تهيه نمي كند. به هرحال آن اين فشار را به وجود مي آورد كه آنها به تصميم گيري كمك مي كنند اما بايد با احتياط استفاده شوند.

تحليل سبد  سرمايه گذاري مشتري :

كاربرد اين نظريه براي مصرف كنندگان يك پديده رايج ترمي باشد. براساس اين تئوري فروشندگان مي توانند اعتبارهر مشتري را برخلاف موقعيتش بر روي شبكه سرمايه گذاري چك كنند.

به علاوه ، آنها مي توانند پيچيدگي وموجودي اين مشتريان را ارزيابي كنند وآيا اينكه آنها احتمال دارد كه به اهداف فروش وبازار برسند. بنابراين تحليل سرمايه گذاري مي تواند طرح فروش وارتباطات را افزايش وترقي بخشد. دوتا از مؤثرترين كارهاي صورت گرفته فيوكا وكمبل مي باشد. فيوكا يك تحليل سرمايه گذاري مشتري دو مرحله اي را پيشنهاد داد. اولين مرحله دريك سطح كلي ميباشد ،  جايي كه تكميل سرمايه گذاري مصرف كنندگان از شركت عرضه كننده درنظر  گرفته مي شود. فيوكا ذكركرد كه تقريبا درتمام شركتها تعدادي ازمشتريانشان نسبت به ديگران به خاطر حجم زياد كالايي كه خريداري مي كنند يا آنها مي توانند خريداري كنند مهمترمي باشند. بعلاوه عوامل ديگري مانند وضعيت حساب يا مديرفروش در بازار خودش مي توانند اهميت استراتژيكي حساب را افزايش دهد. همچنين فيوكا كه تمام شركتها مشترياني دارند كه نسبت به ديگران كنترلشان مشكل تراست.

با تركيب اهميت استراتژيكي ومشكل كنترل، يك حساب با توجه به تداوم كم يا بالا يك قالب ساده مي تواند ساخته شود. اين قالب مي تواند آن حساب هايي رانشان دهد  كه نياز به تحليلات عميق تر يا موارد كليدي / مشكل وكليدي / آسان دارند. بنابراين در اولين مرحله تحليل مديران مي توانند تصميم بگيرند كدام حسابها نيازبه توجه ويژه دارند درنتيجه تحليل عميق تري را به خود اختصاص دهند. دردومين قسمت تحليل هرحساب كليدي بنابراين مشخص مي شود كه بيشتر مورد تجزيه تحليل قرار مي گيرد.

دراين تحليل دو متغيردر نظر گرفته مي شوند كه ابعاد به قسمتي قالب را شكل مي دهند اين متغيرها عبارتند از :

1)     جذابيت هاي تجاري مصرف كنندگان (بالا، متوسط ، كم)

2)     مرحله مربوط به ارتباطات كنوني فروشنده / مشتري (قوي، متوسط ،ضعيف)

جذابيت هاي تجاري عملي است از تقاضاي گرفته شده براي پيشنهادات مشتريان و همچنين موقعيت تجاري مصرف كننده. مرحله مربوط به ارتباط جاري فروشنده / خريدار مي تواند به عنوان سنجش وضعيت رقابتي شركت فروشنده درنظر گرفته شود. آن مي تواند با توجه به درازاي مدت ارتباط وارتباطات شخصي هم از لحاظ تجاري وهم اجتماعي بين خريداران وفروشندگان سنجيده شود. مسافت رواني همچنين بدون تاثير نيست به عنوان مثال، جايي كه نزديكي هاي جغرافيايي وشباهت هاي فرهنگي يك تاثير مثبت بر درازاي ارتباطات خواهد داشت زماني كه آن براي رسيدن وبرقراري ارتباط آسان تر باشد.

 

مرحله سوم: كه تحليل سبد مصرف كنندگان ارائه مي شود :

مشترياني كه درقسمت هاي مختلف سرمايه گذاري قرار مي گيرند بنابراين نياز به  استراتژي هاي متفاوت نيز دارند كه هر يك ميزان مشخصي از منابع را براي رسيدن به اهدافي كه براي آنها گذاشته شده را جذب مي كند.

كمبل يك تحليل سه مرحله اي از مصرف كننده را ارائه داد. مجددا هدف ازتحليل قرار است استراتژي هاي مخصوص فروش رابراي مصرف كنندگان متفاوت يا گروههاي مشتريان خلاصه كند وبنابراين منابع لازم رابراي تكميل آنها جمع آوري كند.

مرحله اول : دسته بندي چرخه زنده ارتباطات مصرف كننده : علي رغم انتقادات وارد شده برآن مفهوم توليد چرخه زنده دراين مورد براي مصرف كنندگان عرضه

كننده نيز استفاده مي شود . شماري ازمعيارها براي ارزيابي هرحساب درمقابل مرحله چرخه زنده اي كه درآن واقع شده استفاده مي شود. مشتريان ممكنه درچهار مرحله اصلي دسته بندي شوند كه به ترتيب مشتريان ديروز، مشتريان منظم امروزمشتريان مخصوص امروز ومشتريان فردا ناميده مي شوند.

مرحله دوم :تحليل رقيب / مشتري به وسيله بخش بازار با رسم يك نمودار رقيب / مشتري اين امكان وجود دارد تا سهم هر مشتري از فروش خودش را با همديگربا نرخ رشد تقاضا براي محصول خود مشتري بسنجيم. بعلاوه ، سنجش مي تواند از كل حجم محصول خريداري شده توسط هرمشتري با سهم هررقيب كه از كل اين خريد دارد گرفته شود. نموداررقيب / مصرف به مديريت اجازه مي دهد تا وضعيت رقلبتي اش را درهر بخش مصرف ارزيابي كند وتهديدها وفرصت ها را نيز ارزيابي كند. بازنگري از نمودارهاي آماده شده درسالهاي قبل يك شركت را قادر مي سازد تا تاثير رقابت را وتغييرات را در رابطه با اهميت مشتريان مختلف مشاهده كند. بعلاوه ، چنين ارزيابي هاي رقابتي مديريت را قادرمي سازد تا ساختار قدرت خريدار / فروشنده را تشخيص دهد وهمچنين وابستگي هاي عملي را در هر يك از بخشهاي مشتريانشان.

مرحله سوم : نحليل سرمايه سبدگذاري هاي مشتريان كليدي / اصلي :

مرحله مالي فقط شامل مشتريان كليدي يا اصلي مي شود. در اكثريت موارد، مشتريان بزرگتر به عنوان مشتريان كليدي در نظر گرفته مي شوند گام سوم در حقيقت در دو مرحله زير مجموعه اي تقسيم مي شود. اول تمام مشتريان كليدي كه با همديگر مورد تحليل وتجزيه قرار مي گيرند. ودوم مهمترينشان كه به صورت فردي مورد تجزيه وتحليل قرارمي گيرند. اولين مرحله زيرمجموعه اي مشتريان كليدي را با كاربرد تنوعي از قالبهاي سهام / رشد آشنا تحليل مي كند. سهم محفوظيات عرضه كننده از خريدهاي مشتريان به سهامي كه توسط بزرگترين رقيب حفظ مي شود مربوط مي باشد كه يك نمايندگي مي باشد كه براي وضعيت رقابتي سنجيده مي شود. نرخ رشد فروش يك شاخصي است كه براي جذابيت هاي مصرف سنجيده مي شود. هدف اصلي انجام اين تحليل قراراست وضعيت بزرگترين مشتريان را نشان دهد وهمچنين وضعيت انتظارات آينده را نيز معرفي كند. دومين مرحله زيرمجموعه اي استفاده مي شود تا اطلاعات جزئي تري را براي بزرگترين مشتريان يا افرادي كه دريافت هاي شركت را مستقلا انجام ميدهند

داده شود. سنجش ها مرحله ارتباط هر يك از مشتريان متفاوت را با عرضه كننده با رشد واقعي خريدها را تعيين مي كنند. آن دو تحليل زيرمجموعه اي مشتريان درسه مرحله مي تواند به عرضه كنندگان دربدست آوردن تصوير واضحي از وضعيت استراتژيكي با توجه به مشتريان كليدي كمك كند. درسال 1986 يورك پيشنهاد داد كه نظريه سرمايه گذاري مصرف بيشتريك مورد ويژه مي باشد بخصوص جايي كه خريد محصولات از تكنولوژي كمي بهرمند بود وبه صورت مداوم عرضه مي شد وخطرات مربوط به آن كم بود وهمچنين جايي كه اطلاعات موجود در مورد مصرف كنندگان ورقيبان كامل تر بود. بعلاوه ، قبل از ايجاد يك سرمايه گذاري توجه زيادي بايد به اهداف شود. وهمچنين نيازهاي مالي كوتاه مدت عرضه كنندگان يا رشد تكنولوژي متقابل بلند مدت.

قابليت سوددهي مشتريان به عنوان مبنايي براي طرح سرمايه گذاري

قابليت سوددهي مصرف يك بعد كليدي است كه به رسيدن به اهداف استراتژيكي منسجم كمك مي كند جمع آوري هزينه ها ودرآمدهايي براي مشتريان به صورت فردي به منظور كمك هريك به سودها بنابراين بايد قسمتي از سرمايه گذاري مصرف هريك از عرضه كنندگان باشد. كمبل در تحليل مصرفشان قابليت سوددهي مصرف را در دسته بندي چرخه زنده شان درارتباطات هريك ازمشتريان شامل مي داند آنها همچنين مشكلات موجود را درگردآوري چنين اطلاعاتي به وضوح بيان مي كنند به عبارت ديگر فيوكا ، از قابليت سوددهي مصرف به عنوان عاملي در تحليل مشتريانش استفاده نمي كند درحقيقت او از قالب دومش استفاده مي كند (جذابيتهاي تجاري مصرف درمقابل ارتباطات مربوط به خريدار / فروشنده ) تا به سادگي آن بخش هاي متفاوت را از قالب استنباط كند كه مي تواند با سطوح مختلف قابليت سوددهي آميخته شود.

فرايند هزينه هاي مصرف شامل اخذ منطق هزينه يابي توليد وكاربرد آن براي مشتريان مي شود وجاهايي كه متغيرهاي هزينه مهم مي باشند عبارتند از:

· پيچيدگي توليد : مشتريان داراي سرمايه گذاري هاي توليدي متفاوت مي باشند پيچيدگي هاي توليدي كه توسط هر مشتري خريداري مي شود براي سوددهي انتقادي مي باشد. به عنوان مثال اگر پيچيدگي توليد اساسا محدود به خطوط سوددهي كم مي باشد اين بدين معني است يك سود كم زير چيزي كه هست يك احتمال نهفته يا حتي يك ضرربعد از تمام هزينه هايي كه به حساب آمد مي باشد.

· هزينه هاي فروش : علي رغم اين حقيقت كه كسب اطلاعات درست مشكل است الگوي فراخوان فروشندگان به خاطر رسوم ، عملكرد، ترجيحات معروف وپيچيدگي كارها متغير مي باشد. زمان وهزينه فراخوان ها نه فقط با پيوستگي بلكه همچنين با مسافت وطول مدت تغيير مي كند. اگر يك مشتري نيمي از وقت زمان فروشنده را به خود اختصاص مي دهد ويا به توجه شخص مدير فروش در هر زماني نياز دارد، سپس اين هزينه هاي مستقيم بايد در حساب قابليت سوددهي مشتريان نشان داده شود.

·    مدت زمان معاملات مخصوص : مشتريان قوي معمولا مي توانند قيمت ها را بدست آورند يا بوسيله خريدن ميزان كسري ها ويا بوسيله مدت زمان هايي كه به طورويژه ذكر شده است. بعلاوه ، آنها ممكنه كسريهاي نقدي باشند وهمچنين پيشنهادات مخصوص تا مشتريان را تعقيب كنند وخطوط توليدي مخصوصي را بگيرند.

·    هزينه هاي اداري : هزينه هاي اداري مشتريان ممكنه دريك روش يكسان متفاوت باشد وتعدادي از مشتريان ممكنه ازبقيه ناراحت تر باشند. فاكتور كليدي ديگر در اين طبقه هزينه خريد وفروش دستورات همانند اندازه شان وتداومشان  كه متفاوت مي باشد.

 

سرمایه در گردش

بعضی اوقات نیازهای مخصوصی توسط مشتریان خریداری می شود سطوح مخصوصی از سهام باید به گونه ای مرکزی برای گردآوری برروی تقاضا حفظ شود و این دارای تأثیر بر روی            هزینه ها می باشد. عامل مهم دیگر هزینه دادن بستانکاری- دوره متوسط طولانی تر بستانکاری داده شده برای یک مشتری مخصوص و هزینه های مالی بالاتر می باشد.

این به گونه ای واضح قابلیت سوددهی را از بین می برد.

- هزینه های غیر مستقیم: آن قابل بحث است آیا این مرحله مالی از واگذاری ها لازم است. برای اهداف عملی تر سطح کمک کننده به رشته ناخالصی ها از اهمیت اولیه برخوردار است.

به هرحال، برآوردن از سود خالص برای هر مشتری مطلوب می باشد. هر مورد از چنین هزینه هایی که در رأس باید شامل شوند تبلیغ محصولات متوسط و تحقیقات بازار می باشد. و بسیار مشکل است تا این هزینه ها را به عنوان هیچ عاملی از هر یک که می تواند مستقیماً برای هر مشتری داده شده یا گروهی از مشتریان جمع آوری شود.

اهداف تحقیقات: استفاده یک نمایندگی بافتنی سایپریت که به کارگاه های خیاطی نخ می فروشد هدف کلی اش از تحقیق این بود که کشف کند و به گونه ای امیدوارانه راه حل هایی برای مشکلاتی که در کاربرد نظریه با آن روبه رو شدند را ارائه دهد.

اکثر این اهداف عبارتند از:

- حساب کمک خالص هر یک از مشتریان که سودهایی را برای نمایندگی به وجود می آورد.

- یک سرمایه گذاری مصرف را گسترش دهند که از دو متغیر اهمیت استراتژیکی و مشکل در کنترل هر یک از حسابها استفاده می کند.

- استنباط هایی را برای استراتژی های فروش و گردآوری منابع آینده برای مشتریان اصلی مخصوص پیشنهاد می دهد.

روش شناسی

اطلاعات فرعی داخلی در دوره ای بیش از دو ماه استفاده می شود تا موارد زیر را آماده کند.

- درآمد فروش های ناخالص توسط مشتری.

- هزینه های تهیه و خدمت به هر یک از مشتریان.

- جدول 1 هزینه های تحلیل شده را خلاصه می کند اطلاعات بر روی تعدادی از این متغیرها از ثبت های شرکت بدست می آمد و اطلاعات موارد دیگر با مصاحبه با خود مشتریان بدست          آمده است.

نویسندگان از هیچ یک از کارهای قبلی این ماهیت دقیق اطلاع نداشته اند. به هرحال بعضی ازمشکلات عملی نیز اطلاع داده شده اند.

- اطلاعات که دریک دوره زمانی کوتاه اتخاذ شده اند بنابراین به طور کلی نمایش داده نشده اند.

- بعضی از اطلاعات حساس بودند.

- بعضی از آنها عینی بودند و دارای برتری حساب، جدیت مطالبات و الگوهای خرید می باشد.

- میزان های درجه بندی کننده در جایی به طور ویژه مورد استفاده قرار می گیرند و ترکیب              می کنند یا نرخ کلی برای هر متغیر ارائه می دهند. ترکیب نرخ ها واوزان عینی می باشد اما بر مبنای تجربه می باشد. بر هرحال به گونه ای واضح نتایج با اوزان و ترکیبات متغیر متفاوت است . نمونه ای از مشتریانی که با آنها مصاحبه شده به  وسیله نوع جامه یا لباس تولید شده لایه لایه          می شوند و از هر لایه ای به تدریج کشیده می شوند ابزار تحقیقی یک پرسشنامه ای بود که شخصاً به عضو ارشد هر شرکت مصرف داده می شود و هیچ مشکل حادی در ارتباط با مصاحبه کنندگان یا مصاحبه شوندگان مشاهده نشده است.

تحلیل

تحلیل اطلاعات در دو مرحله صورت می گیرد. اولاً شامل ساختار یک معرف  بر مبنای اهمیت استراتژیکی هر حساب و مشکلات کنترل هر حساب می شود و مشکلات کنترل هر حساب             می شود. و هشت متغیری که در جدول 1 فهرست شده به کار برده شده اند. که ازاوزانی که جنبه دیداری دارند استفاده شده است. که در جدول 2 نیز نشان داده شده است. گام دوم مورد توجه یک تحلیل از هر مشتری مخصوص می باشد. اولاً درآمد خالص هر مشتری که با بالاترین درآمد ممکن مقایسه شده است. اگر شرکت مشتری تمام نخ های عرضه شده شرکت را خریداری کند دومـاً در عرصـه رقیـب در مقـابل قدرت دریافـت شــده در ارتباط با هـر مشـتری چک شده است. تحلیلات بالا باید به مدیران اجازه دهد تا اهداف واقعی و قابل حصول برای مشتریان قرار دهد. استراتژی های مخصوص با وضوح زیاد برای هر مشتری و توانایی برای تهیه یک طرح مالی برای کاربرد هزینه مفید منابع می باشد.

ساختار سرمایه گذاری ها

ساختار سرمایه گذاری در جدول 3 و 4 و اهمیت استراتژیکی حساب که در جدول 3 نشان داده شده است و مشکل کنترل حساب در جدول 4 نشان داده شده است.

هشت عاملی که در جدول 3 و 4 نشان داده شده در حسابها و کاربرد اوزان مخصوص که مطابق طرح هر مصرف در سرمایه گذاری می باشد مد نظر قرار دهید . شکل یک توصیفشان در 14 اصطلاح فیوكا نشان می دهد. قالب شکل یک 12 مشتری کلیدی را در بخش B که کمک اصلی را به سودهای سازمان می کند نشان می دهد. این مشتریان به برگشتی های بالاتر که از هر گروه دیگر در قالب دور هستند کمک می کند. دلیل اصلی در درآمد ناخالص، همانند این مشتریان طبیعتاً قادرند که دستورات گسترده تر قرار دهند، اندازه دستورات متوسط این گروه از مشتریان حدود 400 فوت برای یک دوره دوماهه می باشد. واضح است که یک میدانی برای برقراری ارتباطات بااین مشتریان و یا حتی قوی تر کردن آنها وجود دارد به این دلیل آنها را می توان به عنوان سکه های نقدی یک کار تجاری توصیف کرد . به هرحال شاید مهمترین یافته ها با توجه به آن مشتریان در چهارضلعی D می باشد. این مشتریان می توانند همچنین دستورات گسترده تر ارائه نمایند. چیزی که ممکنه نیاز باشد تلاش بیشتر برای کسب این دستورات می باشد زمانی که بدیهی است که تعدادی از آنها بر شرکت ها ضرر می رسانند بالاخره، با نگاه کردن به سرمایه گذاری آن ممکن است ارزش باشد که ازت های تعدادی از ارتباطات با مشکلات فرعی. مشتریان در چهارضلعی C را در نظر بگیرید. حتی گرچه تعدادی از مشتریان در این گروه با هم دیگر  اضافه می شوند و نتیجه واقعی 400 دلار ضرر می باشد. ارتباط با تعدادی از این مشتریان ممکنه به منظور منابع سنجیده که ممکنه دارای سود دهی بیشتر باشد با ارتباطات دیگر که دارای جنبه های بهتر  می باشند گردآوری می شوند.

قابلیت سوددهی مشتری/ قدرت درک شده ارتباط

قبل از تحلیل دو مشتری مخصوص به طور عمیق و ایجاد پیشنهاداتی همانند اهدافی که داده شده و استراتژی که برای هر یک از آنها به كار برده می شود آن ممکنه مخصوص تقسیم روش با قابلیت سوددهی مشتری باشد و قدرت ارتباط که حساب شده اند را درک کند.

قابلیت سوددهی مشتری

حساب درآمدها ساده است و ارزش ناخالص فروش ها در بیش از 2 ماه کمتر از حق کمیسیون پرداخت شده می باشد، و هزینه ها به 3 گروه تقسیم شده اند.

1) هزینه های مستقیم

2) هزینه های مستقیم کاذب

3) هزینه های غیر مستقیم

هزینه های مستقیم آنهایی می باشند که می توانند مستقیماً به مشتریان فردی کمک کند.

و همچنین زمانی که برای دیدن یک فروشنده که مشتری صرف می کند.

هزینه های مستقیم کاذب آنهایی هستند که نمی توانند مستقیماً به مشتریان به صورت فردی             کمک کنند.

به هرحال آنها می توانند هنوز به گروهی از مشتریان مشابه بر یک مبنای مستقیم کمک کنند.

بالاخره هزینه های غیر مستقیم آنهایی هستند که دارای یک مبنایی که برای کمک آنها به مشتریان به گونه فردی نمی باشند و یا حتی گروهی از مشتریان.

در نتیجه آنها می توانند به گونه ای مساوی بین تمام مشتریان سازمان تقسیم شوند.

1) کنترل حقوق مدیران: حدود 70 درصد از کل کنترل حقوق مدیران هزینه مستقیم می باشد زمانیکه آنها ممکن است که به مشتریان فردی کمک کند. این 10 درصد زمانیکه واقعاً توسط مدیران کنترل که مشتریان را ملا قات می کند را محدود می کند. مبنای حساب هزینه هر ملاقات و هر تلفن مدت زمانشان می باشد. ملاقات و تلفن با مشتریان به ترتیب حدود 40 و 22 درصد از کل زمان MD را به خود اختصاص می دهند. 70 درصد باقیمانده یک هزینه غیر مستقیم می باشد زمانیکه آن ممکن نیست که به هیچ مشتری یا گروهی از مشتریان کمک کند.

2) حقوق های مربوط به کارکنان فروش: حقوق کارکنان همانند مدیر کنترل حساب می شود از دو شخص فروشنده که تقاضا می شود که یادداشت های روزانه شان را حفظ کنند و                      یاد داشت های روزانه شان از ملاقات با مشتریان مختلف و یاد داشت تلفن های مختلف را ثبت کنند در مورد یک ملاقات که واقعاً مربوط به هر مشتری یا مشتریان بیشتری می شود پس هزینه به طور مساوی بین مشتریان مورد توجه تقسیم می شود. و برآورده شده که برای فروشنده یک، 47 درصد از کل زمان واقعاً برای ملاقات مشتریان صرف کرده است و هزینه هر ملاقات بنابراین مجدداً به هر مشتری بر طبق یادداشت هایشان کمک می کند و مکالمات تلفنی 12 درصد و 9 درصد از کل زمان فروشندگان 1 و 2 را که به ترتیب اشغال کرده است. بنابراین ملاقات مشتریان  و تلفن ها با همدیگر 59 درصد و 58 درصد به ترتیب از کل زمان فروشندگان 1 و 2 را به خود اختصاص داده است و 41 و 42 درصد باقیمانده از زمان شان هزینه های مستقیم کاذب می باشند چون آن امکان دارد که به یک گروه از مشتریان بر مبنای مستقیم کمک کنند زمانیکه هر مشتری مسئول شماری از حسابهاست سپس واضح است که 41 درصد باقیمانده زمان کمک نشده به فروشنده یک است که می تواند به طور مساوی بین حسابهایی که فرد مسئول آن است تقسیم شود و 42 درصد برای فروشنده دوم می باشد.

3) کمیسیون کارمندان فروش: این کمیسیون واضح است که در یک هزینه مستقیم می باشد. هر فروشنده به سادگی به کمیسیون  طلبکار است که او بعد از بدست  آوردن دستوری از حسابی که او کنترل می کند عنوان می شود.

4) مطالبات و بدهی های بد: این دو هزینه،  هزینه های مستقیم می باشند و گردآوری آنها برای مشتریان به طور فردی ساده است. به هرحال زمانیکه یک مورد با توجه بدهی های بد برخاست و این بدهی ها معمولاً در پایان سال زمانی که  حسابهای مالی تهیه می شوند نوشته می شوند.

به هر حال، بری نیازمندی های این تحقیق یک تصمیم  برای بعضی بدهی های بد اتخاذ می شود که در طی دوره دو ماهه نوشته می شود.

5) تلفن ها و فاکس ها

تلفن و فاکس دو هزینه  خیلی متفاوت سازمان می باشند که آنها به ترتیب 15 و 12 درصد از کل هزینه های سازمان را نشان می دهند. زمانی که آنها خیلی مهم می باشند کیفیت نتایج به طور زیاد افزایش می یابد اگر یک روش که می تواند پیدا شود  که بعضی از این هزینه ها  برای مشتریان  به طور فردی  از همان یادداشت های روزانه بدست می آید که MD و دوتا از فروشندگان حفظ  می کنند بنابراین با ثبت یادداشت های روزانه مکالمات تلفنی و نام مشتری این امکان وجود دارد  که قسمت اصلی  صورت حساب تلفن را برای مشتریان به صورت فردی تهیه کنیم حدود 50 درصد در این روش گردآوری می شوند. به هرحال 50 درصد  باقیمانده از مکالمات تلفنی  و نام مشتری این امکان وجود دارد که قست اصلی صورت حساب تلفن را برای مشتریان به صورت فردی تهیه  کنیم حدود 50 درصد در این روش گردآوری می شوند. به هر حال 50 درصد باقیمانده از مکالمات تلفنی که توسط کارکنان غیر از فروشنده ارائه می شود کمک های صورت نگرفته  باقیمانده می باشد و در نتیجه یک هزینه  غیر مستقیم می باشند. برای مدت زمان طولانی فاکس ها مورد توجه بودند و تعدادی از دریافت کنندگان/ مشتریان با همدیگر با یادداشت انتقال فاکس ها و هزینه ها و بنابراین می توان مستقیماً آنها را دارای صفحات دانست.

6) هزینه های پست و پیک: این هزینه ها فقط 2 درصد از هزینه های کل سازمان را نشان می دهد و این امکان وجود دارد که 80 درصد باقیمانده  را به مشتریان به صورت فردی اختصاص دهیم.

این موجودی یک هزینه غیر مسقیم می باشد و هیچ رسیدی موجود نیست.

7) رستوران ها و سرگرمی ها: این هزینه فقط نسبت خیلی کوچکی از كل مي باشد.

وآن يك هزينه مستقيم كاذب مي باشد. چون آن ترجيحاً امكان دارد كه آن را به گروهي ازمشتريان برمبناي مستقيم اختصاص دهيم.

8) هزينه ماشين: هزينه هايي مانند بيمه، خدمات، تعميرات، بنزين وشست وشوهمگي دراين گروه هزينه قرارمي گيرند. براي اينكه بتوانيم هزينه هاي ماشين را به مشتريان مختلف اختصاص دهيم لازم است دونوع اطلاعات را بدانيم كه عبارت است از: هزينه هرماشين فروشنده كه هزينه نمايندگي دريك دوره دوماهه مي باشد و حساب ملاقات هاي هرفروشنده كه براي مشتريان به صورت فردي دريك دوره دوماهه بوجود آمده است.

هزينه هاي ماشين MD پيچيده تر بودند زماني كه او از ماشينش براي اهدافي به جزء ملاقات مشتريانش استفاده مي كرد يك نسبت دلخواهي از 25 درصد بنابراين از هزينه هاي ماشين MD كسر شده بودتا اين هزينه را بپوشاند. اين درصد اختصاص داده نشده باقي ماند وبنابراين يك هزينه غير مستقيم مي باشد. به هرحال، مجدداً موجودي برمبناي شمار ملاقات كنندگان به مشتريان مختلف به گونه اي فردي اختصاص داده شد.

9) هزينه هاي غيرمستقيم: نيروي هاي كار كه فروشنده نيستند، اجاره، نرخ ها، هزينه برق، مطالبات بانك، تحقيقات بازار، هزينه هاي محلي، هزينه هاي غيرمستقيم مي باشند. وخيلي مشكل است كه مبنايي براي جمع آوري آنه به مشتريان به صورت فردي پيداكنيم. بنابراين فقط يك راه براي  جمع آوري آنها باقي مي ماند وآن اين است كه اين ميزان را بصورت مساوي بين تمام مشتريان نمايندگي تقسيم كنيم.

بنابراين تكميل تقسيمات هزينه ودرآمد پس براي حساب ارقام سود وضرر براي هر مشتري نمايندگي اجازه داده مي شود. اين درشكل 2 نشان داده شده است. جايي كه شكل منحني خيلي شبيه  منحني20/80  است كه بدين معني است كه حدود 20 درصد ازمشتريان 80 درصد سود توليد كرده اند وچيز ديگري كه مي توان از منحني فهميد فرورفتگي منحني زير صفر درست راست مي باشد اين نشان مي دهد كه تعدادي ازمشتريان درطول دوره دوماهه باعث ضررشده اند به هرحال هزينه ها به نسبت درآمدها افزايش نمي يابند ودليل آن هم نبود هزينه هاي توليدي وهزينه هاي مستقيم ديگر مي باشد. درنتيجه، تفاوت درهزينه ها بين دستور كوچك ودستور بزرگ خيلي كوچك است زماني كه هردو دستور مربوط به اندازه يشان نيست وتقريباً همان ميزان از كار اداري را شامل مي شود.

اين بنابراين، منجر به نتايج منطقي مي شودحساب هايي كه مي توانند دستورات بزرگ را قراردهند از آنهايي كه دستورات كوچك را قرارمي دهند سودمندتر مي باشند.

قدرت ارتباطات دريافت شده

از 10 مشخصه استفاده شده (كه 7 مورد آن از تحقيق با مشتريان وسه مورد از منابع شركت داخلي بدست آمد) ومدركي نيز وجود ندارد كه پيشنهاد دهد كه هيچ يك از 7 متغير مبنايي مشتري مهمتر از بقيه نيست اما بايد درنظر گرفت كه آنها بايد 50 درصد را با 50 درصد ديگر كه از سه منبع داخلي سرچشمه مي گيرند حمل كنند و7 متغير برمبناي خارجي عبارتند از:

1) توانايي تكنيكي                2) تجربه                                 3) قيمت گذاري نيازها

4) سرعت جوابگويي                        5) تداوم تماس ها                 6) ميزان همكاري

7) اعتماد

ومتغيرها برمبناي داخلي عبارتند از:

1) مدت زمان ارتباط                             2) دوستي                      3) مسافت مديريت(تداوم تماس ها)

از لحاظ تئوري يك مشتري كه ارتباطش را با نمايندگي بصورت قوي دريافت كند كنترلش نسبت به افرادي كه دريافت ضعيف تري دارند آسان تر است.  وبعد ها نياز به تلاش زمان وتوجه بيشتردارند. بطور خلاصه، قدرت ارتباطات با مشتريان درشكل 5 نشان داده شده است.

دو مشتري براي يك تحليل به تأخير افتاده انتخاب شدند. هردو از اهميت استراتژيكي برخوردارند وهردو توانايي افزايش سود براي شركت را دارند چون آنها مي توانند دستورات خيلي بزرگ داشته باشند (سفارشات زياد) وكنترل آنها نيز آسان است درنتيجه نزديك خط وسط مي باشند و متغيرهايي مانند درآمد خالص و قدرت ارتباط در جدول 6 نشان داده شده اند و حساب شده  بود كه ارقام واقعي درآند خالص براي 12 درصد و 40 درصد از پتانسيل آنها.

به عبارت ديگر، اگر نمايندگي بخواهد 95 تا 100 درصد از كل نيازهاي اين مشتريان را كنترل كند درآمد خالص به ترتيب 5500 دلار و 4500 دلار براي يك دوره ماهي خواهد بود.

تصميم

ارزيابي درصد سهم جاري كار تجاري مشتري توسط نمايندگي در مقابل زياد (منابع) كه نياز به افزايش سهام در هر ارتباط دارند حفظ مي كند. به عنوان مثال در مورد مشتري B سهم تجاري موجود علي رغم اين حقيقت كه در ارتباطات زياد قوي نيست كاملاً بالاست.

اين پيشنهاد مي دهد كه هركار كه قصد دارد ارتباطات را قوي تر كند احتمالاً فروخته مي شوند بنابراين اين ارتباط داراي چشم انداز خوب مي باشد كه در آينده خيلي سودآوري داشته باشند آن نسبتاً جديد است اما فضاي زيادي براي ساختن و گسترش آن در يك ارتباط بلند مدت دارد به عبارت ديگر، در مورد مشتري A ، حتي گرچه به نظر مي رسد نسبت به مشتري B داراي ارتباطات قوي تر باشد اما سهم تجاري آن خيلي كم است و اين ارتباط نسبت به مشتري B خيلي قوي تر است به هرحال، اين به رقم سهم بالاتر منتقل نمي شود و اساساً اين حقيقت را خاطر نشان مي كند كه اين مشتري داراي ارتباطات قوي تر با رقيب نمايندگي مي باشد. واضح است كه آن در مورد منابع خيلي مشكل تر مي شود كه اين ارتباط بر روي غالب در يك موقعيت بالاتر حركت دهد. بنابراين چشم اندازهاي اين ارتباط براي مشتري B خيلي خوب نيست و در نتيجه اهدافي كه براي سالهاي بعد براي مشتري A گذاشته مي شود خيلي كمتر از مشتري B مي باشد.

واضح است اهداف مختلفي بايد براي هر ارتباط گذاشته شوند و در نتيجه استراتژي هاي مختلف براي كوتاه كردن هر يك نيز بايد گذاشته شود. در مورد مشتري B هدفي كه ممكنه براي دو سال بعد گذاشته شود قرار است كل درآمد خالص از 2083 دلار به 40000 دلار افزايش دهند البته با گرفتن 65 درصد سهم از كل خريدها مي باشد. ارتباط بايد به وسيله حداقل 1 نكته قويتر شود در مورد مشتري A درآمد خالص خارجي 1500 دلار از 683 دلار مي باشد.

هدف از آن قصد دارد درصد سهم تجاري مشتري را از 12 به 3 درصد افزايش دهد. اين مشتري هيچ طرحي براي گسترش در دو سال آينده ندارد. و ارتباط بايد به 4/0 درصد نكته قوي تر شود. زماني كه اهداف مشخص شدند يك نفر بايد هميشه از موجوديت منابع آگاه باشد در اينجا يك تصميم براي گردآوري قسمت اصلي منابع موجود سازمان براي اين در ارتباط كه هر دو از اهميت استراتژيكي بالايي برخوردار هستند اتخاذ مي شود.

بنابراين برآورده نمودن دو هدف بالا مي تواند مشتري را سالمتر كند.

تست فابريك اطلاعات بر روي عادات و رسوم كه قسمت هايي مهم خدمات مي باشد:

اهداف گذاشته شده نياز است كه استراتژي ها را بسازند در مورد مشتري B يك استراتژي ممكنه با بيكار كردن نيروي فروش شروع شود تا اين مشتري بيشتر ملاقات شود.

ملاقات هاي بيشتر در محدوديت هاي مشخص باعث مي شود.

1) به گسترش ارتباطات در سازمان و سطوح فردي كمك مي كند.

2) احتمال بدست آوردن اطلاعات مهمتر  را در مورد مشتري و تصميم گيري واحد و خريدها را افزايش مي دهد.

به هرحال در مورد مشتري A تأكيد شده مجبور است آن عواملي از خدمات را در بر گيرد كه پيشنهاد مي دهد كجا نمايندگي قبلاً قوي بوده است. به عنوان مثال، تحليل و تست فابريك، اطلاعاتي را بر روي عادات و رسوم را فراهم آورده اند كه مهمترين قسمت هاي پيشنهادات خدمات بوده است و اينها در ميان قسمت هاي سازمان بوده اند. تهيه اين نوع اطلاعات بايد به مشتريان داده شود حتي جايي كه زياد نيز ضروري نمي باشد. اين مي تواند بسيار استراتژي قوي براي غلبه بر بي حالي ارتباطات سازمان دهي شده ممكن باشد كه بين اين مشتري و رقيب نمايندگي موجود است.

نتايج

در اين تحقيق تلاش شده  كه نشان دهد چگونه تكنيك مشتري مي تواند به وسيله يك شركت كه از معيارهاي  مختلف براي تحليل استفاده مي كند گسترش يابد. واضح است، در جايي كه بر هرمعيار داده شده عيني مي باشد. اما دريافت هاي مشتريان ممكنه همچنين ممكنه در حسابي براي توليد ارقام ممكنه حساس گرفته شوند.

مشتريان پس مي توانند با توجه به معياري كه استفاده مي كنند با اطلاعات هر دو بر روي قابليت سوددهي شان و برروي قدرت دريافت شده ارتباطات از يك رقيب و تصميمات اتخاذ شده بر روي تغيير استراتژي هاي منابع داراي موقعيت بالايي شوند و ارتباطات مخصوصشان را براي رسيدن به رسيدن بيشتر افزايش دهند. بالاخره، يك سيستم اطلاعاتي مفيد و مختصر و كاربرد تعدادي از متغيرهايي كه در بالا توصيف شد، نياز است به منظور كنترل و ارزيابي چنين تغييراتي منابع ايجاد شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 22:26  توسط رامین  | 

ساخت مدارات چاپی

ساخت مدارات   با پیشرفت علم الکترونیک وساخته شدن مدارات پیچیده الکترونیکی ساختن مدارات به صورت مدار چاپی رایج شد. در یک مدار چاپی عناصر بر روی یک طرف فیبر قرار گرفته و عبور جریان از لایه نازک مس طرف دیگر ( در فیبرهای تک لایه )  و یا از دو یا چندلایه فیبر انجام می پذیرد
  مزیتهای مدارهای چاپی به جای مدارهای سیم کشی :

در مدار چاپی از شلوغ شدن اتصالات و سیم کشی ها جلوگیری میشود.

در مدار چاپی اندازه مدارات کوچک میشود.

تعمیر و دنبال کردن عیب در مدار چاپی به سهولت انجام می گیرد.

مونتاژ در مدار چاپی سریع و اسان انجام گرفته ومقرون به صرفه میباشد.

تکثیر وتولید زیاد به طریقه مدار چاپی آسان تر است.

باعث رعایت فواصل خطوط عبور جریان از یکدیگر و ایجاد خاصیت خازنی کمتر میگردد.

مزیتهای فوق باعث گردید که تمام کارخانجات در تولید لوازم الکترونیکی از روش مدار چاپی استفاده نمایند.

برای تبدیل یک مدار الکترونیکی به مدار چاپی روشهای مختلفی وجود دارد که مراحل زیر در تمام روشها مشابه می باشد.

طراحی مدار با در نظر گرفتن اندازه حقیقی و استانداردهای موجود در طراحی مدار چاپی.

تمیز کردن روی مس فیبر از چربی وسایر آلاینده ها

انتقال طرح آماده شده به روی فیبر

ترسم مدار به وسیله عنصر مقاوم در برابر اسید ( ماژیک ضد آب ,تونر چاپگر لیزری و رنگ)

قرار دادن فیبر در داخل اسید و از بین بردن مسهای اضافی

تمیز کردن روی فیبر از موادی که برای چاپ استفاده شده ( جوهر ماژیک , تونر , رنگ  )

سوراخ نمودن فیبر مدارچاپی

کشیدن یک لایه نازک از فلوکس ( flux )

لحیم کاری عناصر بر روی فیبر

برای تولید مدارات چاپی جداول و استانداردههایی از طرف کارخانجات سازنده عناصر در مورد اندازه حقیقی و شکل ظاهری المانها انتشار می یابد که طراحی مدار چاپی باید با در نظر گرفتن جداول و استانداردهای مزبور انجام گیرد.
الف- حداقل فاصله بین دو نقطه متناسب با ولتاژ مدار

حداقل فاصله  mm

ماکزیمم ولتاژ 

0.5 0

50v

0.7 5

 100v

1 .1

 170v

1.25

 250v

3 250

500v

اندازه واقعی و شکل درست قطعات را در موقع طراحی حتما در نظر بگیری

ب -   استاندارد فیبر مدار چاپی :
فیبرهای مدار چاپی به دو صورت کلی ساخته میشوند که شامل فیبر یک لایه و دولایه میباشد. در فیبرهای یک لایه در یک طرف فیبرعایق  لایه مس وجود دارد وارتباط بین پایه های عناصر وهدایت جریان تنها در یک طرف انجام می گیرد و المانها در طرف دیگر قرار می گیرند. در طراحی مدار چاپی روی فیبر یک لایه باید ارتباط پایه ها را تنها در یک طرف در نظر گرفت و مدار را طراحی نمود.
در فیبرهای دو لایه در دو طرف فیبرلایه مس وجود دارد و میتوان برای ارتباط پایه عناصر از دو طرف فیبر استفاده نمود. فیبرهای دو لایه برای مدارهای با ارتباط زیاد و حجم کم استفاده میشود و در طراحی مدار چاپی ارتباط  پایه ها در دو طرف در نظر گرفته می شود.
فیبرهای یک لایه ودو لایه از نظر جنس فیبر مختلف میباشند و هر کدام از فیبرها مشخصات خاص خود را دارند فیبرها از نظر نوع جنس به دو بخش فیبر فنلی ( استخوانی ) و فیبر فایبرگلاس تقسیم بندی می شوند.
فیبر فنلی ( استخوانی ): از ترکیب لایه های کاغذ در محلول فنل ساخته میشود ورایج ترین نوع فیبر مدار چاپی می باشد این فیبر به علت قیمت ارزان آن در تولید اغلب دستگاههای تجاری بکار میرود ودر مقابل حرارت مقاومت زیادی ندارد. به این سبب در دستگاههای حساس وگرانقیمت استفاده نمی شود.
فیبر فایبر گلاس : این فیبر دارای چند نوع مختلف میباشد و از ترکیب فشرده الیاف پشم شیشه در محلول چسب های مختلف مانند  اپوکسی ساخته میشود . این نوع فیبر تحمل حرارت زیاد را داشته واز نظر استحکام نیز مقاوم تر از نوع فنلی می باشد. کار کردن با این فیبر ساده میباشد زیرا ارتباط پایه های عناصر از پشت فیبر دیده میشود و بررسی مدار هنگام تعمیر آسانتر انجام میگیرد به علت گران بودن این فیبر در دستگاههای گرانقیمت وحساس از آن استفاده میشود.
فیبرها در ضخامتهای  1mm ,2mm,3mm ساخته شده اند وبصورت استاندارد عرضه میگردند لایه های مس چسپانده شده روی فیبر مدار چاپی نیز دارای مشخصات واستانداردهایی میباشد ضخامت لایه مس وصل شده بر روی فیبر معمولآ 25 و50 و75 میکرو متر استفاده میشود.
ج - استاندارد طراحی مدار چاپی :
یک نقشه الکترونیکی میتواند در هر اندازه و شکلی کشیده شود اما مدار چاپی باید طوری تهیه شود که در آن استاندارد واصول مدار چاپی و اندازه حقیقی المانها در نظر گرفته شود. طراحی مدار چاپی باید با رعایت فواصل پایه ها وحجم المانها متناسب با اندازه حقیقی انجام پذیرد. مثلآ اگر بخواهیم یک مقاومت 2 وات را به طور افقی در فیبر قرار دهیم به علت اینکه فاصله بین دو پایه آن 17 میلی متر است باید در طراحی مدار چاپی نیز حداقل 17 میلی متر  فاصله بین دو پایه در نظر بگیریم برای طراحی مدار چاپی از طرف کارخانه سازنده عناصر جداول واستانداردهائی در مورد پایه مقاومتها و دیودها وترانزیستور وآی سی وغیره منتشر میگردد که طراحی مدار چاپی بر مبنای این جدولها انجام می پذیرد.
 مهمترین نکاتی که باید در طراحی مدار چاپی رعایت شود

نقشه الکترونیکی بصورتی به نقشه مدار چاپی تبدیل شود که ورودیها در یک طرف وخروجیها در طرف دیگر قرار گیرند.

عناصر حرارتی مانند مقاومتها و ترانزیستورهای پر وات کنار المانهای حساس به حرارت مانند دیودها وترانزیستورهای کوچک قرار نگیرند .

 المانها به صورتی در مدار قرار گیرند که هنگام تعمیر به راحتی بتوان آنها را در آورد وتعویض نمود ( در نظر گرفتن مکانهایی که در نقشه الکترونیکی در نظر گرفته نمیشود مانند رادیاتورها و جای پیچ وغیره... )

در مدار های فرکانس بالا تا جایی که امکان دارد فاصله ها کوتاهتر و پایه المانها هم کوتاهتر باشد.

 پهنای خطوط ارتباط باید متناسب با جریان عبوری و ولتاژ وصل شده به مدار چاپی با در نظر گرفتن استانداردهای موجود انجام پذیرد.

 حداقل فاصله بین دو خط ارتباط متناسب با تغییر ولتاژ مدار تغییر مینماید در صورتیکه فاصله خطوط  با در نظر گرفتن ولتاژ مدار از حد مجاز کمتر شود باعث ایجادجرقه یا ارتباط بین دو خط میگردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساخت فیبر مدارچاپی با ماژیک ضد آب

   در اینجا روش ساخت pcb با استفاده از ماژیک ضد آب و  استفاده از اسید آموزش داده میشود این روش ساخت خانگی مدار چاپی از ساده ترین و کم هزینه ترین روشهای ساخت pcb هستند

          مراحل تبدیل یک مدار الکترونیکی به مدار چاپی

طراحی مدار با در نظر گرفتن اندازه حقیقی و استانداردهای موجود در طراحی مدار چاپی.

تمیز کردن روی مس فیبر از چربی وسایر آلاینده ها

انتقال طرح آماده شده به روی فیبر

ترسم مدار به وسیله عنصر مقاوم در برابر اسید ( ماژیک ضد آب ,تونر چاپگر لیزری و رنگ)

قرار دادن فیبر در داخل اسید و از بین بردن مسهای اضافی

تمیز کردن روی فیبر از موادی که برای چاپ استفاده شده ( جوهر ماژیک  )

سوراخ نمودن فیبر مدارچاپی

کشیدن یک لایه نازک از فلوکس ( flux )

لحیم کاری عناصر بر روی فیبر



  بعد از آماده کردن طرح مدار چاپی قبل از هر چیز فیبر مسی را کاملا با آب گرم و پودر رخت شویی و اسکاچ می شویید تا چربی و یا سایر آلاینده ها پاک شود یا با یک سمباده نرم سمباده می زنید مطمئن شوید که هیچ لایه ای اضافه روی مس نباشد.

  طریقه ساخت فیبر مدار چاپی بوسیله ماژیک

 
     سپس یکعدد کاربن زیر طرح  و روی فیبر خام که قبلا کمی بزرگتر از طرح آماده کرده ایم قرار میدهیم بهتر است برای اینکه موقع انتقال طرح بر روی فیبر بر اثر تکان خوردن فیبر طرح منتقل شده به هم نریزد با چسب طرح و کاربن و فیبر رابه هم بچسبانیم سپس بادقت از روی طرح با یکعدد خودکار نوک تیزیکبار می کشیم تا طرح روی فیبر منتقل شود.
  برای ترسیم یک ماژیک واترپروف (ضد آب) تهیه می کنید. توجه
 نمایید که حتما ضد آب و پر رنگ ( ترجیحا رنگ مشکی ) باشد ( چون بعد از طراحی و آن همه زحمت ممکن است داخل اسید از بین برود ) .
 سپس با ماژیک تمام خطوط مورد نیاز را روی مس رسم نمایید. توجه نمایید که دست با مس تماس پیدا نکند چون باعث چرب شدن مس و در نتیجه داخل اسید مزاحمت ایجاد خواهد کرد
حدالامکان از یک ماژیک نوک تیز استفاده نمایید. البته ماژیک مخصوص این کار در بازار موجود می باشد.(ماژیک سی دی مناسب می باشد) بعد از مطمئن شدن از مدار باید آن را داخل اسید بیاندازید

 

 


 

positiv20ساخت فیبر مدارچاپی با اسپری




در اینجا روش ساخت pcb با استفاده از اسپری پزتیو 20  و نحوه استفاده از اسید آموزش داده میشود این روش برای ساخت  مدار چاپی های دقیق در تیراژ کم  مورد استفاده قرار می گیرد

           مراحل تبدیل یک مدار الکترونیکی به مدار چاپی

طراحی مدار با در نظر گرفتن اندازه حقیقی و استانداردهای موجود در طراحی مدار چاپی.

تمیز کردن روی مس فیبر از چربی وسایر آلاینده ها

انتقال طرح آماده شده به روی فیبر

ترسم مدار به وسیله عنصر مقاوم در برابر اسید ( اسپری پزتیو 20 )

قرار دادن فیبر در داخل اسید و از بین بردن مسهای اضافی

تمیز کردن روی فیبر از موادی که برای چاپ استفاده شده ( جوهر ماژیک , تونر , رنگ  )

سوراخ نمودن فیبر مدارچاپی

کشیدن یک لایه نازک از فلوکس ( flux )

لحیم کاری عناصر بر روی فیبر
  بعد از آماده کردن طرح مدار چاپی قبل از هر چیز فیبر مسی را کاملا با آب گرم و پودر رخت شویی و اسکاچ می شویید تا چربی و یا سایر آلاینده ها پاک شود یا با یک سمباده نرم سمباده می زنید مطمئن شوید که هیچ لایه ای اضافه روی مس نباشد.

 


 

طریقه ساخت فیبر مدار چاپی بوسیله اسپری پزتیو20

مواد لازم: اسپری پزتیو  (positiv 20) ، سود سوز آور، طلق تراسپرنت یا فیلم

    ابتدا یک اسپری Positiv20 تازه تهیه نمایید. اگه مانده باشد در حقیقت فاسد شده است و آن حساسیت لازم در برابر نور را ندارد  سود سوز آور را می توانید از مغازه های فروش تجهیزات پزشکی تهیه نمایید. ابتدا باید طرح مدار را تهیه نمایید. می توانید طرح را چاپ کرده و آن را به بازار و مغازه های مختلف مهرسازی، چاپ سیلک و چاپخانه ها بدهید که از روی آن فیلم بگیرند. بهترین کار این است که چند طلق ترانسپرنت که قابلیت چاپ با پرینتر لیزری را دارند را تهیه نمایید. طرح خود را روی طلق با یک چاپگر دقیق لیزری چاپ نمایید. بهتر است از طرحتان دو تا پرینت بگیرید و روی هم بگذارید که دیگر نوری از جاهای چاپ شده عبور نکند.
    در یک مکان تاریک ( و یا با یک لامپ قرمز کم وات ) و بدور از گرد و غبار و وزش باد با استفاده از اسپری روی آن را رنگ پزتیو بزنید. با فاصله 30 سانتی و با زاویه 45 درجه و با حرکت منظم دست روی سطح مسی را بپوشانید. لازم نیست که چند دست بزنید. یک دست هم کافیست به شرطی که مطمئن شوید همه جای آن را پوشانده است. مواظب باشید که یکنواخت باشد و جایی از جای دیگر بیشتر نباشد .فیبر را حتما افقی بگیرید که رنگ روی فیبر بماند .
حالا نوبت خشک کردن فیبر می باشد. می توانید آن را در جای تاریک به مدت 12 تا 24 ساعت به حال خود بگذارید. یا از طریق کمی گرم کردن آنرا خشک کنید. اگر دستگاه مخصوص خشک کن فیبر در اختیار داشته باشید کار راحت میشود. بعد از 10 الی 15 دقیقه فیبر کاملا خشک شده است. تمام این مراحل در محل تاریک انجام شود.
  حالا یک جعبه بزرگ تهیه نمایید یک لامپ گازی یا مهتابی کوچک ویا لامپ قلمی 500 یا 100وات (بسته به اندازه طرحتان دارد) را داخل جعبه تعبیه نمایید . یک شیشه روی جعبه بگذارید ( توجه داشته باشید که فاصله شیشه با لامپ حداقل 15 سانتی متر باشد ) و طرح چاپ  شده یا فیلم را روی شیشه قرار دهید
سپس فیبر روی طرح گذاشته به صورتی که سطح مسی رنگ
خورده رو به پایین و روی طرح چاپ شده باشد. توجه نمایید که روی فیبر را با یک وزنه و یا یک شیشه دیگر سنگین نمایید که فیبر کاملا با فشار زیاد در مدت نور دهی به طرح بچسبد. تمام این مراحل در جای تاریک ( و یا با یک لامپ سبز کم وات ) باید انجام شود. حالا لامپ و یا مهتابی را روشن نمایید.
به مدت 5 الی 20 دقیقه به آن نور دهید این مدت زمان کاملا بسته به شدت نور و مهمتر از آن بسته به کیفیت اسپری می باشد. اگر اسپری تازه باشد این مدت حتی می تواند کمتر باشد. چون در زمان خیلی کوتاهی در مجاورت نور عکس العمل نشان می دهد زمان لازم را با توجه به اسپری شما ب به صورت آزمون وخطا بدست بیاورید .
حالا باید یک ظرف تهیه نمایید تا در آن سودسوز آور را با آب حل نمایید مقداری آب که 2 سانت روی فیبر را بگیرد را داخل ظرف بریزید و حدود 8 تا 15 گرم سود برای 1 لیتر آب ( ترجیحا آب مقطر یا آب جوشیده که خنک شده و املاح آن ته نشین شده است ) را داخل آن بریزید و به هم بزنید تا کاملا حل شود  زیاد نریزید که کل رنگ پزتیو را خواهد خورد
 در یک محل  تاریک ( و یا با یک لامپ سبز کم وات ) فیبر مسی را داخل این محلول سود بیندازید و خیلی آرام آرام محلول را به مدت 30 تا 60 ثانیه تکان دهید. می بینید که جاهایی که لازم است خالی باشد کم کم در محلول حل می شود. بعد از این سریعا فیبر را بیرون آورده و با آب بشوید. حالا لازم است که آن را داخل اسید بیاندازید.

 

                    در صورت نیاز به مقاله آموزش اسیدکاری فیبر مدارچاپی که در همین سایت است مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 22:24  توسط رامین  | 

ساخت مدارات چاپی

ساخت مدارات   با پیشرفت علم الکترونیک وساخته شدن مدارات پیچیده الکترونیکی ساختن مدارات به صورت مدار چاپی رایج شد. در یک مدار چاپی عناصر بر روی یک طرف فیبر قرار گرفته و عبور جریان از لایه نازک مس طرف دیگر ( در فیبرهای تک لایه )  و یا از دو یا چندلایه فیبر انجام می پذیرد
  مزیتهای مدارهای چاپی به جای مدارهای سیم کشی :

در مدار چاپی از شلوغ شدن اتصالات و سیم کشی ها جلوگیری میشود.

در مدار چاپی اندازه مدارات کوچک میشود.

تعمیر و دنبال کردن عیب در مدار چاپی به سهولت انجام می گیرد.

مونتاژ در مدار چاپی سریع و اسان انجام گرفته ومقرون به صرفه میباشد.

تکثیر وتولید زیاد به طریقه مدار چاپی آسان تر است.

باعث رعایت فواصل خطوط عبور جریان از یکدیگر و ایجاد خاصیت خازنی کمتر میگردد.

مزیتهای فوق باعث گردید که تمام کارخانجات در تولید لوازم الکترونیکی از روش مدار چاپی استفاده نمایند.

برای تبدیل یک مدار الکترونیکی به مدار چاپی روشهای مختلفی وجود دارد که مراحل زیر در تمام روشها مشابه می باشد.

طراحی مدار با در نظر گرفتن اندازه حقیقی و استانداردهای موجود در طراحی مدار چاپی.

تمیز کردن روی مس فیبر از چربی وسایر آلاینده ها

انتقال طرح آماده شده به روی فیبر

ترسم مدار به وسیله عنصر مقاوم در برابر اسید ( ماژیک ضد آب ,تونر چاپگر لیزری و رنگ)

قرار دادن فیبر در داخل اسید و از بین بردن مسهای اضافی

تمیز کردن روی فیبر از موادی که برای چاپ استفاده شده ( جوهر ماژیک , تونر , رنگ  )

سوراخ نمودن فیبر مدارچاپی

کشیدن یک لایه نازک از فلوکس ( flux )

لحیم کاری عناصر بر روی فیبر

برای تولید مدارات چاپی جداول و استانداردههایی از طرف کارخانجات سازنده عناصر در مورد اندازه حقیقی و شکل ظاهری المانها انتشار می یابد که طراحی مدار چاپی باید با در نظر گرفتن جداول و استانداردهای مزبور انجام گیرد.
الف- حداقل فاصله بین دو نقطه متناسب با ولتاژ مدار

حداقل فاصله  mm

ماکزیمم ولتاژ 

0.5 0

50v

0.7 5

 100v

1 .1

 170v

1.25

 250v

3 250

500v

اندازه واقعی و شکل درست قطعات را در موقع طراحی حتما در نظر بگیری

ب -   استاندارد فیبر مدار چاپی :
فیبرهای مدار چاپی به دو صورت کلی ساخته میشوند که شامل فیبر یک لایه و دولایه میباشد. در فیبرهای یک لایه در یک طرف فیبرعایق  لایه مس وجود دارد وارتباط بین پایه های عناصر وهدایت جریان تنها در یک طرف انجام می گیرد و المانها در طرف دیگر قرار می گیرند. در طراحی مدار چاپی روی فیبر یک لایه باید ارتباط پایه ها را تنها در یک طرف در نظر گرفت و مدار را طراحی نمود.
در فیبرهای دو لایه در دو طرف فیبرلایه مس وجود دارد و میتوان برای ارتباط پایه عناصر از دو طرف فیبر استفاده نمود. فیبرهای دو لایه برای مدارهای با ارتباط زیاد و حجم کم استفاده میشود و در طراحی مدار چاپی ارتباط  پایه ها در دو طرف در نظر گرفته می شود.
فیبرهای یک لایه ودو لایه از نظر جنس فیبر مختلف میباشند و هر کدام از فیبرها مشخصات خاص خود را دارند فیبرها از نظر نوع جنس به دو بخش فیبر فنلی ( استخوانی ) و فیبر فایبرگلاس تقسیم بندی می شوند.
فیبر فنلی ( استخوانی ): از ترکیب لایه های کاغذ در محلول فنل ساخته میشود ورایج ترین نوع فیبر مدار چاپی می باشد این فیبر به علت قیمت ارزان آن در تولید اغلب دستگاههای تجاری بکار میرود ودر مقابل حرارت مقاومت زیادی ندارد. به این سبب در دستگاههای حساس وگرانقیمت استفاده نمی شود.
فیبر فایبر گلاس : این فیبر دارای چند نوع مختلف میباشد و از ترکیب فشرده الیاف پشم شیشه در محلول چسب های مختلف مانند  اپوکسی ساخته میشود . این نوع فیبر تحمل حرارت زیاد را داشته واز نظر استحکام نیز مقاوم تر از نوع فنلی می باشد. کار کردن با این فیبر ساده میباشد زیرا ارتباط پایه های عناصر از پشت فیبر دیده میشود و بررسی مدار هنگام تعمیر آسانتر انجام میگیرد به علت گران بودن این فیبر در دستگاههای گرانقیمت وحساس از آن استفاده میشود.
فیبرها در ضخامتهای  1mm ,2mm,3mm ساخته شده اند وبصورت استاندارد عرضه میگردند لایه های مس چسپانده شده روی فیبر مدار چاپی نیز دارای مشخصات واستانداردهایی میباشد ضخامت لایه مس وصل شده بر روی فیبر معمولآ 25 و50 و75 میکرو متر استفاده میشود.
ج - استاندارد طراحی مدار چاپی :
یک نقشه الکترونیکی میتواند در هر اندازه و شکلی کشیده شود اما مدار چاپی باید طوری تهیه شود که در آن استاندارد واصول مدار چاپی و اندازه حقیقی المانها در نظر گرفته شود. طراحی مدار چاپی باید با رعایت فواصل پایه ها وحجم المانها متناسب با اندازه حقیقی انجام پذیرد. مثلآ اگر بخواهیم یک مقاومت 2 وات را به طور افقی در فیبر قرار دهیم به علت اینکه فاصله بین دو پایه آن 17 میلی متر است باید در طراحی مدار چاپی نیز حداقل 17 میلی متر  فاصله بین دو پایه در نظر بگیریم برای طراحی مدار چاپی از طرف کارخانه سازنده عناصر جداول واستانداردهائی در مورد پایه مقاومتها و دیودها وترانزیستور وآی سی وغیره منتشر میگردد که طراحی مدار چاپی بر مبنای این جدولها انجام می پذیرد.
 مهمترین نکاتی که باید در طراحی مدار چاپی رعایت شود

نقشه الکترونیکی بصورتی به نقشه مدار چاپی تبدیل شود که ورودیها در یک طرف وخروجیها در طرف دیگر قرار گیرند.

عناصر حرارتی مانند مقاومتها و ترانزیستورهای پر وات کنار المانهای حساس به حرارت مانند دیودها وترانزیستورهای کوچک قرار نگیرند .

 المانها به صورتی در مدار قرار گیرند که هنگام تعمیر به راحتی بتوان آنها را در آورد وتعویض نمود ( در نظر گرفتن مکانهایی که در نقشه الکترونیکی در نظر گرفته نمیشود مانند رادیاتورها و جای پیچ وغیره... )

در مدار های فرکانس بالا تا جایی که امکان دارد فاصله ها کوتاهتر و پایه المانها هم کوتاهتر باشد.

 پهنای خطوط ارتباط باید متناسب با جریان عبوری و ولتاژ وصل شده به مدار چاپی با در نظر گرفتن استانداردهای موجود انجام پذیرد.

 حداقل فاصله بین دو خط ارتباط متناسب با تغییر ولتاژ مدار تغییر مینماید در صورتیکه فاصله خطوط  با در نظر گرفتن ولتاژ مدار از حد مجاز کمتر شود باعث ایجادجرقه یا ارتباط بین دو خط میگردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساخت فیبر مدارچاپی با ماژیک ضد آب

   در اینجا روش ساخت pcb با استفاده از ماژیک ضد آب و  استفاده از اسید آموزش داده میشود این روش ساخت خانگی مدار چاپی از ساده ترین و کم هزینه ترین روشهای ساخت pcb هستند

          مراحل تبدیل یک مدار الکترونیکی به مدار چاپی

طراحی مدار با در نظر گرفتن اندازه حقیقی و استانداردهای موجود در طراحی مدار چاپی.

تمیز کردن روی مس فیبر از چربی وسایر آلاینده ها

انتقال طرح آماده شده به روی فیبر

ترسم مدار به وسیله عنصر مقاوم در برابر اسید ( ماژیک ضد آب ,تونر چاپگر لیزری و رنگ)

قرار دادن فیبر در داخل اسید و از بین بردن مسهای اضافی

تمیز کردن روی فیبر از موادی که برای چاپ استفاده شده ( جوهر ماژیک  )

سوراخ نمودن فیبر مدارچاپی

کشیدن یک لایه نازک از فلوکس ( flux )

لحیم کاری عناصر بر روی فیبر



  بعد از آماده کردن طرح مدار چاپی قبل از هر چیز فیبر مسی را کاملا با آب گرم و پودر رخت شویی و اسکاچ می شویید تا چربی و یا سایر آلاینده ها پاک شود یا با یک سمباده نرم سمباده می زنید مطمئن شوید که هیچ لایه ای اضافه روی مس نباشد.

  طریقه ساخت فیبر مدار چاپی بوسیله ماژیک

 
     سپس یکعدد کاربن زیر طرح  و روی فیبر خام که قبلا کمی بزرگتر از طرح آماده کرده ایم قرار میدهیم بهتر است برای اینکه موقع انتقال طرح بر روی فیبر بر اثر تکان خوردن فیبر طرح منتقل شده به هم نریزد با چسب طرح و کاربن و فیبر رابه هم بچسبانیم سپس بادقت از روی طرح با یکعدد خودکار نوک تیزیکبار می کشیم تا طرح روی فیبر منتقل شود.
  برای ترسیم یک ماژیک واترپروف (ضد آب) تهیه می کنید. توجه
 نمایید که حتما ضد آب و پر رنگ ( ترجیحا رنگ مشکی ) باشد ( چون بعد از طراحی و آن همه زحمت ممکن است داخل اسید از بین برود ) .
 سپس با ماژیک تمام خطوط مورد نیاز را روی مس رسم نمایید. توجه نمایید که دست با مس تماس پیدا نکند چون باعث چرب شدن مس و در نتیجه داخل اسید مزاحمت ایجاد خواهد کرد
حدالامکان از یک ماژیک نوک تیز استفاده نمایید. البته ماژیک مخصوص این کار در بازار موجود می باشد.(ماژیک سی دی مناسب می باشد) بعد از مطمئن شدن از مدار باید آن را داخل اسید بیاندازید

 

 


 

positiv20ساخت فیبر مدارچاپی با اسپری




در اینجا روش ساخت pcb با استفاده از اسپری پزتیو 20  و نحوه استفاده از اسید آموزش داده میشود این روش برای ساخت  مدار چاپی های دقیق در تیراژ کم  مورد استفاده قرار می گیرد

           مراحل تبدیل یک مدار الکترونیکی به مدار چاپی

طراحی مدار با در نظر گرفتن اندازه حقیقی و استانداردهای موجود در طراحی مدار چاپی.

تمیز کردن روی مس فیبر از چربی وسایر آلاینده ها

انتقال طرح آماده شده به روی فیبر

ترسم مدار به وسیله عنصر مقاوم در برابر اسید ( اسپری پزتیو 20 )

قرار دادن فیبر در داخل اسید و از بین بردن مسهای اضافی

تمیز کردن روی فیبر از موادی که برای چاپ استفاده شده ( جوهر ماژیک , تونر , رنگ  )

سوراخ نمودن فیبر مدارچاپی

کشیدن یک لایه نازک از فلوکس ( flux )

لحیم کاری عناصر بر روی فیبر
  بعد از آماده کردن طرح مدار چاپی قبل از هر چیز فیبر مسی را کاملا با آب گرم و پودر رخت شویی و اسکاچ می شویید تا چربی و یا سایر آلاینده ها پاک شود یا با یک سمباده نرم سمباده می زنید مطمئن شوید که هیچ لایه ای اضافه روی مس نباشد.

 


 

طریقه ساخت فیبر مدار چاپی بوسیله اسپری پزتیو20

مواد لازم: اسپری پزتیو  (positiv 20) ، سود سوز آور، طلق تراسپرنت یا فیلم

    ابتدا یک اسپری Positiv20 تازه تهیه نمایید. اگه مانده باشد در حقیقت فاسد شده است و آن حساسیت لازم در برابر نور را ندارد  سود سوز آور را می توانید از مغازه های فروش تجهیزات پزشکی تهیه نمایید. ابتدا باید طرح مدار را تهیه نمایید. می توانید طرح را چاپ کرده و آن را به بازار و مغازه های مختلف مهرسازی، چاپ سیلک و چاپخانه ها بدهید که از روی آن فیلم بگیرند. بهترین کار این است که چند طلق ترانسپرنت که قابلیت چاپ با پرینتر لیزری را دارند را تهیه نمایید. طرح خود را روی طلق با یک چاپگر دقیق لیزری چاپ نمایید. بهتر است از طرحتان دو تا پرینت بگیرید و روی هم بگذارید که دیگر نوری از جاهای چاپ شده عبور نکند.
    در یک مکان تاریک ( و یا با یک لامپ قرمز کم وات ) و بدور از گرد و غبار و وزش باد با استفاده از اسپری روی آن را رنگ پزتیو بزنید. با فاصله 30 سانتی و با زاویه 45 درجه و با حرکت منظم دست روی سطح مسی را بپوشانید. لازم نیست که چند دست بزنید. یک دست هم کافیست به شرطی که مطمئن شوید همه جای آن را پوشانده است. مواظب باشید که یکنواخت باشد و جایی از جای دیگر بیشتر نباشد .فیبر را حتما افقی بگیرید که رنگ روی فیبر بماند .
حالا نوبت خشک کردن فیبر می باشد. می توانید آن را در جای تاریک به مدت 12 تا 24 ساعت به حال خود بگذارید. یا از طریق کمی گرم کردن آنرا خشک کنید. اگر دستگاه مخصوص خشک کن فیبر در اختیار داشته باشید کار راحت میشود. بعد از 10 الی 15 دقیقه فیبر کاملا خشک شده است. تمام این مراحل در محل تاریک انجام شود.
  حالا یک جعبه بزرگ تهیه نمایید یک لامپ گازی یا مهتابی کوچک ویا لامپ قلمی 500 یا 100وات (بسته به اندازه طرحتان دارد) را داخل جعبه تعبیه نمایید . یک شیشه روی جعبه بگذارید ( توجه داشته باشید که فاصله شیشه با لامپ حداقل 15 سانتی متر باشد ) و طرح چاپ  شده یا فیلم را روی شیشه قرار دهید
سپس فیبر روی طرح گذاشته به صورتی که سطح مسی رنگ
خورده رو به پایین و روی طرح چاپ شده باشد. توجه نمایید که روی فیبر را با یک وزنه و یا یک شیشه دیگر سنگین نمایید که فیبر کاملا با فشار زیاد در مدت نور دهی به طرح بچسبد. تمام این مراحل در جای تاریک ( و یا با یک لامپ سبز کم وات ) باید انجام شود. حالا لامپ و یا مهتابی را روشن نمایید.
به مدت 5 الی 20 دقیقه به آن نور دهید این مدت زمان کاملا بسته به شدت نور و مهمتر از آن بسته به کیفیت اسپری می باشد. اگر اسپری تازه باشد این مدت حتی می تواند کمتر باشد. چون در زمان خیلی کوتاهی در مجاورت نور عکس العمل نشان می دهد زمان لازم را با توجه به اسپری شما ب به صورت آزمون وخطا بدست بیاورید .
حالا باید یک ظرف تهیه نمایید تا در آن سودسوز آور را با آب حل نمایید مقداری آب که 2 سانت روی فیبر را بگیرد را داخل ظرف بریزید و حدود 8 تا 15 گرم سود برای 1 لیتر آب ( ترجیحا آب مقطر یا آب جوشیده که خنک شده و املاح آن ته نشین شده است ) را داخل آن بریزید و به هم بزنید تا کاملا حل شود  زیاد نریزید که کل رنگ پزتیو را خواهد خورد
 در یک محل  تاریک ( و یا با یک لامپ سبز کم وات ) فیبر مسی را داخل این محلول سود بیندازید و خیلی آرام آرام محلول را به مدت 30 تا 60 ثانیه تکان دهید. می بینید که جاهایی که لازم است خالی باشد کم کم در محلول حل می شود. بعد از این سریعا فیبر را بیرون آورده و با آب بشوید. حالا لازم است که آن را داخل اسید بیاندازید.

 

                    در صورت نیاز به مقاله آموزش اسیدکاری فیبر مدارچاپی که در همین سایت است مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 22:24  توسط رامین  | 

روشهاي تنظيم بودجه

 

روشهاي تنظيم بودجه

بودجه دو طرف دارد : درآمد و هزينه . هر يك از اين دو طرف بايد با دقت بسيار و صحت هر چه بيشتر سنجيده شوند ؛ زيرا برآورد ارقامي كه پايه و اساس منطقي نداشته باشد نه تنها مفيد نيست ، بلكه مي تواند زيانبار نيز باشد .

چون بودجه نوعي برنامه است و بودجه نويسي نيز نوعي برنامه ريزي ، تا حد امكان بايد اين برنامه را استواري بخشيد ؛ از اين رو براي پيش بيني در درآمدها و برآورد هزينه ها روشهاي مختلفي ابداع شده است كه روز به روز از نظر علمي و فني به اهميت آنها افزوده مي شود .

با توجه به طبقه بندي هاي به عمل آمده از بودجه لازم است به روش تهيه و تنظيم بودجه نيز كه مبتني بر همان طبقه بنديهاست اشاره داشته باشيم .

در همين راستا روشهاي تهيه و تنظيم درآمدها و هزينه ها را به طور جداگانه تشريح مي كنيم :

 

 

 

روشهاي برآورد و تنظيم درآمدها

تجزيه و تحليل درآمدها مرحله اي اساسي در بودجه بندي است . حجم بودجه و برنامه هاي دولت بيش از آنكه متاثر از نيازهاي عمومي جامعه باشد ، انعكاس از درآمدها و منابع در دسترس است .

روش تهيه و تنظيم درآمد ( پيش بيني درآمد ) ، يعني پيش بيني چگونگي و محل كسب درآمد دولت . پيش بيني درآمدهاي دولت با توجه به اينكه مخارج دولتي در درجه اول ، تابع درآمدها و وضع مالي دولت است امري بسيار فني و دقيق است ؛ هر چند كه بايد در هر مورد با توجه به وضع خاص اقتصادي براي هر يك از منابع درآمد از چند روش به طور همزمان استفاده شود . پيش بينيها و برآوردهاي دولت صرف نظر از طبقه بندي هاي آنها به چهار روش ارائه مي شود كه عبارتند از : روش سالم ما قبل آخر ، روش حد متوسطه ها ، روش پيش بيني مستقيم و روش سنجيده منظم .

 

 

 

 

 

روش سال ما قبل آخر . در اين روش از بودجه سال مالي گذشته يعني سالي كه بلافاصله قبل از سال مالي جاري قرار دارد استفاده مي شود ؛ زيرا اجراي بودجه سال مالي جاري هنوز خاتمه نيافته است و برآورد درآمدها از آخرين بودجه اي كه اجراي آن خاتمه پذيرفته است گرفته مي شود . مثلاً براي پيش بيني درآمدهاي سال 1380 درآمدهاي تحقق يافته و قطعي سال 1378 مورد استفاده قرار مي گيرد . در اين روش كه در سال 1823 در فرانسه مورد عمل قرار گرفت ، براي پيش بيني درآمدهاي سال آتي درآمدهاي قطعي سال گذشته ملاك عمل قرار مي گيرد .

اين روش داراي مزايا و معايبي است .از محاسن اين روش آن است كه چون درآمدهاي سال قبل قطعاً وصول شده است ، بودجه ، تعادل و استحكام خواهد يافت . عيب اين روش نيز آن است كه در اين بين يك سال مالي فاصله دارد ؛ يعني در مثال فوق سال 1379 ناديده گرفته مي شود . علاوه برآن اوضاع و احوال اقتصادي هر روز تحت تاثير پديده هاي جديدي است كه با گذشته تفاوت دارد .

 

 

 

 

روش حد متوسطه ها . در اين روش حد متوسطه افزايش يا كاهش هر يك از انواع درآمدها را در يك دوره قبلي ( سه تا پنج سال ) به دست آورده است . بر اساس آن درآمد سال آينده را پيش بيني مي كنند .

روش سال ما قبل آخر با افزايش متوسط ، كه به روش حد متوسطه ها معروف است ، در سال 1883 در فرانسه مامور شد . مطابق اين روش حد متوسط افزايش درآمدها از سالي به سال ديگر در اختلال چند سال گذشته محاسبه مي شود و پس از به دست آمدن آهنگ آن ، درآمد سال ما قبل آخر اضافه مي شود .

مثلاً براي محاسبه درآمد دولت از ماليات هاي مستقيم در سال 1379 درصد تغيير درآمد قطعي دولت از منبع مذكور را طي سالهاي 1378 – 1369 محاسبه و سپس متوسط تحقيق را به دست مي آورند و با فرض اينكه رشد به دست آمده در سال 78-79 نيز تكرار خواهد شد درا/د سال 1379 را محاسبه مي كنند.

بدين ترتيب اگر مثلاً درآمد ماليات مستقيم به طور متوسط 10% افزايش يابد رقم 10% را به درآمد سال ما قبل آخر و سپس به درآمد سال جاري مي افزايند.  عليرغم متداول بودن اين روش در بسياري از كشورها ، چون اين روش با توجه به وقايع اقتصادي سالهاي قبل محاسبه مي شود تحقق آنها مورد ترديد است و استفاده از آن بدون اشكال نيست .

 

 

روش پيش بيني مستقيم . در اين روش كارشناسان با مطالعه و تجزيه و تحليل گرايشهاي اقتصادي ، مبالغ وصول شده درآمد در سالهاي قبل و ساير آمارها و اطلاعات ، اثر عوامل گوناگون را بر هر يك از انواع درآمدها در مدت محدودي از زمان مي سنجند .

و سپس با تكيه بر تخصص و تجارب خويش مبادرت به پيش بيني درآمد براي دوره آتي مي نمايند .

در اين روش كه عملاً پس از جنگ جهاني دوم اشاعه يافت اوضاع و احوال اقتصادي با استفاده از روشهاي آماري دقيقاً بررسي و با توجه به سياست هاي اقتصادي دولت درآمدها پيش بيني مي گردد .

روش سنجيده منظم . اين روش داراي فنون و فرمولهاي خاص است و پيش بيني درآمد بر اساس تجزيه و تحليل همبستگي و جمع آوري پرسشنامه هاي نمونه و غيره انجام مي شود . در تجزيه و تحليل همبستگي ، ارتباط ميان وصول ماليات ها و منايع مختلف درآمد در طي دوره يا دوره هاي معين اقتصادي مورد مطالعه قرار مي گيرد و سپس بر اساس آن و با توجه به پيش بيني وضع اقتصادي در دوره آتي ميزان درآمدهاي پيش بيني مي گردد . شايان ذكر است كه اين روش در سال 1952 در فرانسه جهت از بين بر دن خطاهاي فاحش روشهاي پيشين معمول گرديد . ضريب اشتباه اين روش تنها يك درصد بود .

از آنجا كه در اين روش از فنون آماري پيشرفته اي چون ضريب همبستگي ، سريهاي زماني و محاسبه كشش پذيري استفاده مي شود در كشورهايي كه در بسياري از زمينه ها با فقر يا نقص آماري مواجه هستند استفاده از روش برآورد مستقيم دشوار خواهد بود .در كشور ما در موارد عديده اين روش مورد عمل قرار مي گيرد و بايستي كارشناسان پيش بيني كننده درآمد در هر مورد با فنون فوق آشنايي كامل داشته باشند .

روشهاي برآورد هزينه ها ( طرف ديگر بودجه )

روش تنظيم بودجه متداول

بودجه متداول يا سنتي يعني بودجه اي كه در آن اعتبارات هر سازمان دولتي به تفكيك فصول و موارد هزينه مشخص مي گردد . در اين روش بودجه ريزي ، نوع و ماهيت هزينه ها نشان داده مي شود . ولي مشخص نمي گردد كه هر هزينه براي نيل به كدام هدف و يا براي اجراي كدام برنامه و يا فعاليت خاص انجام شده است .

يكي از علل اصلي استفاده گسترده از روش بودجه ريزي متداول ، سالها قبل از به كار گيري ساير روشهاي بودجه ريزي ، ارتباط نزديك اين روش با حسابداري دولتي و امكان اعمال كنترل بودجه مناسب در آن است ؛ زيرا در طبقه بندي اعتبارات بر حسب فصول و مواد ، براي هر يك از انواع مخارج جاري و سرمايه اعتباري معين تصويب مي شود تا هزينه هاي مربوط به كالا و خدمات خريداري شده در سال اجراي بودجه در محدوده اعتبارات مصوب انجام شوند .بديهي است هر اندازه اعتبارات مصوب به فصول و مواد هزينه بيشتري تقسيم شوند ، به همان ميزان انعطاف پذيري در اجراي بودجه و اختيارات موسسات دولتي در مصرف اعتبارات كاهش خواهد يافت و بر عكس ، تقسيم اعتبارات به فصول و مواد هزينه كمتر ، موجب انعطاف پذيري بيشتر در اجراي بودجه و وسيع تر شدن اختيارات مسئولان اجرايي خواهد شد در ايران تحولات بودجه اي در سنوات اخير صورت گرفته است و بودجه متداول تا سال 1343 ، كه بودجه در وزارت دارايي تهيه مي شد تنها روش بودجه ريزي بود .

همانطوركه اشاره شد در بودجه متداول بر خلاف بودجه برنامه اي و عملياتي هدفها و وظايف چندان روشن نيست؛ هر چند كه به طور غير مستقيم نوع هزينه مشخص است (مثل حقوق و دستمزد). اين طرز تهيه بودجه خطوط اساسي و روابط برنامه ها و هدفها را نشان نميدهد . مثلا اينكه اعتبار ماده مزبور براي چه عملياتي است، مشخص نيست . آنچه در بودجه متداول اهميت دارد ، عبارت است از سازمان و مواد هزينه . به عبارت ديگر كافي است كه مشخص كنيم بودجه كدام سازمان دولتي يا وزارتخانه اي تهيه مي شود و مواد هزينه آن چيست . بنابراين ، در اين بودجه فقط با دو نوع طبقه بندي سرو كار داريم.

تهيه كنندگان اين نوع بودجه نيازها و اطلاعات و ارقامي را كه مثلا از وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت و درمان و امثال آن جمع مي شود به صورت پول تقويم و در مقابل ، عناوين مواد هزينه را منظور مي كنند.     

در بودجه متداول برآورد هزينه معمولاً بر مبناي هزينه هاي قطعي سال ما قبل آخر و نيمه اول سال جاري به عمل مي آيد و تغييرات حجم كار در پيش بيني هزينه دقيقاً مورد بررسي قرار نمي گيرد . معذالك تصويب اعتبار در قالب موارد هزينه محدوديتي در خرج به وجود مي آورد و از اين رو همان طور كه اشاره شد هر قدر اعتبارات به موارد ريز بيشتري تقسيم شود قابليت انعطاف بودجه كمتر مي شود ؛ زيرا نقل و انتقالات اعتبارات از يك ماده به ماده ديگر داخل يك فصل يا بين فصول مختلف بودجه معمولاً فقط تا ميزان معين و تحت شرايط خاصي امكان پذير است .

مراحل تهيه و تنظيم بودجه متداول . مراحل تهيه و تنظيم بودجه متداول را مي توان به شرح زير بيان نمود :

1.شناسايي كامل وضع موجود دستگاه اجرايي .

-شناسايي كليه اموال و داراييهاي متعلق به وزارتخانه . شامل شناسايي كليه اموال و داراييهاي متعلق به وزارتخانه در حال حاضر و استفاده كامل از تمام آنها و در غير اينصورت علت عدم استفاده از آنهاست .

            -هزينه هاي دستگاه به تفكيك . هزينه هاي پرسنلي ،اداري ، سرمايه اي ، درصد هر يك از آنها به كل هزينه در سه سال متوالي ، پرداختهاي انتقالي و درصد آن به كل هزنيه را شامل مي شود .

            -اطلاعات مربوط به استخدام كاركنان . چون در غالب دستگاهها هزينه هاي پرسنلي رقم عمده اي است لازم است اطلاعات كافي را موارد زير تهيه شود : تعداد كاركنان موجود ، تقاضاي دستگاه در سال قبل ، علل نياز به كاركنان اضافي ، نوع استخدام از نظر تخصيص اعتبار مورد نياز ، بازنشستگان .

            -اطلاعات مربوط به درآمدهاي دستگاه . در تهيه بودجه دستگاهها نخست تنوع درآمدهاي آنها را مورد رسيدگي قرار مي گيرد .در رسيدگي به اين درآمدها بايد اين نكات مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار گيرد : چه مقدار از درآمد عمومي دولت به وسيله دستگاه وصول مي شود و چه راههايي براي افزايش اينگونه درآمدها وجود دارد ؟ به مقدار افزايش در حجم عمليات دستگاه براي افزايش درآمد آن بايستي صورت گيرد و هزينه آن چقدر است ؟ در صورت امكان هزينه هاي اضافي مزبور با افزايش درآمد مقايسه گردد . همچنين لازم است بررسي گردد در آمدهاي اختصاصي دستگاه و علل افزايش يا كاهش آنها در سال بودجه نسبت به سال جاري چيست ، و چه درآمدهاي جديد را مي توان پيش بيني نمود كه قسمتي از هزينه هاي دستگاه را جبران كند ؟

اطلاعات در موارد ارز مورد نياز . در مورد هزينه هاي ارزي جمع آوري اطلاعات زير ضروري است :

            -مصرف ارز سال قبل به تفكيك كالا و خدمات .

            -تعهدات منتقل شده از سه سال به جاري تفكيك كالا و خدمات .

            -داشتن اطلاعات از امكانات ارزي كشور .

2. پيش بيني نيازها براي سال بودجه . پس از شناسايي وضع كلي بايد نيازها را براي سال بودجه پيش بيني كرد . نقص عمده بودجه متداول اين است كه چون بر خلاف بودجه برنامه اي و عملياتي هدف مشخص و روشني در آن وجود ندارد و بحث و تصميم گيريها بر اساس وضع موجود صورت مي گيرد در بررسي علت تغييرات به پاسخهاي ناقص و مبهم اكتفا مي شود . مثلاً هدف توسعه و افزايش پزشك در تهيه بودجه متداول مشخص نيست .

3-تبديل نيازهاي پيش بيني شده به ارزش پولي . در اين مرحله بايد ارزش پولي آنچه از نيازهاي مختلف پرسنلي و اداري و ساير موارد برآورد شده است با توجه به قوانين و مقررات ( مثل قوانين استخدامي و وضع حقوق و دستمزد ) ، تغيير قيمت و دستمزد ، امكانات جابه جا كردن و انتقال و نظاير آن برآورد گردد و در هر مورد به هر ماده يا جزء ماده و ريز ماده از هزينه هايي كه لازم باشد منظور شود . مجموع اين هزينه ها كه به صورت مواد هزينه و فصل تجلي مي كند بودجه وزارتخانه را به صورت متداول نشان مي دهد .

بودجه ريزي افزايشي

اين روش با شيوه تغييرات جزئي در تصميم گيري انطباق دارد . طبق اين روش ، براي تصميم گيري جديد به تصميمهايي كه قبلاً در زمينه مورد نظر گرفته شده مراجعه و با توجه به نيازهاي موجود ، تغييراتي جزئي در آنها داده مي شود . بودجه ريزي افزايشي براي اجتناب از مشكلات ناشي از كار عظيم و پر درد سر بودجه نويسي سالانه ابداع شده است . بدين ترتيب هر سال مجدداً از اول اقدام به كار پيچيده بودجه نويسي نمي شود ؛ بلكه بودجه ريزان با قبول بودجه سال گذشته توجه را روي تغييرات افزايشي متمركز مي كنند . در اين شيوه ، بودجه سال گذشته به عنوان پايه اي براي مصارف جاري فرض شده ، افزايش سالانه اي براي آن در نظر گرفته مي شود كه بستگي به روند تغييرات قيمتها ، تغيير حجم عمليات موجود ، تقبل وظايف جديد از طرف دولت و عواملي از اين قبيل دارد .

بودجه برنامه اي

بودجه برنامه بودجه اي است كه در آن اعتبارات سازمانهاي دولتي بر حسب وظايف ، برنامه ها و فعاليتهايي كه آنها بايد در سال مالي اجراي بودجه براي نيل به اهداف خود انجام دهند ، پيش بيني مي شود . به عبارت ديگر ، در بودجه برنامه اي مشخص مي شود كه دولت و دستگاههاي دولتي در سال جاري بودجه اولاً چه اهداف ، وظايف و مقاصد مصوبي دارند و ثانياً براي نيل به اهداف و مقاصد مذكور بايد چه برنامه ها ، عمليات و فعاليتهايي را با چه ميزان اعتبارات انجام دهند . پروفسور بركهد در مورد بودجه برنامه اي مي گويد :(( اگر بخواهيم  در دنياي فعلي بودجه را ابزار و وسيله كار مديران بدانيم بايد در تقسيم بندي مخارج ، هدف و غايت خرج را رعايت كنيم .))

در بودجه برنامه اي نيز مانند بودجه متداول از طبقه بندي اعتبارات بر حسب فصول و مواد هزينه استفاده مي شود . با اين تفاوت كه در بودجه متداول ، كل اعتبارات هر سازمان دولتي در فصول و مواد هزينه مختلف پيش بيني مي شود ، در صورتي كه در بودجه برنامه اي ، اعتبارات هر يك از برنامه ها و فعاليتها و طرحهاي سازمان دولتي در قالب فصول و مواد هزينه پيش بيني مي گردد .

لازم به توضيح است كه در بودجه برنامه اي برخي از كشورها ، فقط برنامه ها به فصول و مواد هزينه تقسيم مي شوند ، در حالي كه در برخي ديگر از كشورها فعاليتها و طرحها نيز به صورت فصول و مواد هزينه پيش بيني مي گردند . آنچه مسلم است آن است كه در نظام حسابداري دولتي كشورهايي كه از روش بودجه ريزي برنامه اي استفاده مي نمايند ، طبقه بنديهاي بودجه اي مذكور عيناً بايد در حسابهاي دولتي منعكس گردند . بنابراين هزنيه هاي هر وزارتخانه يا موسسه دولتي نيز بايد اولاً به تفكيك برنامه ها و فعاليتها و طرحهاي مورد اجرا در آن سازمان و ثانياً در داخل طبقه بنديهاي مذكور ، به تفكيك فصول و مواد هزينه نشان داده شوند .

بودجه برنامه اي ، همان طور كه از نام آن پيداست ، عمليات سازمان را به شكل برنامه كار تنظيم و در دسترس مي گذارد . اين نوع بودجه را اولين بار در سال 1949 كميسيون هوور عنوان كرد كه از طرف ترومن رئيس جمهور امريكا مامور بررسيهاي لازم جهت اصلاح مديريت در سازمانهاي دولتي شده بود .

مساله اساسي در تنظيم بودجه برنامه اي توجه به عملياتي است كه بايد اجرا گردد ، البته در بودجه برنامه اي وجود مواد هزنيه انكار نمي شود ؛ زيرا به هر ترتيب بايد دولت بداند چقدر براي هزينه هاي پرسنلي خرج مي كند ، چه مقدار لوازم و ماشين آلات مي خرد و امثال آن .

در روش بودجه برنامه اي مواد هزينه در داخل برنامه و يا فعاليت تهيه و تنظيم مي شود ( نه براي وزارتخانه به نحوي كه در بودجه متداول معمول است ) . به عنوان مثال فرض كنيد بودجه وزارت آموزش و پرورش در قالب مواد هزنيه آورده شود ، مثلاً بيان شود حقوق و دستمزد 100 ميليون ريال ، اجاره 40 ميليون ريال و هزينه هاي اداري 20 ميليون ريال ( جمع 400 ميليون ريال ) ؛ آنچه مسلم است اين رقم كل و حتي رقم تفكيكي مواد هزنيه نشان دهنده وظيفه و كار و برنامه هاي وزارت آموزش و پرورش نيست .

در بودجه برنامه اي به عنوان مثال ، اول آموزش و پرورش در نظر گرفته مي شود و سپس اين وظايف به نحوي طبقه بندي مي گردد كه به صورت برنا مه هاي مشخصي درآيد ؛ مثلاً گفته مي شود برنامه آموزش ابتدايي ، برنامه آموزش متوسطه حرفه اي و غيره . با اين طبقه بندي اولين قدم جهت بودجه برنامه اي برداشته مي شود . در مرحله بعد اعتبار مورد نياز هر برنامه جداگانه بر اساس مواد هزينه تهيه و تنظيم مي شود و بدين ترتيب ضمن اينكه هدف از اجراي هر برنامه مشخص و روشن مي شود مخارج لازم نيز جهت اجراي آنها برآورد و در بودجه منظور مي گردد . البته با توجه به اينكه وظايف دولتها در كشورهاي مختلف با هم اختلاف دارند ، انتخاب برنامه يا فعاليت جنبه قرار دادي دارد . به همين دليل ممكن است مثلاً آموزش در كشوري يك برنامه تلقي شود و در كشور ديگر فعاليتي معين كه جزئي از يك برنامه است . آنچه اهميت دارد اين است كه برآورد هزنيه از كوچكترين واحد تقسيم بندي شروع مي شود و مانند طبقه بندي عملياتي به شكل هرم است ؛ يعني مجموع هزينه هاي چند فعاليت هزينه يك برنامه ، مجموع هزينه هاي چند برنامه هزينه يك فصل و بالاخره مجموع هزينه هاي چند فصل هزينه امور را تشكيل مي دهد .

نظام بودجه برنامه اي علاوه بر اينكه وسيله شناخت ماهيت وظايف و عمليات را فراهم مي آورد ، امر تصميم گيري چه در مورد انتخاب برنامه ها و چه در باب اجرا و كنترل آنها را آسان مي سازد ؛ زيرا در بودجه متداول هنگام رسيدگي به بودجه ، ضوابطي جهت قضوات واقعي درباره آن وجود ندارد ، مثلاً اگر وزارت بهداري براي سال آينده درخواست صد واحد پول كند توجيه آن به صورت مواد هزينه حقيقي را نشان نمي دهد و برا ي كاهش يا افزايش آن دليلي وجود ندارد ؛ در حالي كه در بودجه برنامه اي به آساني مي توان ارتباط هزينه ها با عمليات را سنجيد و چنانچه سياست عمومي دولت ايجاب كند اعتبار نيز براي آن در نظر گرفت و در غير اينصورت قسمتي از عمليات وزارت بهداري را حذف و از منظور نمودن اعتبار نيز صرفنظر كرد .

فايده ديگر نظام بودجه برنامه اي سهولت كنترل عمليات و بهبود مديريت در اين نظام است . مزيت ديگر آن عبارت است از تصميم گيري در مورد نوع عمليات و احياناً جلوگيري از دوباره كاريهايي كه از انجام وظايف مشابه در چند سازمان دولتي ناشي مي شود . در شرايط ايدئال بايد تشكيلات و سازمان دستگاههاي اجرايي با عناوين برنامه ها برابر باشد و در اين صورت در داخل هر وزارتخانه مدير برنامه تعيين و مسئوليت اجرايي بودجه برنامه اي مربوط به او واگذار خواهد شد .

البته در تمام وارد تشكيلات داخلي سازمانهاي دولتي الزاماً بر حسب برنامه نبود ، به عواملي از قبيل ارباب رجوع و مناطق جغرافيايي بستگي دارد . مثلاً اداره كل كشاورزي در يك استان تمام برنامه هاي كشاورزي را انجام مي دهد . حال اين سوال پيش مي آيد كه آيا مدير كل كشاورزي مجري تمام برنامه در منطقه است يا اينكه عمليات هر برنامه توسط مدير همان برنامه در مركز بايد هدايت شود ؟

به هر مساله اي كه از نظر بودجه اي وجود دارد اين است كه اگر مثلاً از تراكتورهاي اداره كشاورزي در چندين برنامه استفاده شود جزء هزينه كدام برنامه به حساب مي آيد . در اينگونه موراد كارشناسان بودجه با ضوابطي كه در اختيار دارند مي توانند تفكيك قابل ملاحظه اي از منابع را به ترتيب غالب بودن در يك برنامه ارائه نمايند .


بودجه عملياتي

بودجه عملياتي يا بودجه بر حسب عمليات بر اساس وظايف ، عمليات و پروژه هايي كه سازمانهاي دولتي تصدي اجراي آنها را به عهده دارند تنظيم مي شود . در تنظيم اين نوع بودجه به جاي توجه به كالاها و خدماتي كه دولت خريداري مي كند و يا به عبارتي به جاي توجه به وسايل اجراي فعاليتها ، خود فعاليت و مخارج كارهايي كه بايد انجام شود ، مورد توجه قرار مي گيرد .

در بوجه عملياتي علاوه بر تفكيك اعتبارات به وظايف ، برنامه ها ، فعاليتها و طرحها حجم عمليات و هزينه هاي اجراي عمليات دولت و دستگاههاي دولتي طبق روشهاي عملي اي مانند حسابداري قيمت تمام شده محاسبه و اندازه گيري مي شوند . ارقام پيش بيني شده در بودجه عملياتي بايد مستند به تجزيه و تحليل تفصيلي برنامه ها و عمليات و نيز قيمت تمام شده آنها باشد . براي مثال در بودجه عملياتي مشخص شود كه قيمت تما شده يك تخت بيمارستان چقدر بايد باشد و يك بيمارستان صد تختخوابي چقدر هزينه و زمان نياز دارد .

مقايسه بودجه برنامه اي و بودجه عملياتي

بين بودجه برنامه اي و بودجه عملياتي نمي توان خط روشني رسم كرد ؛ زيرا در واقع بودجه عملياتي مرحله پيشرفته تري از بودجه برنامه است . برخي نويسندگان حتي اين دو اصطلاح را به طور مترادف به كار مي برند ؛ اما در حقيقت ، اين دو عنوان كاملاً مترادف نيستند . براي توضيح تفاوت موجود بين اين دو بايد طبقات سلسله مراتب سازمان دولتي مورد توجه قرار گيرد .

بودجه برنامه اي بيشتر مربوط به طبقات بالاي سلسله مراتب سازماني است :

در كالي كه در بودجه عملياتي حدود فعاليت و عمليات طبقات پايينتر نيز بررسي و پيش بيني مي شود . هر برنامه دولتي شامل تعداد زيادي عمليات و اقدامات سازمانهاي عمومي است . در هر برنامه دولتي نظر قانونگذار به برنامه ها و در بودجه عملياتي به عمليات واحدهاي سازماني معطوف است .در يك موسسه دولتي هر واحد سازماني اي كه در طبقات بالاتر سلسله مراتب سازماني قرار دارد ممكن است خدماتي انجام دهد كه به چندين برنامه مربوط باشد ولي واحدهايي كه در طبقات پايين تر قرار دارند غالبا فعاليتهايي را انجام مي دهند كه منحصراً به يك برنامه مربوط است . در تنظيم بودجه برنامه اي ممكن است بدون محاسبه دقيق مخارج هر واحد از فعاليت دولتي هزينه ها را فقط بر اساس سياست كلي مالي دولت پيش بيني كرد : در صورتي كه شرط اساسي براي تهيه بودجه عملياتي اين است كه حجم و مقدار فعاليت سازمانهاي دولتي تعيين هزينه هر واحد از فعاليتها محاسبه شود . به طور كلي مي توان گفت كه بودجه برنامه اي فقط براي راهنمايي مديران سازمانها ي دولتي تعيين و هزينه هر واحد از فعاليتها محاسبه شود .

به طور كلي مي توان گفت كه بودجه برنامه اي فقط براي راهنمايي مديران سازمانهاي دولتي در اداره امور عمومي و اخذ تصميم مفيد واقع مي شود : در حالي كه بودجه عملياتي علاوه بر راهنمايي ، عملكرد كليه واحد هاي سازماني و كاركنان موسسات و ادارات دولتي را نيز كنترل مي كند .

همان گونه كه قبلًا بيان شد , اولين هدف بودجه برنامه اي تقسيم بندي و ظايف و عمليات دولت در قالب برنامه ها و فعاليتها ي مشخص است .

در بودجه برنامه اي مواد هزينه در قالب برنامه و فعاليت تهيه مي شود . اگر اين نقطه را پايان بودجه برنامه اي بدانيم وظيفه بودجه عملياتي از اين نقطه به بعد آغاز مي شود . عبارت ديگر بودجه برنامه اي و عملياتي تا اينجا با هم مرز مشترك دارند و در حقيقت بودجه عملياتي بدون بودجه برنامه اي مفهومي ندارد .

فرق اساسي بودجه عملياتي و بودجه برنامه اي در اندازه گيري حجم عمليات و چگونگي محاسبه هزينه است . در بودجه برنامه اي عمليات دستگاه بر حسب برنامه ها و فعاليتهاي تابعه طبقه بندي و هزينه هر فعاليت نيز به تفكيك فصول و مواد هزينه محاسبه مي شود : در حالي كه در بودجه عملياتي حجم عمليات طبق موازين فني دقيقاً اندازه گيري و هزينه عمليات طبق فنون و روشهاي مختلف مانند حسابداري قيمت تمام شده يا اندازه گيري كار محاسبه مي شود .

اختلاف بين بودجه برنامه اي و عملياتي را مي توان چنين عنوان نمود كه در بودجه برنامه اي هزينه هاي داخل برنامه و فعاليتها براساس مواد هزينه بر آورد مي شود و لي در بودجه عملياتي فنون ياد شده  در فوق جاي مواد هزينه را مي گيرد .

در بودجه عملياتي حدود فعاليت بودجه محدود تر مي شود ولي در عوض حجم عمليات به طريقي علمي محاسبه مي گردد . در حقيقت در بودجه عملياتي اجراي هدف از نظر تقسيم مخارج بر حسب قيمت تمام شده واحد صورت مي گيرد و براي هر هدف ، واحد كاري بخصوصي به منظور معيار برآورد انتخاب مي شود . بدين معني كه براي محاسبه هزينه بر اساس هدف ، از روش حسابداري قيمت تمام شده يا از روش اندازه گيري حجم كار استفاده مي شود : لذا مخارج اجراي هر برنامه مشخص مي گردد .

هدفهاي مختلف چه از نظر اقتصادي و مالي و چه از نظر اداري ، اجتماعي و نظامي برنامه هاي مختلف و جمع اين برنامه ها كه نماينده فعاليتهاي مختلف دولت است بودجه كل را تشكيل مي دهد .

مزاياي اندازه گيري كار .

روش اندازه گيري كار در امر بودجه بندي دو مزيت دارد :

1-ارقام پيش بيني شده به علت تجزيه و تحليل قبلي به حقيقت نزديكتر خواهد بود .

2-استفاده از اين روش موجب نوعي به كنترل خودكار در اجراي برنامه ها . فعاليتها مي شود .البته واژه اندازه گيري كار كه در مديريت علمي به كار مي رود با واژه اندازه گيري حجم عمليات متفاوت است ، هر چند مي توان با به دست آوردن نسبتهايي بين كار و ماشين آلات ،كار و هزينه هاي اداري ، كار و استهلاك كالاهاي سرمايه اي نسبتي در كل بين حجم عمليات و كار به دست آورد و به قيمت تمام شده رسيد . واحد انجام عمليات نماينده واقعي كوشش به كار رفته است كه در محاسبات اندازه گيري كار از آن استفاده مي شود .

در بودجه عملياتي بايد به هر ترتيب از هزينه هر واحد كار استفاده شود . در اينگونه موارد مي توان از نرمها و استانداردها به عنوان واحد هزينه استفاده نمود.

نرم (هنجار ) و استاندار براي بر آورد هزينه واحد مورد استفاده قرار مي گيرد . نرم عبارت است از نتيجه آماري تجربيات گذشته . به عنوان مثال اگر براي بررسي هر پرونده در اداره ثبت ، خدمت چهار نفر با خصوصيات مشخص و تحصيلات و تجربه معين لازم باشد نرم مربوط به دست آمده است كه البته دقت اندازه گيري روشهاي علمي را ندارد . استاندارد و معيارها نيز طبق فنون و روشهاي مديريت صنعتي به دست مي آيند . بر اساس استانداردها زمان لازم براي تكميل يك واحد كار محاسبه مي شود . استاندارد بمراتب مطمئن تر از نرم و حتي اندازه گيري كار است و در فعاليتهاي صنعتي وسيله مطمئني است .


روشهاي برآورد هزينه در بودجه عملياتي .

در نظام بودجه عملياتي مواد هزينه تنها وسيله برآورد نيست و استفاده از روشهاي آمار ، جايگزين مواد هزينه مي شود . هر چند كه بمنظور كمنرل مالي باز هم به مواد هزينه نياز خواهد بود و هزينه در قالب آن تهيه و به مجلس ارائه مي گردد ، ولي از نظر فني روشهاي مناسبتر و دقيقتري از مواد هزينه كه به بهبود مديريت كمك نمود ، با به حد اقل رساندن هزينه هاي دولتي ، حد اكثر بازده را تضمين مي كنند جانشين مواد هزينه مي گردند .

در روش بودجه عملياتي بايد عمليات داخل برنامه و فعاليتها به نوعي مشخص باشد كه به آساني بتوان واحدي براي سنجش عمليات داخل فعاليت به دست آورد و سپس با استفاده از فنون مذكور هزينه واحد مورد بحث را محاسبه كرده ، ميزان واحدها را در سال بودجه پيش بيني و بدين ترتيب بودجه فعاليت خاصي را برآورد نمود . در اين نوع بودجه اجراي عمليات دقيقاً مقارن با هزينه هاي عمليات است و بدين ترتيب كنترل مالي و عملياتي كاملاً در هم ادغام مي شود . بزرگترين مزيت بودجه عملياتي اين است كه مديران اجرايي را در مقابل كا ر خود مسئوول قرار مي دهد . براي روشن شدن روش بودجه عملياتي به شرح مراحل مختلف آن مي پردازيم :

الف) طبقه بندي عملياتي . در بودجه عملياتي بايد واحد مشخصي انتخاب شو كه گوياي عمليات طبقه بندي شده باشد . بدين منظور بايد يك واحد اندازه گيري مناسب را كه داراي خصوصيات زير باشد در نظر بگيريم :

1.قابل شمارش باشد ؛

2.به مرور زمان ثبات خود را از دست ندهد ؛

3.مصطلح و رايج باشد ؛

4.كوشش واقعي كار انجام شده را نشان دهد ؛

سه عامل اول قابل حصول است ، ولي يافتن واحد مشخص در خدمات دولتي كه گوياي تمام عمليات انجام شده باشد دشوار است ، زيرا نرم و استاندارد مشخصي براي بررسي اينكه تمام سعي براي تحقق اين واحد انجام شده وجود ندارد و بايد به طريق ديگري متوسل شد .

واحد اندازه گيري كار . در نظام بودجه عملياتي در مواردي بايد از اندازه گيري كار استفاده نمود . اندازه گيري كار عبارت است از برقراري يك رابطه صحيح و منطقي ميان حجم كار انجام شده با نيروي انساني و يا ماشين به كار گرفته شده در تكميل آن مقدار كار .

اندازه گيري كار يكي از مباني مديريت علمي و وسيله اي جهت كنترل زمان از طريق سنجش آن با كار انجام شده است . اهميت بهره برداري از زمان ، از نقطه نظر بودجه هنگامي آشكار مي شود كه در نظر گرفته شود مقدار كاري كه در مقابل حقوق كاركنان انجام شده است چه تناسبي با خدمات واقعي آنان دارد و برآورد اينكه كه مقدار از اين نيرو بدون استفاده مانده است . در عمل ، براي سنجش ميزان كار واقعي نياز به (( واحد اندازه گيري  كار )) داريم ؛ مثل تعداد افراد معالجه شده ، تيرهاي چراغ نصب شده ، نامه هاي تعيين شده ، پرونده هاي رسيدگي شده و غيره .

پس از انتخاب واحد هاي اندازه گيري كار بايد حجم كار واقعي واحدهاي انتخاب شده را تعيين نمود . به عنوان مثال معين نمود كه براي نصب يك تير چراغ چند دقيقه خدمت كارگر يا براي مداواي يك بيمار سرپايي چند دقيقه خدمت پزشك پرستار لازم است . البته يافتن معيارهايي براي سنجش اينكه از نيروي انساني استفاده كاملي شده است يا نه در كارهاي اداري و دفتري و تحقيقاتي مشكل تر از كارهاي صنعتي و ماشيني است . به منظور اندازه گيري كار و تعيين ارتباط حقيقي كار با نيروي مصرف شده از روشها و فنوني مانند نمونه گيري از كار ، مطالعات زماني برآورد فني ،استانداردهاي زماني و استانداردهاي آماري استفاده مي شود .

ب) برآورد هزينه عملياتي

در بودجه عملياتي براي تعيين واحد عملياتي اعم از اينكه اندازه گيري كار نرم و استاندارد استفاده شود بايد هزينه واحد عمليات محاسبه شود براي برآورد اين هزينه از دو طريق مي توان استفاده كرد :

1.قيمت تمام شده .

2.هزينه عوامل تشكيل دهنده كار .

1-قيمت تمام شده . استفاده از اين روش مخصوص موسسات تجاري دولتي است زيرا در موسسات و ادارات خدماتي تعيين قيمت تمام شده واحد خدمت مشكل تر است و استهلاك در اين موسسات محاسبه نمي شود لذا اين روش كمتر در بودجه برنامه اي و يا عملياتي دولت مورد نظر قرار مي گيرد .

2-هزينه عوامل تشكيل دهنده كار . در اين روش پس از اينكه از طريق اندازه گيري كار ، شاخص و استاندارد اطمينان حاصل شد كه از كليه عوامل حد اكثر استفاده به عمل مي آيد هزنيه هاي تشكيل دهنده يك واحد عملياتي را به هر طريق كه آسان و مقدور باشد محاسبه مي كنند و پس از آن محاسبه بودجه اي تقريباً پايان يافته است .

نظام بودجه بندي طرح و برنامه

روشي كه اخيراً براي تكميل بودجه برنامه اي در بسياري از كشور ها معمول شده است نظام بودجه نويسي طرح و برنامه ( PPBS ) است اين اصطلاح را در سال 1960 وزارت دفاع آمريكا مورد استفاده قرار داد و بعداً با شرايط متفاوتي به ديگر دستگاههاي دولت تسري يافت . نظام بودجه بندي طرح و برنامه تلاشي است براي تركيب و تلفيق بودجه بندي با برنامه هاي كلي به عنوان يك مجموعه واحد كه نشان دهنده خطوط اصلي و خط مشي هاي كلي سازمان و دولت است اجزاي بودجه بندي طرح و برنامه عوامل جديد نيستند زيرا طرح ريزي برنامه و بودجه بندي هر يك سابقه اي ديرينه دارد ، آنچه جديد است تركيب اين عوامل در يك ساخت كلي به نام بودجه بندي طرح و برنامه است در بودجه بندي طرح و برنامه ما با يك طرح كلي و يك سري برنامه و تعداد بسياري پروژه روبه رو هستيم . مثلاً افزايش توليد به عنوان طرح كلي مي تواند شامل برنامه هاي مختلف مانند توسعه صنعت ، توسعه كشاروزي و هر يك از اين برنامه ها نيز حاوي پروژه هايي اجرايي متعددي باشند به كمك روش بودجه بندي طرح و برنامه در يك قالب كلي طرحها ، برنامه ها و پروژه ها مورد بررسي و ارزيابي قرار مي گيرد و با نگرشي سيستمي به بودجه بندي اقدام مي شود .امكان مقايسه پروژه ها و برنامه ها با هم و انتخاب اثر بخش ترين آنها در نيل به اهداف كلي يكي از مهمترين ويژگيهاي نظام بودجه بندي طرح و برنامه است .

در اين نظام كه براي نهادينه كردن تجزيه و تحليل در شاخه هاي اجرايي فرآيند تصميم گيري به وجود آورد – طرحهاي بلند مدت دولت با برنامه ريزي فعاليت هاي خاص يك ساله و بودجه مربوط جمع مي شود و بودجه برنامه اي يك ساله در چهار چوب طرحهاي بلند مدت و با ديد وسيع تري مورد ارزيابي قرار مي گيرد .

نظام بودجه ريزي طرح و برنامه پوششي در جهت نهادينه كردن تجزيه و تحليل در فرآيند بودجه بندي دولتي است از اين رو اين نظام به معناي تجزيه و تحليل و يا شكلي از آن نيست . اين نظام ، كاربرد تجزيه و تحليل مطلوبيت نهايي ، مطالعه هزينه – فايده ، تجزيه و تحليل سودمندي هزينه ، تجزيه و تحليل حساسيت ، ماتريس نتيجه نهايي ، ارزش فعلي و ديگر فنون را مورد تاكيد قرار مي دهند با استفاده از ساز و كارهاي متعدد ، نظام بودجه ريزي طرح و برنامه به عمل در مي آيد . تجزيه و تحليل ها به خصوص در ابتداي مرحله گردش بودجه مورد تاكيد قرار مي گيرد طبقه بندي برنامه هاي دولت كه ( ساختار برنامه ) ناميده مي شوند ، براي تسهيل مقايسه تحليلي مورد نيازاند . با استفاده از نظام ( PPBS ) مي توان برنامه ريزي ، طرح ريزي ، بودجه نويسي ، اطلاعات مديريت ، كنترل مديريت و ارزشيابي برنامه اي را به هم مرتبط ساخت و در عين حال نسبت به تجزيه و تحليل نظام مند هر يك از عناصر تأكيد كرد در اين نظام بيش از آنكه بودجه ريزي داده ها مطرح باشد ، بودجه ريزي ستاده ها مطرح است . محور اصلي بحث دراين نظام عبارت است از هدف ها و نتايج نهايي و امكان نيل به اين هدف ها از طريق عمليات مختلف و مقايسه اين عمليات و انتخاب بهترين و ارزانترين و سريع ترين و مناسب ترين آنها . نكته مهم اين است كه اين مجموعه را بايد يك نظام تلقي نمود نه روش و فن خاص . نظامي كه شامل مباني تصميم گيري مناسب و معقول در مرحله سايست سازي و اعلام خط مشي طراحي برنامه هاي اجرايي و تخصيص منابع محدود ميان نيازهاي نامحدود بوده ، برقراري ارتباط مداوم بين اين عوامل را ميسر مي سازد .به اين ترتيب هر يك از اجزاي نظام از لحاظ نيل به هدف هاي تعيين شده در ارتباط با جزء ديگر نقشي دارد . استفاده از منابع دولتي براي نيل به هدف هاي عمومي همچنين امكان تعيين هدف ها ، تشخيص اولويت ها ، برنامه هاي لازم براي اجراي هدف ها  انتخاب مطلوبترين روش و بالاخره اندازه گيري روش از مزاياي اين روش محسوب مي شوند . در اين نظام هر سال كه قسمتي از طرح بلند مدت اجرا مي شود امكانات و موانع پيش بيني شده روشن تر مي گردد و در صورت نياز ، تجديد نظر در طرحهاي بلند مدت و اصلاحات و تعديل هاي لازم به عمل مي آيد

بودجه بندي برمبناي صفر

به طور معمول در فرآيند تهيه بودجه ، هزينه سال پيش كه به مصرف رسيده يك نقطه آغاز به حساب مي آيد كار افرادي كه بودجه جديد را مي نويسند و يا تهيه مي كنند اين است كه چه اقلامي از بودجه را بايد حذف كرد و چه فعاليت هايي بر همان اساس چه اقلامي را بايد اضافه نمود . اين كار باعث مي شود مديريت براي ادامه يا توقف نوع خاصي از كار تعصب ويژه اي به خرج دهد ( به ويژه زماني كه به سبب تغييرات محيطي يا تغييري كه در هدف هاي سازمان رخ داده مساله مفيد بودن آن قلم فعاليت ، ديگر مطرح نيست ) در بودجه بندي برمبناي صفر ، كه نقطه مقابل بودجه افزايشي است ، تعديل بودجه بر تفاوت بين سال جاري و سال بودجه اي متمركز است لذا اطلاعات گذشته در مورد هزينه ها و كارهاي انجام گرفته براي بررسي ميزان تغيير برنامه در سال آينده به كارگرفته مي شود . بودجه بندي بر مبناي صفر سعي دارد كه اين نقيصه را بر طرف كند ZBB تعديل مجدد هر فعاليت از مبناي صفر است و براي هر فعاليت و يا برنامه بايد توجيهي وجود داشته باشد كه آيا لازم است يا نه ؟ در بودجه بر مبناي صفر هزينه ها به جاي اينكه بر مبناي سطح جاري محاسبه شوند از صفر شروع مي شود . با چنين بودجه اي براي هر ريالي كه مصرف مي شود بايد توجيه منطقي وجود داشته باشد . در بودجه بندي بر مبناي صفر ، تحليل گر بودجه طبعاً اطلاعاتي راجع به سطوح هزينه هاي گذشته و كارهاي انجام شده درخواست خواهد نمود اما اين داده ها مبناي كار او نخواهد بود و آنها را در اين مورد ناديده خواهد گرفت . پيتر فير نويسنده كتاب بودجه بندي بر مبناي صفر و صاحب مقاله اي جالب در اين زمينه در سال 1973 در مجله هاروارد بيزينس ري و يو ، بودجه بندي بر مبناي صفر را چنين توصف كرده است « يك برنامه عملياتي و فرآيند بودجه اي است كه هر مدير را ملزم مي كند كه به نحوي كامل ، مشروح و مستدل درخواست بودجه خود را از پايه صفر ( زيرا مبنا صفر است ) توجيه نمايد و مسئول اثبات اين امر باشد كه چرا بايد هر مبلغ را به مصرف برساند ؟ »

بودجه بندي بر مبناي صفر در مقايسه با بودجه سنتي داراي مزايايي به شرح ذيل است :

الف. اين بودجه درباره اينكه آيا فعاليت ها بايد ادامه يابند و يا متوقف شوند ، توجيه بيشتري دارد .

ب. اشتراك مساعي تمام كساني را كه با بودجه ارتباط دارند مجاز مي داند .

ج. از آنجا كه هر يك از شقوق مختلف به طور كمي محاسبه مي شوند ، معيارهاي لازم براي مقايسه وجود دارند ؛ در نتيجه ، ارزيابي آنها روشن و خالي از ابهام است .

د. فعاليت هايي كه اولويت پايين دارند با اطمينان خاطر حذف مي شوند .

بودجه بندي بر مبناي صفر شامل تهيه پيشنهادهاي بودجه اي و سطوح جايگزين مصارف است كه « بسته هاي تصميم گيري » طبقه بندي شده اند . بسته هاي تصميم گيري واحدهاي كامل براي انتخاب بودجه شامل اطلاعاتي راجع به داده ها و ستاده ها ( يعني منابع مورد نياز براي اجراي برنامه و محصولات آن برنامه ) و نيز سطح مورد انتظار عملكرد براي هر يك از سطوح تعيين شده مصارف اند . اين بسته ها را مديران مسئول پايين ترين سطوح سازماني كه قادر به تدوين درخواست بودجه اند تهيه مي كنند . و بدين ترتيب تصميم ها جايگزين كه امكان تجزيه و تحليل مطلوبيت نهايي و مقايسه را فراهم مي كنند تهيه و درجه بندي مي شوند . مديران عالي و مديران برنامه سپس اين « بسته هاي تصميم گيري » را بر اساس اولويت درجه بندي مي كنند ؛ به طوري كه سطوح پايين شامل دريافت بودجه نمي شوند . البته شايان ذكر است كه اگر چه بودجه بندي بر مبناي صفر باعث تعيين اوليوت هاي بودجه اي به شيوه بهتر مي گردد و كارآيي سازمان را بالا مي برد باعث مي وشد مقدار بيشتري كارهاي دفتري انجام گيرد و احتمالاً روحيه افراد و مديراني كه ملزم مي شوند براي اقلام هزنيه هاي پيشنهادي دلايل موجهي ارائه نمايند تضعيف گردد ( در نتيجه موجوديت برخي از اقلام هزنيه ها به زير سوال خواهد رفت ) به همين دليل است كه در زمان كنوني نسبت به سالهاي پيشين از بودجه بندي بر مبناي صفر كمتر استفاده مي شود .

در مجموع ، مزيتهايي براي بودجه ريز بر مبناي صفر وجود دارد . در برنامه هايي كه رسالتهاي عملياتي ويژه اي دارند ؟، مانند بزرگراهها ، تفريحگاهها و امور هنري اين روش مي تواند براي تحليلگران برنامه و تصميم گيرندگان كارساز باشد . اين رويكرد كانون توجه را از افزودن به بودجه جاري به سمت حداقل ساختن حمايت عملياتي تغيير مي دهد . اين روش در آموزش ماهيت برنامه هاي دولت به مديران سطوح بالاي اجرايي و كارمندان موفق بوده است و مي تواند منابع بودجه و برنامه را به سوي فعاليتهاي با بهره وري بيشتر هدايت كند .

بودجه ربزي بر مبناي هدف

اين رويكرد ، كه نظام بودجه ريزي طرح و برنامه و مباني آن را رد مي كند ، در بعضي كشورها تحت عنوان (( بودجه ريزي پاكتي )) ناميده مي شود . بودجه ريزي بر مبناي هدف ، بودجه ريزي با فرآيند جيره بندي از بالا به پايين است كه در آن تعيين اولويتها و محدوديتها در بالا اساس انتخاب راهكارها در پايين است . اين نوع بودجه بندي نه بر عقلايي بودن اقتصادي كه بر عقلايي بودن سياسي تكيه مي كند :

1.      اجازه در مورد تعيين سقفها ، اولويتها و سطوح مصارف پاكتي براي هر وزير ؛

2.       تفويض اختيار جهت تامين اعتبار پيشنهادهاي جديد از منابع پاكتي تعيين شده ؛

3.       اجازه براي تامين اعتبار اضافي براي پيشنهادهاي جديد از طريق حذف محدوديتهاي سياسي .

در اين نوع بودجه ريزي از واحد هاي عمده دولت خواسته مي شود تا بودجه خود را در محدوده اهداف يا سقفهاي پاكتي تسليم نمايند و ملاحظه كاريهاي سياسي مورد ملاحظه قرار مي گيرند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 22:20  توسط رامین  | 

اثرات مصرف کود حیوانی بر افزایش میزان پروتئین دانه گندم



اثرات مصرف کود حیوانی بر افزایش میزان پروتئین دانه گندم





گندم عضو تیره غلات از مهمترین گیاهانی است که حدود17درصد از زمینهای زراعی زیر کشت در جهان را بخود اختصاص داده است واز طرفی گندم غذای اصلی بیش از35درصد از مردم فقیر جهان به دلیل داشتن بیشترین انرژی وپروتئین در مقایسه با سایر گیاهان میباشد.بطوریکه برای تولید عملکردهای بالا همراه با کیفیت مطلوب گندم عرضه مواد غذایی کافی به خاک کاملا ضروری میباشد.همچنین ارقام پیشرفته امروزی در مقایسه با ارقام سنتی جهت تولید بیشتر همراه با کیفیت بالا احتیاج به مواد غذایی بیشتری دارند.بطوریکه عملکرد این ارقام زمانیکه مواد غذایی کافی در اختیار نداشته باشند همانند ارقام معمولی میباشند.


کیفیت مربوط به پخت آردگندم بستگی به محتوی پروتئین دانه آن دارد.گندم با محتوی درصد پروتئین کم بطور عمده مورد استفاده برای غذای دام میباشد.

یکی از عواملی که تاثیر بسزایی در میزان پروتئین دانه را دارد،ازت میباشد.با عرضه ناکافی ازت به خاک هم عملکردوهم کیفیت مطلوب گندم کاهش می یابد.

گلوتن عبارت از یک گروه از پروتئین های اختصاصی برای گندم میباشد که مقداروکیفیت آن دارای اهمیت خاص در تعیین کیفیت پخت گندم را دارد.در رابطه با بررسی اثرات کودهای آلی و نیز کودهای دارای عناصر غذایی پر مصرف وکم مصرف بر عملکرد وکیفیت محصولات واقع در یک دوره ی تناوب که شامل کشت(گندم،آفتابگردان روغنی، چغندرقندوگندم)آزمایشی از سال 1375 به مدت5سال با 14 تیمارو3تکرار به مورد اجراءگذاشته شد.

تیمارها عبارتند از:

 


توصیه شده(اوره+فسفات NP-شاهد2-1

توصیه شده(نیترات NPآمونیوم) 3-

توصیهNPKآمونیوم+فسفات آمونیوم) 4-

شده(اوره+فسفات آمونیوم+سولفات پتاسیم)

توصیه شده(اوره+فسفات آمونیوم +NPK 5-

توصیه شده NPKZnکلرید پتاسیم)6-

توصیه شده+5NPK توصیه شده8-NPKSZn -7

توصیه شده+5 تن NPK تن کود کمپوست 9-

توصیه شده +5 تن کودNP کود حیوانی 10-

توصیه شده+5 تن کود NP کمپوست 11-

حیوانی 12- کود کمپوست(40 تن در هکتار)

13-کود حیوانی(40تن در هکتار)

توصیه شده. NPKFe 14-



میانگین نتایج حاصل از دو نوبت کشت گندم در سالهای 1375و1380 نشان میدهد اثر تیمارها سبب افزایش در میزان عملکرد وزن دانه،وزن هزار دانه،تعداد دانه در خوشه و وزن کاه ودرصد پروتئین دانه گندم گردید. ولیکن این افزایش تنها در مورد عملکرد وزن دانه،وزن کاه ودرصد پروتئین دانه گندم با احتمال5 درصدمعنی دار بوده است.حداکثر وزن دانه 266/2 تن در هکتاروپروتین گندم(80/22) درصدمربوط به تیمار مصرف40 تن کود حیوانی(ازنوع گاوی)بوده است که این تیماراز لحاظ آماری به تنهایی در گروه

قرار گرفته ودر مقایسه با تیمار شاهدA

(بدون مصرف کود)505/2 تن از لحاظ عملکرد دانه و95/8 درصد از نظر پروتئین دانه افزایش یافته است.


پروتئین دانه گندم تحت تأثیر ازت

تحتانی خاک

کمبود ازت یک فاکتور اصلی در کاهش کمی و کیفی محصول گندم به شمار می رود.هنگامی که ازت در لایه ی سطحی خاک به علت کمبود رطوبت غیر قابل استفاده باشد نیترات خاک تحتانی ممکن است منبع خوبی برای گیاهان باشد.شستشوی ازت معدنی شده(افزوده شده به سطح خاک)مهمترین عامل تشکیل نیترات در خاک تحتانی می باشد.شواهدی وجود داردکه در شرایط مزارع استرالیای جنوبی ازت نیتراتی به طور عمقی شسته شده ودر پروفیل خاک فرورفته ولی هنوز در ناحیه ی فعال ریشه است وممکن است بعدا توسط گیاه جذب شده ودر صد پروتئین را افزایش دهد.

اندازه گیریهای اولیه در مزرعه در دانشکده ویت در آدلاید استرالیا حاکی از کاهش ازت معدنی از افق سطحی خاک در طول دوران رشد گیاه بوده که قسمتی از آن مربوط به شستشوی ازت به لایه های عمقی است.در این تحقیق جذب ازت از خاک تحتانی بعد از گلدهی واثر آن روی درصد پروتئین مورد بررسی قرار گرفته است.

اهداف این مطالعه بررسی ازت معدنی خاک تحتانی وتحقیق درمورد قابلیت گندم در جذب

ازت از خاک تحتانی بعداز گلدهی در شرایط

مختلف افزایش ازت وآب است.برای تحقیق در مورد اهمیت ازت معدنی خاک تحتانی واثر آن روی درصد پروتئین دانه گندم وعوامل موثر در جذب ازت آزمایش گلخانه یی طراحی شد.بازیافت ازت از خاک تحتانی، موردمطالعه قرار گرفت.در این آزمایش قابلیت گیاه گندم در جذب ازت معدنی خاک تحتانی واثر آن بر روی پروتئین دانه بررسی گردید.گندم در گلدانهایی به قطر 11سانتی متروعمق105سانتی متر ودر خاک شنی وفقیر از ازت کاشته شد.در طول دوره رشد وزن خشک ریشه وشاخه،طول ریشه،تراکم نیترات،ازت کل ومحصول دانه ودرصدپروتئین اندازه گیری شد. دوهفته بعد از گلدهی 150میلی گرم ازت بصورت محلول نیترات پتاسیم به عمق 60سانتی متری اضافه شد و سرنوشت آن مطالعه شد.اضافه کردن ازت بعد از گلدهی بطور معنی دار رشد ریشه را در نواحی افزایش ازت در خاک تحتانی اضافه کردومحصول دانه،جذب ازت توسط ریشه ودرصد پروتئین افزایش یافت.بازیافت ازت افزوده شده توسط گیاه خیلی بالا بود (حدود72درصد).

مقدار ازت منتقل شده بعد از گلدهی از ریشه هاوساقه هادر گیاهان شاهد خیلی بالا بود(معادل81درصد ازتی که در دانه بود).نتایج این آزمایش نشان دادکه ازت معدنی خاک تحتانی در اواخر فصل جذب می شودوپروتئین دانه را افزایش می دهد.



بررسی اثرات مقادیر و منابع کود های شیمیایی

این آزمایش به منظور برسی تاثیر کودهای

شیمیایی حاوی عناصر پتاسیم،منیزیم وریز مغذیها بر عملکردو کیفیت محصول گندم آبی

درسال1379 در اراضی استان قزوین به مدت یک سال زراعی به مرحله اجرا در آمد.

تیمارهای کودی آزمایش به ترتیب شامل:

1=NP 2=NPK1 (K2SO4) 3=NPK2 (K2SO4)

4=NPK1(KC1) 5=NPK2 (KC1)

6=NPK1 (KC1)ریز مغذی ها+

7=NPK1 (K2SO4)ریز مغذی ها+

8=NPK2 (KC1)ریز مغذی ها+

9=NPK2 (K2SO4)ریز مغذی ها+

10=NPK2 (K2SO4)+MgSO4

11=NPK2(K2SO4)و تیمار کودی ریز مغذی

بود که در سه تکرار به صورت-+MgSO4

فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با مجموع33 تیمار به مرحله اجراء در آمد. در این طرح پتاسیم از دو منبع سولفات و کلرور در سه سطح:صفر،150 و300 کیلو گرم در هکتار و منیزیم از منبع سولفات در دو سطح صفرو200کیلو گرم

در هکتاراستفاده گردید.وکودهای ریزمغذی

بر اساس حدود بحرانی آنها شامل سولفات روی،سولفات منگنز،اسیدبوریک،سولفات آهن و سولفات مس بترتیب:40،40،30،150و20 کیلو گرم در هکتار استفاده شد.



نتایج حاصله از آزمایش نشان داد که کود های شیمیایی حاوی پتاسیم و منیزیم و ریز مغذی ها تاثیر معنی داری بر میزان (شاخصHISPعملکرد دانه ،وزن هزار دانه،

برداشت سنبله)،عملکرد کاه و کلش و در صد پروتئین داشتند.

همچنین،تیمار عناصر ریز مغذی همراه با پتاسیم،غلظت عناصر ریز مغذی را در دانه به طور معنی داری افزایش داد.



افزایش ارزش غذایی گندم



تغذیه صحیح و متعادل گیاه یکی از عوامل مهم در بهبود کمی و کیفی محصولات کشاورزی به شمار می آید.

کمبود آهن ،روی ؛مس و سایر عناصر ریز مغذی در گیاهان و محصولات زراعی گسترش جهانی دارد.کشت مداوم،مصرف همه ساله و بیش از نیاز کودهای فسفاته،فرسایش،آب شوئی و سایرشرایط حاکم برخاک های آهکی از جمله وجود مقادیر زیاد از کربنات قلیایی و عدم مصرف کود هایPHکلسیم

حاوی عناصر ریز مغذی و کودهای آلی،موجب کاهش ذخیره این عناصر در خاک گشته و در نتیجه باعث کاهش عملکرد شده است.

آهن،روی ومس برای رشدگیاهان عالی ضروری بوده و در فعالیت های مختلف بیوشیمیایی

سلول های گیاهی نقش غیر قابل انکاری دارند به طوری که هر عوامل ثانویه ای که موجب غیر قابل دسترس بودن این عناصر برای گیاه شود علائم ناشی از کمبود به صور مختلف از قبیل کاهش عملکرد و کاهش غلظت این عناصر دراندامهای مختلف نمایان می شود که درنهایت موجب تنزل ارزش غذائی

محصولات کشاورزی می گردد. به منظور بررسی

اثر مصرف آهن،مس و روی برمیزان پروتئین

و غلظت این عناصر در دانه ی گندم آبی،

(شاهد)NPKآزمایشی با پنج تیمار کودی 1-

NPK+Fe 2-

NPK+Fe+Zn+Cu 5-NPK+Cu 4-NPK+Zn3-

در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در 15 منطقه از اراضی زارعین

استان کردستان با دامنه ای از غلظت های کم تا زیاد آهن،روی و مس قابل جذب در خاک در سال زراعی76- 1375 بر روی گندم

رقم الموت به مرحله ی اجراء در آمد.

آهن روی و مس به ترتیب از منابع سکوسترن آهن 138،سولفات روی آبدار و سولفات مس آبدار به میزان 10،40 و 20 کیلوگرم در هکتار در زمان کاشت با تمامی کود های فسفره و پتاسه و نصف کود ازته در سطح کرتها پخش و به زیر خاک برده شد.

نصف بقیه ی کود اوره در بهار در مرحله به ساقه رفتن به صورت سرک مصرف شد.

بر اساس نتایج تجزیه و تحلیل آماری در تیمار های مختلف مشخص گردید که با مصرف سولفات روی میانگین پروتئین دانه از 10.6 درصد به 14 درصد افزایش یافت که در سطح آماری یک درصد معنی دار بود،امّا این افزایش برای سایر تیمارهای کودی معنی دار نشد.

در این تحقیق مقایسه ی میانگین غلظت آهن دانه در تیمار های مختلف نیز مشخص کرد که مصرف سکوسترن آهن،غلظت آهن دانه را 6/6میلی گرم در کیلوگرم نسبت به شاهد افزایش داده و لیکن از لحاظ آماری این افزایش معنی دار نبود.

با مصرف سولفات روی به تنهایی غلظت روی در دانه نسبت به شاهد به میزان5/6 میلی گرم در کیلو گرم افزایش داشت که در سطح یک در صد معنی دار بود ولیکن مصرف توام سولفات روی با سکوسترن آهن

و سولفات مس نسبت به مصرف به تنهایی سولفات روی به 5/4 میلی گرم در کیلو گرم تقلیل یا فته بود سکوسترن آهن تاثیر معنی داری بر افزایش غلظت آهن دانه نداشت در حالیکه مصرف توام آن با سولفات روی و سولفات مس غلظت مس دانه را به میزان 01/1 میلی گرم بر کیلو گرم نسبت به شاهد افزایش داد که در سطح پنج درصد معنی دار بود و لیکن مصرف سولفات مس به تنهایی بر غلظت مس دانه بی تاثیر بود.



اثر مصرف مواد آلی از منابع مختلف



آلودگی های زیست محیطی ناشی از مصرف بی رویه ی کود های شیمیایی در کشاورزی باعث گردیده که استفاده از کود های آلی در تولید دراز مدت محصولات کشاورزی و در سطحی قابل قبول،بعنوان راه حلی ممکن و مطلوب مورد توجه روز افزون قرار گیرد.

به منظور بررسی تاثیر مواد آلی از منابع مختلف بر رشد و عملکرد گندم آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در طی دو سال زراعی در مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان (طرق)بر روی خاکی با بافت لوم به مورد اجراگذاشته شد.منابع کودی مورداستفاده عبارت از کود گاوی،کود مرغی و کود کمپوست بود به نسبت های 0، 5/5 و10 تن در هکتار قبل از کشت به خاک اضافه گردید.

ابعاد کرتهای آزمایشی 10×6 متر و رقم گندم مورد استفاده ی مهدوی بود.

پس از برداشت محصول عملکرد دانه،کاه و وزن هزار دانه تعیین گردید.

نتایج به دست آمده حاکی از این است که مصرف 5 تن کود مرغی در هکتار در هر دو سال آزمایش بیشترین عملکرد کاه و دانه را داشته است. در سال دوم آزمایش وزن هزاردانه به دست آمده در کلیّه تیمارها

بالاتر از میانگین وزن هزار دانه گزارش شده برای رقم مهدوی است.

بیشترین وزن هزار دانه به مقدار 58 گرم مربوط به تیمار مصرف 5 تن کود گاوی در هکتار می باشد.



(CCC)اثر کلروکلین کلراید



اثر ماده ی تنظیم کننده رشد کلروکلین کلراید بر جوانه زنی بذر،طول گیاهچه،

وزن خشک هوایی و ریشه و میزان فتو سنتز

در گیاهچه گندم دیم،رقم سرداری مورد مطالعه قرار گرفت.برای این منظور ابتدا بذر های گندم به مدت 24 ساعت درمحلول2/0

و یا آب مقطر برای شاهد،CCCدرصد ماده

آغشته گردیدند.بذر ها پس از خشک شدن در معرض هوا،در گلدانهای پلاستیکی کشت و در شرایط اتاقک رشد قرار داده شدند.

نتایج بدست آمده نشان دادکه درصد جوانه

یکسانCCCو بدون CCCزنی بذر در تیمار با

نسبCCCبود،اما سرعت جوانه زنی در تیمار

به شاهد کاهش یافت. بعلاوه طول گیاهچه به طور معنی داری کمتر شدCCCدر اثر مصرف

که بعلّت ممانعت از سنتز اسید جیبر لیک می باشد.همچنین عرض برگ،وزن خشک بخش هوائی و ریشه،سبزینه برگ و تبادلات گازی در اثر افزایش یافت که نشانه فعالیت CCCمصرف بیشتر فتو سنتز در گیاهچه گندم تیمارشده

است.از نتایج بدست آمده در این CCCبا

پژوهش میتوان نتیجه گرفت که چنانچه بذر

CCCگندم رقم سرداری قبل ازکاشت به ماده

آغشته گردد،گیاهچه های محتملتری نسبت به کم آبی برای کشت دیم بوجود خواهد آمد.



بررسی بالانس (توازن)پتاسیم



تا کنون در مصرف کودهای پتاسیمی در مقابل کودهای ازته و فسفاته کم توجهی شده است و عامل این کم توجهی را غالبیت

رسهای ایلیت در خاکهای زراعی کشور می دانند و چنین تصور می نمایندکه درخاکهای

آهکی بارس ایلیت،پتاسیم مورد نیاز برای تولید کافی است.

نظر به اینکه این کودعامل مهمّی دربهبود کمی وکیفی محصول می باشد برای حفظ تعادل

بین عناصر غذایی و لزوم مصرف بهینه کود های شیمیایی این طرح به اجراء در آمد، به منظور بررسی توازن پتاسیم در خاکهای زیر کشت گندم و نیاز به کود پتاسه این محصول در استان خراسان تعداد20 مزرعه ی گندم در مناطق مختلف استان انتخاب و در دو مرحله از خاک قبل از کشت و بعد برداشت نمونه برداری مرکب انجام شد.

پتاسیم قابل جذب خاک بااستفاده ازعصاره

گیر استات آمونیم اندازه گیری وتغییرات پتاسیم قبل از کشت و بعد از برداشت مورد بررسی قرار گرفت.

خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاکها تحت مطالعه بوده و غلظت پتاسیم آبهای آبیاری اندازه گیری شد در ضمن برای اندازه گیری پتاسیم برداشتی به وسیله ی محصول نمونه برداری از قسمت های هوایی گندم انجام و پتاسیم کاه و دانه بعد از آسیاب کردن با استفاده از اسید کلریدریک دو نرمال اندازه گیری شد.

نتایج حاصله نشان داد که خاک های منطقه

آهکی بوده فسفرقابل جذب این خاکها زیاد

و مواد آلی کم بوده و پتاسیم آبیاری در حد پایین بوده است .

نتایج توازن پتاسیم حاکی از آن است که در اکثر موارد پتاسیم قابل جذب کاهش یافته،بدین ترتیب توازن در این مزارع منفی بوده و نیاز به کودهای پتاسیمی احساس می شود.



اثرات مصرف کود حیوانی بر افزایش میزان پروتئین دانه گندم





گندم عضو تیره غلات از مهمترین گیاهانی است که حدود17درصد از زمینهای زراعی زیر کشت در جهان را بخود اختصاص داده است واز طرفی گندم غذای اصلی بیش از35درصد از مردم فقیر جهان به دلیل داشتن بیشترین انرژی وپروتئین در مقایسه با سایر گیاهان میباشد.بطوریکه برای تولید عملکردهای بالا همراه با کیفیت مطلوب گندم عرضه مواد غذایی کافی به خاک کاملا ضروری میباشد.همچنین ارقام پیشرفته امروزی در مقایسه با ارقام سنتی جهت تولید بیشتر همراه با کیفیت بالا احتیاج به مواد غذایی بیشتری دارند.بطوریکه عملکرد این ارقام زمانیکه مواد غذایی کافی در اختیار نداشته باشند همانند ارقام معمولی میباشند.


کیفیت مربوط به پخت آردگندم بستگی به محتوی پروتئین دانه آن دارد.گندم با محتوی درصد پروتئین کم بطور عمده مورد استفاده برای غذای دام میباشد.

یکی از عواملی که تاثیر بسزایی در میزان پروتئین دانه را دارد،ازت میباشد.با عرضه ناکافی ازت به خاک هم عملکردوهم کیفیت مطلوب گندم کاهش می یابد.

گلوتن عبارت از یک گروه از پروتئین های اختصاصی برای گندم میباشد که مقداروکیفیت آن دارای اهمیت خاص در تعیین کیفیت پخت گندم را دارد.در رابطه با بررسی اثرات کودهای آلی و نیز کودهای دارای عناصر غذایی پر مصرف وکم مصرف بر عملکرد وکیفیت محصولات واقع در یک دوره ی تناوب که شامل کشت(گندم،آفتابگردان روغنی، چغندرقندوگندم)آزمایشی از سال 1375 به مدت5سال با 14 تیمارو3تکرار به مورد اجراءگذاشته شد.

تیمارها عبارتند از:

 


توصیه شده(اوره+فسفات NP-شاهد2-1

توصیه شده(نیترات NPآمونیوم) 3-

توصیهNPKآمونیوم+فسفات آمونیوم) 4-

شده(اوره+فسفات آمونیوم+سولفات پتاسیم)

توصیه شده(اوره+فسفات آمونیوم +NPK 5-

توصیه شده NPKZnکلرید پتاسیم)6-

توصیه شده+5NPK توصیه شده8-NPKSZn -7

توصیه شده+5 تن NPK تن کود کمپوست 9-

توصیه شده +5 تن کودNP کود حیوانی 10-

توصیه شده+5 تن کود NP کمپوست 11-

حیوانی 12- کود کمپوست(40 تن در هکتار)

13-کود حیوانی(40تن در هکتار)

توصیه شده. NPKFe 14-



میانگین نتایج حاصل از دو نوبت کشت گندم در سالهای 1375و1380 نشان میدهد اثر تیمارها سبب افزایش در میزان عملکرد وزن دانه،وزن هزار دانه،تعداد دانه در خوشه و وزن کاه ودرصد پروتئین دانه گندم گردید. ولیکن این افزایش تنها در مورد عملکرد وزن دانه،وزن کاه ودرصد پروتئین دانه گندم با احتمال5 درصدمعنی دار بوده است.حداکثر وزن دانه 266/2 تن در هکتاروپروتین گندم(80/22) درصدمربوط به تیمار مصرف40 تن کود حیوانی(ازنوع گاوی)بوده است که این تیماراز لحاظ آماری به تنهایی در گروه

قرار گرفته ودر مقایسه با تیمار شاهدA

(بدون مصرف کود)505/2 تن از لحاظ عملکرد دانه و95/8 درصد از نظر پروتئین دانه افزایش یافته است.


پروتئین دانه گندم تحت تأثیر ازت

تحتانی خاک

کمبود ازت یک فاکتور اصلی در کاهش کمی و کیفی محصول گندم به شمار می رود.هنگامی که ازت در لایه ی سطحی خاک به علت کمبود رطوبت غیر قابل استفاده باشد نیترات خاک تحتانی ممکن است منبع خوبی برای گیاهان باشد.شستشوی ازت معدنی شده(افزوده شده به سطح خاک)مهمترین عامل تشکیل نیترات در خاک تحتانی می باشد.شواهدی وجود داردکه در شرایط مزارع استرالیای جنوبی ازت نیتراتی به طور عمقی شسته شده ودر پروفیل خاک فرورفته ولی هنوز در ناحیه ی فعال ریشه است وممکن است بعدا توسط گیاه جذب شده ودر صد پروتئین را افزایش دهد.

اندازه گیریهای اولیه در مزرعه در دانشکده ویت در آدلاید استرالیا حاکی از کاهش ازت معدنی از افق سطحی خاک در طول دوران رشد گیاه بوده که قسمتی از آن مربوط به شستشوی ازت به لایه های عمقی است.در این تحقیق جذب ازت از خاک تحتانی بعد از گلدهی واثر آن روی درصد پروتئین مورد بررسی قرار گرفته است.

اهداف این مطالعه بررسی ازت معدنی خاک تحتانی وتحقیق درمورد قابلیت گندم در جذب

ازت از خاک تحتانی بعداز گلدهی در شرایط

مختلف افزایش ازت وآب است.برای تحقیق در مورد اهمیت ازت معدنی خاک تحتانی واثر آن روی درصد پروتئین دانه گندم وعوامل موثر در جذب ازت آزمایش گلخانه یی طراحی شد.بازیافت ازت از خاک تحتانی، موردمطالعه قرار گرفت.در این آزمایش قابلیت گیاه گندم در جذب ازت معدنی خاک تحتانی واثر آن بر روی پروتئین دانه بررسی گردید.گندم در گلدانهایی به قطر 11سانتی متروعمق105سانتی متر ودر خاک شنی وفقیر از ازت کاشته شد.در طول دوره رشد وزن خشک ریشه وشاخه،طول ریشه،تراکم نیترات،ازت کل ومحصول دانه ودرصدپروتئین اندازه گیری شد. دوهفته بعد از گلدهی 150میلی گرم ازت بصورت محلول نیترات پتاسیم به عمق 60سانتی متری اضافه شد و سرنوشت آن مطالعه شد.اضافه کردن ازت بعد از گلدهی بطور معنی دار رشد ریشه را در نواحی افزایش ازت در خاک تحتانی اضافه کردومحصول دانه،جذب ازت توسط ریشه ودرصد پروتئین افزایش یافت.بازیافت ازت افزوده شده توسط گیاه خیلی بالا بود (حدود72درصد).

مقدار ازت منتقل شده بعد از گلدهی از ریشه هاوساقه هادر گیاهان شاهد خیلی بالا بود(معادل81درصد ازتی که در دانه بود).نتایج این آزمایش نشان دادکه ازت معدنی خاک تحتانی در اواخر فصل جذب می شودوپروتئین دانه را افزایش می دهد.



بررسی اثرات مقادیر و منابع کود های شیمیایی

این آزمایش به منظور برسی تاثیر کودهای

شیمیایی حاوی عناصر پتاسیم،منیزیم وریز مغذیها بر عملکردو کیفیت محصول گندم آبی

درسال1379 در اراضی استان قزوین به مدت یک سال زراعی به مرحله اجرا در آمد.

تیمارهای کودی آزمایش به ترتیب شامل:

1=NP 2=NPK1 (K2SO4) 3=NPK2 (K2SO4)

4=NPK1(KC1) 5=NPK2 (KC1)

6=NPK1 (KC1)ریز مغذی ها+

7=NPK1 (K2SO4)ریز مغذی ها+

8=NPK2 (KC1)ریز مغذی ها+

9=NPK2 (K2SO4)ریز مغذی ها+

10=NPK2 (K2SO4)+MgSO4

11=NPK2(K2SO4)و تیمار کودی ریز مغذی

بود که در سه تکرار به صورت-+MgSO4

فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با مجموع33 تیمار به مرحله اجراء در آمد. در این طرح پتاسیم از دو منبع سولفات و کلرور در سه سطح:صفر،150 و300 کیلو گرم در هکتار و منیزیم از منبع سولفات در دو سطح صفرو200کیلو گرم

در هکتاراستفاده گردید.وکودهای ریزمغذی

بر اساس حدود بحرانی آنها شامل سولفات روی،سولفات منگنز،اسیدبوریک،سولفات آهن و سولفات مس بترتیب:40،40،30،150و20 کیلو گرم در هکتار استفاده شد.



نتایج حاصله از آزمایش نشان داد که کود های شیمیایی حاوی پتاسیم و منیزیم و ریز مغذی ها تاثیر معنی داری بر میزان (شاخصHISPعملکرد دانه ،وزن هزار دانه،

برداشت سنبله)،عملکرد کاه و کلش و در صد پروتئین داشتند.

همچنین،تیمار عناصر ریز مغذی همراه با پتاسیم،غلظت عناصر ریز مغذی را در دانه به طور معنی داری افزایش داد.



افزایش ارزش غذایی گندم



تغذیه صحیح و متعادل گیاه یکی از عوامل مهم در بهبود کمی و کیفی محصولات کشاورزی به شمار می آید.

کمبود آهن ،روی ؛مس و سایر عناصر ریز مغذی در گیاهان و محصولات زراعی گسترش جهانی دارد.کشت مداوم،مصرف همه ساله و بیش از نیاز کودهای فسفاته،فرسایش،آب شوئی و سایرشرایط حاکم برخاک های آهکی از جمله وجود مقادیر زیاد از کربنات قلیایی و عدم مصرف کود هایPHکلسیم

حاوی عناصر ریز مغذی و کودهای آلی،موجب کاهش ذخیره این عناصر در خاک گشته و در نتیجه باعث کاهش عملکرد شده است.

آهن،روی ومس برای رشدگیاهان عالی ضروری بوده و در فعالیت های مختلف بیوشیمیایی

سلول های گیاهی نقش غیر قابل انکاری دارند به طوری که هر عوامل ثانویه ای که موجب غیر قابل دسترس بودن این عناصر برای گیاه شود علائم ناشی از کمبود به صور مختلف از قبیل کاهش عملکرد و کاهش غلظت این عناصر دراندامهای مختلف نمایان می شود که درنهایت موجب تنزل ارزش غذائی

محصولات کشاورزی می گردد. به منظور بررسی

اثر مصرف آهن،مس و روی برمیزان پروتئین

و غلظت این عناصر در دانه ی گندم آبی،

(شاهد)NPKآزمایشی با پنج تیمار کودی 1-

NPK+Fe 2-

NPK+Fe+Zn+Cu 5-NPK+Cu 4-NPK+Zn3-

در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در 15 منطقه از اراضی زارعین

استان کردستان با دامنه ای از غلظت های کم تا زیاد آهن،روی و مس قابل جذب در خاک در سال زراعی76- 1375 بر روی گندم

رقم الموت به مرحله ی اجراء در آمد.

آهن روی و مس به ترتیب از منابع سکوسترن آهن 138،سولفات روی آبدار و سولفات مس آبدار به میزان 10،40 و 20 کیلوگرم در هکتار در زمان کاشت با تمامی کود های فسفره و پتاسه و نصف کود ازته در سطح کرتها پخش و به زیر خاک برده شد.

نصف بقیه ی کود اوره در بهار در مرحله به ساقه رفتن به صورت سرک مصرف شد.

بر اساس نتایج تجزیه و تحلیل آماری در تیمار های مختلف مشخص گردید که با مصرف سولفات روی میانگین پروتئین دانه از 10.6 درصد به 14 درصد افزایش یافت که در سطح آماری یک درصد معنی دار بود،امّا این افزایش برای سایر تیمارهای کودی معنی دار نشد.

در این تحقیق مقایسه ی میانگین غلظت آهن دانه در تیمار های مختلف نیز مشخص کرد که مصرف سکوسترن آهن،غلظت آهن دانه را 6/6میلی گرم در کیلوگرم نسبت به شاهد افزایش داده و لیکن از لحاظ آماری این افزایش معنی دار نبود.

با مصرف سولفات روی به تنهایی غلظت روی در دانه نسبت به شاهد به میزان5/6 میلی گرم در کیلو گرم افزایش داشت که در سطح یک در صد معنی دار بود ولیکن مصرف توام سولفات روی با سکوسترن آهن

و سولفات مس نسبت به مصرف به تنهایی سولفات روی به 5/4 میلی گرم در کیلو گرم تقلیل یا فته بود سکوسترن آهن تاثیر معنی داری بر افزایش غلظت آهن دانه نداشت در حالیکه مصرف توام آن با سولفات روی و سولفات مس غلظت مس دانه را به میزان 01/1 میلی گرم بر کیلو گرم نسبت به شاهد افزایش داد که در سطح پنج درصد معنی دار بود و لیکن مصرف سولفات مس به تنهایی بر غلظت مس دانه بی تاثیر بود.



اثر مصرف مواد آلی از منابع مختلف



آلودگی های زیست محیطی ناشی از مصرف بی رویه ی کود های شیمیایی در کشاورزی باعث گردیده که استفاده از کود های آلی در تولید دراز مدت محصولات کشاورزی و در سطحی قابل قبول،بعنوان راه حلی ممکن و مطلوب مورد توجه روز افزون قرار گیرد.

به منظور بررسی تاثیر مواد آلی از منابع مختلف بر رشد و عملکرد گندم آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در طی دو سال زراعی در مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان (طرق)بر روی خاکی با بافت لوم به مورد اجراگذاشته شد.منابع کودی مورداستفاده عبارت از کود گاوی،کود مرغی و کود کمپوست بود به نسبت های 0، 5/5 و10 تن در هکتار قبل از کشت به خاک اضافه گردید.

ابعاد کرتهای آزمایشی 10×6 متر و رقم گندم مورد استفاده ی مهدوی بود.

پس از برداشت محصول عملکرد دانه،کاه و وزن هزار دانه تعیین گردید.

نتایج به دست آمده حاکی از این است که مصرف 5 تن کود مرغی در هکتار در هر دو سال آزمایش بیشترین عملکرد کاه و دانه را داشته است. در سال دوم آزمایش وزن هزاردانه به دست آمده در کلیّه تیمارها

بالاتر از میانگین وزن هزار دانه گزارش شده برای رقم مهدوی است.

بیشترین وزن هزار دانه به مقدار 58 گرم مربوط به تیمار مصرف 5 تن کود گاوی در هکتار می باشد.



(CCC)اثر کلروکلین کلراید



اثر ماده ی تنظیم کننده رشد کلروکلین کلراید بر جوانه زنی بذر،طول گیاهچه،

وزن خشک هوایی و ریشه و میزان فتو سنتز

در گیاهچه گندم دیم،رقم سرداری مورد مطالعه قرار گرفت.برای این منظور ابتدا بذر های گندم به مدت 24 ساعت درمحلول2/0

و یا آب مقطر برای شاهد،CCCدرصد ماده

آغشته گردیدند.بذر ها پس از خشک شدن در معرض هوا،در گلدانهای پلاستیکی کشت و در شرایط اتاقک رشد قرار داده شدند.

نتایج بدست آمده نشان دادکه درصد جوانه

یکسانCCCو بدون CCCزنی بذر در تیمار با

نسبCCCبود،اما سرعت جوانه زنی در تیمار

به شاهد کاهش یافت. بعلاوه طول گیاهچه به طور معنی داری کمتر شدCCCدر اثر مصرف

که بعلّت ممانعت از سنتز اسید جیبر لیک می باشد.همچنین عرض برگ،وزن خشک بخش هوائی و ریشه،سبزینه برگ و تبادلات گازی در اثر افزایش یافت که نشانه فعالیت CCCمصرف بیشتر فتو سنتز در گیاهچه گندم تیمارشده

است.از نتایج بدست آمده در این CCCبا

پژوهش میتوان نتیجه گرفت که چنانچه بذر

CCCگندم رقم سرداری قبل ازکاشت به ماده

آغشته گردد،گیاهچه های محتملتری نسبت به کم آبی برای کشت دیم بوجود خواهد آمد.



بررسی بالانس (توازن)پتاسیم



تا کنون در مصرف کودهای پتاسیمی در مقابل کودهای ازته و فسفاته کم توجهی شده است و عامل این کم توجهی را غالبیت

رسهای ایلیت در خاکهای زراعی کشور می دانند و چنین تصور می نمایندکه درخاکهای

آهکی بارس ایلیت،پتاسیم مورد نیاز برای تولید کافی است.

نظر به اینکه این کودعامل مهمّی دربهبود کمی وکیفی محصول می باشد برای حفظ تعادل

بین عناصر غذایی و لزوم مصرف بهینه کود های شیمیایی این طرح به اجراء در آمد، به منظور بررسی توازن پتاسیم در خاکهای زیر کشت گندم و نیاز به کود پتاسه این محصول در استان خراسان تعداد20 مزرعه ی گندم در مناطق مختلف استان انتخاب و در دو مرحله از خاک قبل از کشت و بعد برداشت نمونه برداری مرکب انجام شد.

پتاسیم قابل جذب خاک بااستفاده ازعصاره

گیر استات آمونیم اندازه گیری وتغییرات پتاسیم قبل از کشت و بعد از برداشت مورد بررسی قرار گرفت.

خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاکها تحت مطالعه بوده و غلظت پتاسیم آبهای آبیاری اندازه گیری شد در ضمن برای اندازه گیری پتاسیم برداشتی به وسیله ی محصول نمونه برداری از قسمت های هوایی گندم انجام و پتاسیم کاه و دانه بعد از آسیاب کردن با استفاده از اسید کلریدریک دو نرمال اندازه گیری شد.

نتایج حاصله نشان داد که خاک های منطقه

آهکی بوده فسفرقابل جذب این خاکها زیاد

و مواد آلی کم بوده و پتاسیم آبیاری در حد پایین بوده است .

نتایج توازن پتاسیم حاکی از آن است که در اکثر موارد پتاسیم قابل جذب کاهش یافته،بدین ترتیب توازن در این مزارع منفی بوده و نیاز به کودهای پتاسیمی احساس می شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 22:18  توسط رامین  |